راز نهادینه‌نشدن ولایت فقیه در جامعه؛ از ذهن شرطی تا تبیین ناقص

تعداد کلمات: ۱۹۸۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

 

بیان مسئله

نظریه «ولایت مطلقه فقیه» به معنی «قبول جایگاه و اختیارات حکومتی معصومین برای ولی فقیه جامع‏ الشرایط در عصر غیبت» رکن اساسی ساختار نظام جمهوری اسلامی و نظام مردم‌سالاری دینی و نیز مهم‏ترین تفاوت این نظام با نظام‌های سیاسی دیگر است. این موضوع به‌دلیل منحصربه فرد بودن از یک‌جانب و ناهماهنگی با مبانی و نتایج نظریه‌هایی چون دموکراسی از جانب دیگر، مجادلات نظری را همواره با خود در ایران معاصر میان طیف‌های مختلف داشته است. در میان دیدگاه‌های مخالف ضمن شناسایی رویکردهای علمی در طرح اشکال که مورداستقبال مدافعان نظریه است، برخی جبهه‌گیری‌های سیاسی و مقابله با افکار عمومی از طریق روش‌های غیرعلمی وجود دارد. ازاین‏رو، مهم‏ترین وظیفه مدافعان نظریه «ولایت فقیه» برای مقابله با تهاجمات و نیز موفقیت نظام اسلامی، ترویج و نهادینه ‏ساختن این نظریه در افکار عمومی است به‏گونه‌ای که مردم در اثر آگاهی از مختصات این نظریه و آثار آن، در قبال این نظام پایبند شوند و به پشتیبانی از این نظریه در مقابل تهاجمات بپردازند. با وجود این به نظر می‌رسد با گذشت بیش از ۴۵ سال از ظهور نظام جمهوری اسلامی نظریه «ولایت فقیه» آن‏گونه که شایسته است میان مردم و حتی ارکان حکومتی نهادینه نشده است. تعداد درخور‌ توجهی از افراد جامعه، تصور دقیق و درستی از اندیشۀ ولایت فقیه ندارند یا حتی به‌دلیل معرفی نادرست آن تصورات نادرستی پیدا کرده‌اند. به‌عنوان مثال؛ برخی ولایت مطلقه را با حکومت مطلقه اشتباه می‌گیرند. افزون بر این دربارۀ رابطۀ ولایت فقیه با نهادهای حکمرانی ابهامات زیادی در میان افکار عمومی وجود دارد و همین امر موجب انتساب مشکلات به رهبری نظام از سوی افکار عمومی می‌شود.

گزارش حاضر با پذیرش چارچوب فکری مورد پذیرش امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در «نظریه ولایت فقیه» درصدد است با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای، هیئت اندیشه‌ورز و مصاحبه‌های نخبگانی نقاط آسیب در عرصه‌های فرهنگی-اجتماعی، سیاسی-حقوقی و نظری را شناسایی و راهکارهای مؤثر در ترویج و نهادینه‌کردن این نظریه در جامعه را برای نهادهای متولی امر ارائه کند.

 

وضعیت فعلی مسئله

نظریه ولایت فقیه در ابتدای انقلاب اسلامی ایران به ‏صورت گسترده مورد توجه نخبگان جامعه و تبیین و ترویج آن توسط ایشان بود. در دهه‌های نخستین استقرار نظام اسلامی افرادی همچون آیت‏ الله مکارم شیرازی، آیت ‏الله شهید مطهری، آیت‏ الله جوادی آملی و دیگر فقهای صاحب‏ نظر در این عرصه با حضور در تلویزیون و رسانه‌های جمعی به تببین نظریه ولایت فقیه و مبانی آن و نیز پاسخ به شبهات مختلفی که از سوی مردم یا نخبگان مطرح می‌شد، می‌پرداختند. این وضعیت موضوع ولایت فقیه را به موضوعی دسته اول در محافل علمی تبدیل کرده بود. افزون بر این آثار مکتوب به‏ جای‏ مانده از دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شمسی در زمینه ولایت فقیه نیز حاکی از توجه ویژه نویسندگان صاحب‌نام در زمینه‌های فقهی و حقوقی و سیاسی به موضوع ولایت فقیه است. اما با گذشت زمان و گذر از دهه‌های مذکور فعالیت نخبگان طراز اول در این زمینه روبه افول رفته است. حال آنکه دشمن با فعالیت رسانه‌ای خود به‏ صورت روزافزون به مقابله با این نظریه پرداخته است. برخی از فعالیت‌های انجام ‏شده در این راستا عبارت است از: انتساب کاستی‌ها و برخی ناکارآمدی‌های نظام به نظریه ولایت فقیه، ایجاد تصویری مطابق با رژیم دیکتاتوری و حکومت مطلقه از نظام مبتنی‌بر نظریه ولایت فقیه، تبلیغ و بزرگ جلوه‌دادن محاسن نظام لیبرال دموکراسی در مقابل نظام مردم‏سالاری دینی مبتنی‏بر نظریه ولایت فقیه و… .

 

آسیب‌های مسئله

امروزه گذشت بیش از ۴۵ سال از تحقق نظام جمهوری اسلامی ایران و وجود تفاوت میان نسل‌های جدید با نسل‌های پیش از انقلاب و دهه‌های نخستین انقلاب به نداشتنِ بینش صحیح نسل‌های جدید در خصوص انقلاب، آرمان‌ها و مبانی نظری آن از‏جمله ولایت فقیه منجر شده است. این موضوع در کنار وضعیت پیش‌گفته آسیب‌های متعددی را می‌تواند در پی داشته باشد ازجمله:

  • تصور صحیح ‏نداشتن از ولایت فقیه در جامعه؛
  • کاستن از مقبولیت مردمی نظام اسلامی؛
  • همراهی ‏نکردن مردم با حکومت در موقعیت‌های خطیر؛
  • عدم تفکیک میان نظریه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه؛
  • متضادانگاری نظریه ولایت فقیه با تجربه بشری برای حکمرانی؛
  • تصور گستردگی و تنوع حوزه اختیارات وظایف ولی ‌فقیه و افزایش انتظارات مردم و متوجه‌کردن کاستی‌ها به ایشان؛
  • القای نگرش حکومت دیکتاتوری در مردم؛
  • از بین ‌رفتن چهره کاریزماتیک رهبری در جامعه؛
  • شکاف دولت و ملت؛
  • گسترش‌یافتن فرهنگ حکومت ‏ستیزی در ایران.

 

علت‌های اصلی

آسیب‌های فرهنگی-اجتماعی
بدیع‌بودن نظریه و ضعف انس ذهنی با آن شرطی‌شدن ذهن
ضعف در تبیین، تبلیغ و ترویج عدم تفکیک بین نظریه ولایت فقیه و شخص ولی ‌فقیه
متضاد جلوه‌دادن نظریه ولایت فقیه با تجربه بشری فرهنگ تضاد ایرانیان
کمتوجهی ترویج ‏کنندگان نظریه ولایت فقیه به جایگاه مردم در اندیشه ولایت فقیه امام

مهم‏ترین علت‏های عدم نهادینه‌شدن ولایت فقیه در افکار عمومی براساس پژوهش‌های انجام‏ شده به‌وسیله مصاحبه‌های نخبگانی، جلسات بارش فکری و نظرسنجی‌های انجام ‏شده در زمینه‌های فرهنگی-اجتماعی، حقوقی-سیاسی و نظری از این قرار است:

آسیب‌های سیاسی-حقوقی
نبود قوانین شفاف برای نهادینه‌کردن ولایت فقیه ابهام در تفکیک قوا
ایجاد تصور توسط مخالفان در مورد استفاده متداول از حکم حکومتی در حکمرانی تبلیغ در مورد مستثنی‌شدن نهادها و منصوبین مقام رهبری از شمول قانون مصوب مجلس
عدم تبیین و تبلیغ نظارت مجلس خبرگان بر مقام رهبری

 

تصور گستردگی و تنوع وظایف ولی‌ فقیه و افزایش انتظارات مردم و متوجه‌کردن کاستی‌ها به ایشان
آسیب‌های نظری
دوگانۀ مفهومی امت-ملت استخراج‌نشدن الگوی حکمرانی ولایی
ترک‌کردن بحث از نظریه توسط نخبگان حوزوی، حقوقی و سیاسی تفاهم ‏نداشتن بر نظریه واحد
عدم پذیرش عمومی نظریه امام در حوزۀ علمیه عدم اجماع بر نظریه انتظار در عصر غیبت
ابهام در نقش و مرز فقه در حکمرانی تفاهم ‏نداشتن نخبگان بر نظریه واحد

 

در میان علت‌های گفته ‏شده، براساس نظرسنجی از حدود پنجاه نخبه حوزه ولایت فقیه، چهارده علت زیر به ترتیب مهم‏ترین علت‏های عدم نهادینه‌شدن ولایت فقیه در افکار عمومی دانسته شده است. حداکثر نمره واردشده در پرسش‏نامه مربوطه، ۵ و حداقل آن ۱ بوده است.

ردیف علل میانگین امتیاز
۱ شرطی‌شدن ذهن (ارزیابی نظریه با اختلال در کارآمدی نظام) ۴.۵۰۶
۲ دفاع بد و ناقص از ولایت فقیه توسط برخی حامیان ۴.۰۹۸
۳ فقدان نظریه دولت اسلامی ۴.۰۸۶
۴ عدم پذیرش فراگیر نظریه امام در محیط‌های آکادمیک ۳.۹۱۴
۵ ابهام در نقش و مرز فقه در حکمرانی ۳.۸۶۴
۶ نبود تلقی واحد از نظریه در میان جامعه ۳.۸
۷ خروج بحث از دانش فقه و سیاسی‌شدن آن ۳.۶۱
۸ ضعف در ترویج و تبلیغ و… ۳.۵۹۲
۹ اجرایی‌نشدن نظریه ولایت فقیه در عمل به‏طور کامل ۳.۵۴۳
۱۰ عدم پذیرش فراگیر نظریه امام در حوزۀ علمیه ۳.۳۰۸
۱۱ بدیع‌بودن نظریه و ضعف انس ذهنی جامعه با آن ۳.۱۹۷
۱۲ غلبه سایر قرائت‌ها بر نظریه امام ۳.۱۷۱
۱۳ فرهنگ تضاد ایرانیان و ضدیت با موضوعات موجود ۲.۹۴۶
۱۴ تفاوت نظریه‌های ولایت فقیه پیش و پس از انقلاب ۲.۵۸۹

 

با ‌توجه ‌به داده‌های جدول فوق باید گفت مهم‏ترین علل عدم نهادینه‌شدن ولایت فقیه در افکار عمومی که بیشتر علت‌های دیگر نیز به آن‌ها باز می‌گردند عبارت‌اند از:

  • ضعف فعالیت تبلیغی صحیح و مواجهه با تهاجم شناختی دشمنان (موارد ۱ ،۲ و۸)

در میان موارد یادشده «شرطی‌شدن ذهن مردم» مهم‏ترین علت عدم نهادینه‌‌شدن نظریه ولایت فقیه بوده است؛ توضیح آن‌که: کارآمدی یا ناکارآمدی نظام سیاسی در نظام مبتنی ‏بر «نظریه ولایت فقیه» در اثر پدیده قرن اکید یا شرطی‌شدن ذهن با کارآمدی یا ناکارآمدی «نظریه ولایت فقیه» ملازمه دارد. براین‏ اساس ناکارآمدی در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی در ادوار مختلف و تجربه تورم‌های شدید و بحران‌های سیاسی موجب هم‌آیندی این «ناکارآمدی» با نظریه «ولایت فقیه» در افکار عمومی و حتی نخبگان شده است به‌گونه‌ای که برخی معتقدند اگر نظریه ولایت فقیه کارآمد بود نباید چنین مشکلاتی ایجاد می‌شد. توجه به این نکته ضروری است که صرف احساس ناکارآمدی نیز برای ایجاد این ملازمه کافی است، بنابراین باید برای جلوگیری از بروز احساس ناکارآمدی نیز چاره جست.

  • عدم محوریت نظریه امام خمینی(ره) در تبیین و تبلیغ نظریه ولایت فقیه و در پی آن بی ‏توجهی به ظرفیت‌های مردم‏ سالارانه این نظریه (موارد ۴، ۶، ۱۰، ۱۲ و ۱۴).

براساس اندیشه امام خمینی(ره) اعمال ولایت فقیه شرعاً مشروط به قبول و رضایت عمومی مردم است، حال آنکه براساس سایر نظریات در قرائت نصب چنین امری شرط نیست. نقش جدی مردم در مشروعیت نظام ولایت فقیه در دیدگاه امام خمینی(ره) امر جدیدی بود که برای حوزه علمیه قابل قبول نبود. ازاین‏ رو، این شرط، به شرط مقبولیت حکومت حمل شد و نه شرط مشروعیت تشکیل حکومت توسط فقیه. بنابراین اساساً نظریه امام توسط حوزه‌های علمیه پذیرفته نشد تا چه رسد به تبیین و نهادینه ‏سازی آن توسط فضلا و علمای حوزه علمیه. درنهایت بی ‏توجهی به نظریه امام و غلبه نظریات دیگر موجب فراموشی جایگاه مردم در قرائت امام خمینی(ره) شده است.

 

توصیه‌های راهبردی برای تبیین و ترویج و نهادینه ‏سازی نظریه ولایت فقیه در افکار عمومی

بر مبنای پژوهش‌ها و دیدگاه‌های نخبگانی می‌توان از راهبردهای کلان ذیل بهره برد:

۱.اصلاح تقارن ذهنی

شرطی‌شدن ذهن دارای برترین رتبه در میان سایر آسیب‌ها در مسئلۀ نهادینه‌نشدن ولایت فقیه در جامعه است. اصلاح این عامل نیازمند اتخاذ دو رویکرد در جهاد تبیین و استفاده از رسانه‌ها و ابزارهای تبلیغ است:

  1. رویکرد ایجابی: «تبیین دقیق کارآمدی نظام با تکیه بر ارائۀ شواهد و دلایل ملموس»؛
  2. رویکرد سلبی: «دورکردن انتساب اختلال در ناکارآمدی بخشی، به ولی‌فقیه، با استفاده از تبیین مستدل و مستند».

رویکرد ایجابی مستلزم مقابله مستقیم با تبلیغات منفی حامل ناکارآمدی مطلق نظام است. این امر باید به‌صورت فعالانه و نه صرفاً تدافعی انجام شود. رویکرد منفی مستلزم تبیین دقیق و شفاف اختیارات و وظایف هریک از قوا و جایگاه رهبری و ارتباط آن‌ها با یکدیگر و مبتنی ‏بر لزوم پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری نهادهاست. بااین ‏حال توجه به این نکته ضروری است که تبیین صحیح به‌دلیل ارتباط مستقیم مسئله با افکار عمومی و تلقی جامعه، امری نیازمند دقت و عملکرد دقیق همراه با برنامه‌ریزی بایسته است؛ چراکه پیدایش یک تلقی خاص و تقارن بین دو مفهوم در ذهن افراد جامعه به‌مرور زمان شکل می‏گیرد و به همین نحو نیز تغییر می‌یابد و جای خود را به تلقی دیگری می‌دهد.

 

۲.بازگشت به گفتمان ولایت فقیه انقلاب اسلامی

در کنار توجه به راهکارهای تبلیغی مناسب جهت نهادینه‌کردن نظریه ولایت فقیه در جامعه، توجه به مفاهیم ارائه ‏شده در هنگام تبلیغ نیز ضروری است. از سویی مفاد ارائه‏ شده باید قابل تطبیق بر منابع دینی و امور عقلی و عقلایی باشد و از طرفی در ارائه مطالب باید به گفتمان ولایت فقیه در ایام پیروزی انقلاب اسلامی که به قبول عمومی آن منجر شد توجه ویژه‌ای داشت. از‏جمله شاخصه‌های این گفتمان توجه ویژه به جایگاه مردم در نظریه ولایت فقیه در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی است. براین ‏اساس توجه به نهادها و افراد ترویج‌کنندۀ نظریه در جامعه بسیار ضروری است؛ چراکه اگر طرفدار قرائتی دیگر از ولایت فقیه باشند، نمی‌توان انتظار ترویج نظریه ولایت فقیه امام را از آن‌ها داشت.

 

راهکارهای قابل ارائه برای تحقق راهبردهای کلان

در ادامه راهکارهای مختلف به ‏منظور امکان محقق‌سازی دو راهبرد پیش‌گفته (اصلاح تقارن ذهنی و بازگشت به گفتمان ولایت فقیه انقلاب اسلامی) احصا می‌شوند؛ روشن است که پیشبرد تمام راهکارها در کنار یکدیگر تأثیرگذار هستند.

راهکارهای مربوط به حوزۀ افکار عمومی
استفاده از متخصصان در ارتقای نگرش برگزاری کارگاه‌های آموزشی توسط نخبگان کمتر در دسترس عموم
استفاده توأمان از استادان مرتبط و استادان تخصصی غیرمرتبط تولید محتوای متناسب با سطح عموم جامعه
افزایش مهارت گوش‌دادن توسط مسئولان ارتقای نگرش از منظر عملکردی
بازنمایی جنبه‌های مردم‌سالارانه نظریه تصویرسازی کامل از ولی ‌فقیه
توجه به نهادها و اشخاص ترویج‌دهندۀ نظریه رهاکردن قرائت‌های تأکیدکننده بر نقش نداشتن مردم
شناسایی طرح‌واره شکل‌گرفته از ولایت فقیه در جامعه بهره‌برداری از ظرفیت کرسی‌های نظریه‌پردازی
ارائۀ مقایسه‌ای اختیارات ولی ‌فقیه با رؤسای سایر کشورها تبیین اختیارات ولی ‌فقیه به‌مثابه ابزار خدمت به جامعه
بازنمایی موفقیت‌های نهادهای زیرنظر مقام معظم رهبری تبیین میزان اختیارات سیاست‌مداران در حکمرانی
برگزاری نمایشگاه‌های پیشرفت جهاد تبیین
منحصرنکردن ارائۀ بحث ولایت فقیه در دانشگاه به روحانیت تقویت ارتباط دانشگاه با بیت رهبری
تأکید بر تبیین مبانی فقهی-حقوقی نظریه تبیین واقعیت‌های میزان اخلال دشمنان بر عملکرد نظام
شناسایی فرهنگ سیاسی ایرانیان و تناسب‌سازی ترویج نظریه با آن مقابله با القای ناکارآمدی مطلق نظام
راهکارهای نظری
حمایت از مباحثات علمی پیرامون نظریه بازگشت به نظریه امام و رهبری
بررسی مسیر طی‌شده نظریه در طول تاریخ تشیع و استفاده از ظرفیت‌های آن حسب مورد ورود به جزئیات نظریه در محیط‌های علمی حوزوی و دانشگاهی
واکاوی تطبیقی نظریه ولایت فقیه با سایر نظریه‌ها تبیین جایگاه نظام ولایت فقیه ذیل نظام دینی
راهکارهای سیاسی-حقوقی
الگوگیری از رهبران انقلاب در مدارا اطلاع‌رسانی سازوکارهای نظارتی بر رهبر به مردم
نهادینه‌سازی سیاسی و اداری از طریق قوانین و مقررات مناسب

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید