نقدی بر گزارش نظرسنجی آرا

گزارش اخیر مؤسسه آرا با خلط مقاطع زمانی، تفسیر گزینشی داده‌ها و سوگیری تحلیلی، تصویری ناقص و مناقشه‌برانگیز از افکار عمومی ارائه می‌دهد.

تعداد کلمات:۱۱۵۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۶ دقیقه

نویسنده: سجاد لطفی[۱]

 

در روزهای اخیر گزارشی از نتایج نظرسنجی موسسه افکارسنجی آرا (اردیبهشت ۱۴۰۵) منتشر گردید؛ گزارش یاد شده خرداد ۱۴۰۵ منتشر شده و حاوی نظرات مردم پیرامون موضوعات مختلف پس از حوادث دی ماه ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه توسط علی ربیعی انجام شده است. نظرسنجی درباره موضوعات گوناگون امری مرسوم و متعارف است اما نحوه تحلیل و تفسیر آن‌ها مهم است و اعتبار علمی و حرفه‌ای آن را تعیین می‌کند. این گزارش دربرگیرنده سویه‌های سیاسی و اجتماعی است و به نظر می‌رسد درصدد ایفای نقش برای تبیین افکار عمومی پشتیبان ایده صلح در شرایط جنگ تحمیلی کنونی است.

 

برخی اشکالات کلی بر گزارش عبارتند از:

  • نظرسنجی پیشین موسسه آرا در آذر ۱۴۰۴ بوده و این نظرسنجی در مقطع اردیبهشت ۰۵ انجام شده است؛ لذا تحولات دی‌ماه و جنگ ۴۰ روزه هر دو را با هم مدنظر قرار داده و با آذر ۰۴ تطبیق داده است. به وضوح می‌توان دریافت که نظرسنجی مرتبط با حوادث دی ماه ۰۴ با موارد مرتبط با جنگ متفاوت است اما در اینجا یکی گرفته شده و همین اشکال می‌تواند موجب خطای شناختی شود.
  • گزارش در توصیف گویه‌ها ضعف دارد همچنین در عمده پیشنهادهای سیاستی، عبارات به صورت کلی‌گویی، کوتاه، و بعضاً تکراری ذکر شده است. مثلاً پیشنهادات سیاستی بخش اول عیناًً در بخش دوم تکرار گردیده است!

 

در سایر بخش‌ها نیز مواردی قابل ذکر است:

  • در قسمت روان اجتماعی، در توضیح برهه زمانی، سرعت اتفاقات و بعضا تعدد بالای آن‌ها را باید در نظر آورد و سنجش‌ها را متناسب طراحی نمود. به عنوان مثال، جنگ تحمیلی سوم شامل چند مقطع می‌شود: چهل روز اول جنگ، آتش‌بس و سکوت صحنه نبرد میدان (۱۹ فروردین)، تفاهم با امریکا (۲۸ خرداد)، اعلام پایان تفاهم از سوی رییس جمهور امریکا و آغاز تجاوزات امریکا (۱۹ تیر). حال نتایج نظرسنجی در احساساتی مانند خشم و عصبانیت را باید به دی‌ماه مرتبط دانست یا جنگ؟ و اگر جنگ است کدام مقطع جنگ؟! طبق یک نظرسنجی دیگر، احساسات مردم پس از شنیدن خبر ۱۸ و ۱۹ دی ماه، به صورت عمده غم ۷۲.۳%، نفرت ۲۴.۱% و ترس ۲۲.۳% بوده است.

 

  • در بخش سوم، در سنجش دینداری، هم‌ارزی دینداری ایرانیان با مقوله روزه‌داری خطایی آشکار است؛ در سنجش تمایل به مهاجرت، در پاسخ به پرسش «اگر شرایط فراهم باشد مهاجرت می‌کنید؟» نتایج زیر حاصل شده: ۳۳% بله –۲% خیر. با توجه به ویژگی‌های امر مهاجرت، گویه‌ها باید تخصصی‌تر طراحی و نیز عمیق‌تر تحلیل گردد. یکی دیگر از پیمایش‌های ملّی (خرداد ۰۵) پیرامون تفاهم‌نامه اخیر ایران و امریکا، پرسشی درباره تمایل به مهاجرت پرسیده است: «با توجه به عادی شدن نسبی شرایط زندگی پس از تفاهم‌نامه، تمایل و تصمیم شما برای مهاجرت از ایران چگونه است؟» ۶۰.۶% اصلا فکر نمی‌کنم و ترجیح می‌دهم در ایران بمانم، ۱۷.۶% گاهی فکر میکنم ولی در ایران می مانم، ۱۷.۵% در صورت تمهید شرایط اقدام میکنم، ۴.۲% تصمیم قطعی دارم. بنابراین تمایل به مهاجرت در صورت فراهم بودن شرایط ۲۱.۷% است که با نظرسنجی آرا متفاوت است.

 

  • در بخش چهارم، پیرامون آینده وضعیت اقتصادی کشور، نتایج به شرح زیر است: ۵۷.۶% بدتر خواهد شد، ۱۲% تغییری نمی‌کند، ۲۱.۲% بهتر خواهد شد؛ در حالی که در یک نظرسنجی معتبر ملی (خرداد ۰۵) نتایج حاصله متفاوت است! «پس از اتمام جنگ فعلی، وضعیت اقتصادی ایران نسبت به پیش از جنگ در مجموع چگونه خواهد بود؟» ۴۷% بهتر،۱% تغییری نمی‌کند، بدتر ۲۹.۸%.

 

  • گزارش حاضر ذکر کرده که بیش از نیمی از پاسخگویان به تیم مذاکره کننده اعتماد ندارند، در حالی که کمتر از یک سوم یعنی ۲۸.۵% جامعه اعتماد بالایی به تیم جدید مذاکره کننده ایران دارد. این در حالی است که طبق نظرسنجی ملی دیگر نتایج به شرح زیر است: ۵۰.۱% بسیار و تا حدی اعتماد دارند –۳% تا حدی و بسیار بی اعتماد است – ۲۷.۴% نه اعتماد دارم و نه بی اعتمادم.

 

  • در پرسشی آمده که «بهترین اقدام ایران در شرایط فعلی» چیست؟ نتایج عبارتند از: ۴۴.۳% حفظ آتش‌بس و ادامه مذاکرات، ۱۹.۹% پایان مذاکرات و آمادگی برای جنگ، ۱۶.۴% حمله پیش‌دستانه به مواضع امریکا و اسراییل، ۱۰.۳% پذیرش همه شروط امریکا؛ در یک نظرسنجی ملی دیگر در مورد میزان پایداری تفاهم‌نامه، نتایج زیر حاصل شده: ۷% کمتر از دو ماه ، ۲۲.۹% دو تا چهار ماه ، ۱۰.۶% چهار تا شش ماه ، ۹% شش ماه تا یک سال ، ۲۴.۹% بیش از یک سال؛ یعنی تقریبا ۷۵% زیر یک سال را برگزیده‌اند و اکثریت آن‌ها معتقدند کمتر از دو ماه (زمان مذاکرات جزئیات تفاهم‌نامه) این تفاهم‌نامه پایدار است. پس ایرانیان انتظار نقض تفاهم را داشته‌اند و در اینجا حالت ایده‌آل را مبنی بر «حفظ آتش‌بس و ادامه مذاکرات» ذکر نموده‌اند. اما اگر این نتایج حاصل نشود نتایج مردم در پاسخ به گویه‌های زیر عبارتند از: «فرض کنید پس از نهایی شدن توافق پایان جنگ، دشمن تفاهم را نقض نماید مثلا به یکی از مراکز نظامی در شهرهای مرزی ایران و یا تهران حمله کند و یا این‌که اقدام به ترور فرماندهان نظامی یا مسئولان کشور نماید؛ در این صورت، نظر شما درباره واکنش ایران به کدام‌یک از دیدگاه‌های زیر نزدیک‌تر است؟ به ترتیب ۷۶%، ۸۴% و ۸۱.۴% معتقدند این اقدام نقض توافق است و ایران باید به آن پاسخ نظامی بدهد. (خرداد ۰۵)» این در حالی است که در گزارش نظرسنجی موسس آرا، این آمارها خیلی پایین‌تر است: «در صورت حمله مجدد به کشور»: ۵۴.۳% حمایت همه جانبه برای دفاع از کشور، ۱۸% اعتراض به حکومت، ۱۳.۲% بی‌طرفی و سکوت، ۹.۴% مخالفت با هر دو طرف. در یک نظرسنجی ملی در پرسش از «میزان مقاومت مردم در جنگ»، پاسخ ‌های زیر داده شده: ۷۹.۶% بسیار زیاد و تا حدی، ۱۹.۳% نه چندان و اصلاً را برگزیده‌اند؛ در حالی که گزارش حاضر نتیجه می‌گیرد «امروز میـدان سیاسـت در ایران نیازمنـد عبـور از دوگانـه های فرساینـده در جناح‌بنـدی‌های سیاسـی است» اما خود در صدد القای یک دوگان از تفاهم (مذاکره/صلح) و جنگ است و در تفسیر گویه‌ها همین خط را پیگیری نموده است.

 

  • رویه سویه‌دار فوق در تفسیر مشارکت در تجمعات شبانه محرز است: ۴۶.۹% در تجمعات شرکت نکردند، ۱۴.۵% در تجمعات بیش از ۳۰ بار شرکت کرده‌اند. این نتایج مشابه نظرسنجی‌های دیگر است اما چرا در این تحلیل، کسانی که شرکت نکرده‌اند برجسته شده است؟! چرا به ۵۳% افرادی که حداقل یک شب شرکت کرده‌اند اشاره نشده است؟!

 

  • نظرسنجی موسسه آرا پرسشی در مورد حمایت از گروه‌های مقاومت طرح نموده است؛ نتایج عبارتند از: ۵۸.۱% مخالف و ۳۱% موافق حمایت از گروه‌های مقاومت. این در حالی است که یک نظرسنجی ملی دیگر پیرامون این موضوع پرسیده است: «‌با توجه به حمایت نظامی گروه‌های مقاومت (در لبنان، عراق و یمن) از ایران در جنگ اخیر، نظر شما در خصوص سیاست منطقه‌ای ایران در مجموع به کدام یک از دو دیدگاه زیر نزدیک‌تر است؟» ایران نباید به گروه‌های مخالف امریکا و اسراییل در کشورهای منطقه مانند لبنان، عراق و یمن کمک کند زیرا این اقدام موجب افزایش فشارهای امنیتی و اقتصادی بر کشور می‌شود. (۴۳.۷%)، ایران باید به گروه‌های مخالف امریکا و اسراییل در کشورهای منطقه مانند لبنان، عراق و یمن کمک کند؛ زیرا این اقدام باعث تامین امنیت کشور و دور شدن تهدیدات از مرزهای ایران می‌شود. (۵۶.۳%) پس اگر تبیین صحیحی از حمایت از جبهه مقاومت بشود این درصد به ۵۶.۳% نیز می‌رسد. حمایت از سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی به حدی است که پاسخ‌ها پیرامون دکترین جدید منطقه‌ای ایران مبنی بر «پاسخ به حمله اسراییل در صورت شلیک به بیروت»: ۶۰ درصد موافق، ۲۹.۴% مخالف و ۳% بدون نظر، بوده‌اند. (خرداد ۰۵)

 

پاورقی

[۱] پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی اجتماعی

این مقاله را به اشتراک بگذارید