هم‌زمانی فتح و فقدان؛ اهمیت صداقت در رسانه مقاومت

تعداد کلمات:۶۵۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۳ دقیقه

نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک

 

در تازه‌ترین تحولات میدانی، دو خبر متناقض با هم دست به دست می‌شود: پیشروی رزمندگان یمنی در المخا و جزایر راهبردی در دریای سرخ که می‌تواند معادلات تنگه باب‌المندب را تغییر دهد، و انهدام ارتفاعات علی‌الطاهر در جنوب لبنان با حجمی سنگین از مواد منفجره که به احتمال زیاد با شهادت شماری از مدافعان مقاومت همراه بوده و کلیدی بر ادامه اشغالگری در جنوب لبنان است. این هم‌زمانی، افکار عمومی ایران را به طیف‌های مختلف تقسیم می‌کند؛ گروهی شاد از فتوحات یمن و غمگین از لبنان، گروهی برعکس، گروهی بی‌تفاوت و گروهی بی‌اطلاع.
اما رسانه مقاومت نمی‌تواند و نباید یکی را فدای دیگری کند. وظیفه رسانه مقاومت این است که هم شادی را ببینیم و هم اشک را، بدون اینکه به امیدواری کورکورانه یا ناامیدی مطلق را پمپاژ کند.

 

در این بین روایت جنگی به دلایلی گفته می‌شود که مشروعیت و درستی مشارکت در یک جنگ را تقویت می‌کند؛ اگر این روایت نتواند مخاطب را متقاعد کند، حمایت عمومی عقب می‌نشیند و جنگ ممکن است شکست بخورد.[۱] این تعریف دقیقاً نشان می‌دهد چرا امروز باید هر دو رویداد در یک قاب واحد روایت شود؛ یمن به‌عنوان نشانه امکان‌پذیری مقاومت و پیشروی و ضعف مرتزقین سعودی و اماراتی، لبنان به‌عنوان بهای ایستادگی و فداکاری و خباثت دشمن صهیونی. اگر فقط شادی یمن را برجسته کنیم، مخاطب ایرانی به صداقت رسانه شک می‌کند و دشمن در جنگ شناختی همان شکاف را هدف می‌گیرد. اگر فقط بر غم لبنان متمرکز شویم، دستاورد یمن به حاشیه می‌رود و ناامیدی مطلق تقویت می‌شود.
امام شهید تهدیدات جنگ نرم را دستکاری افکار عمومی، ایجاد تفرقه و پرورش تردید نسبت به مبانی انقلاب اسلامی تعریف کرده‌اند.[۲] بنابراین، هر روایتی که یکی از دو جبهه را نادیده بگیرد، در عمل به دستور کار دشمن در دوقطبی‌سازی عمل کرده است.

 

همچنین روانشناسی اجتماعی نشان می‌دهد که احساسات مرتبط با رنج ناشی از جنگ و تروریسم می‌توانند نقشی محوری در شکل‌دهی جوامع و جهت‌دهی به سیاست آن‌ها ایفا کنند.[۳] بر این اساس، اتفاقات غم انگیز در علی‌الطاهر نه فقط یک فقدان، بلکه سرمایه‌ای هویتی برای انسجام اجتماعی است، مشروط بر آنکه رسانه بتواند آن را در قاب ایثار و مقاومت راهبردی روایت کند، نه صرفا شکست تاکتیکی محور مقاومت. در سوی دیگر، فتح المخا در یمن نیز نباید به یک جشن تبدیل شود که مسئولیت سنگین ادامه راه را از یاد ببرد.

این همان توازنی است که علوم اجتماعی محاسباتی می‌تواند در عمل به آن کمک کند. تحلیل احساسات در کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی، در زمان واقعی نشان می‌دهد کدام روایت در حال غلبه است — شادی از یمن یا غم از لبنان — و به رسانه کمک می‌کند بلافاصله محتوای متوازن‌کننده تولید کند. اما این ابزار نباید به مهندسی ادراک مخاطب تبدیل شود؛ باید فقط به ما یادآوری کند که صداقت تام و تمام، مهم‌ترین سرمایه رسانه مقاومت است.

 

تجربه جنگ‌های تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز نشان داد مردم از مصرف‌کننده منفعل اطلاعات به تولیدکننده فعال محتوا تبدیل شدند و فهمیدند اگر روایت اول را خودشان نگویند، روایت‌های دوم و سوم از آنِ دشمن خواهد بود. در وضعیت امروز، این درس به یک اصل عملیاتی تبدیل می‌شود: شادی یمن و غم لبنان نباید در دو کانال جداگانه و متضاد جریان یابند. رسانه انقلاب و مقاومت باید، با صداقت کامل، هر دو را کنار هم بگذارد؛ شادی را با مسئولیت، غم را با انگیزه. نه شهدا را پنهان کند و نه پیروزی‌ها را بزرگ‌نمایی. این توازن، هم امیدواری را از حالت کورکورانه خارج می‌کند و هم ناامیدی را از حالت مطلق می‌رهاند. افکار عمومی ایران اگر احساس کند رسانه مقاومت با او صادق است، می‌تواند هم‌زمان شاد و غمگین باشد و در هر دو حالت، در کنار جبهه مقاومت بایستد.

 

پاورقی
۱. Tone Kvernbekk & Ola Bøe-Hansen, “How to Win Wars: The Role of the War Narrative,” PhilPapers.
۲. بیانات آیت‌الله شهید خامنه‌ای، ۲۸ بهمن ۱۴۰۳ دیدار با اهالی آذربایجان شرقی .
۳. Emma Hutchison, Affective Communities in World Politics: Collective Emotions after Trauma, Cambridge University Press, 2016.

این مقاله را به اشتراک بگذارید