تعداد کلمات:۱۸۴۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۱۰دقیقه
نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک
پیشدرآمدی بر آیندهنگاری؛ چرا باید این پیام را جدی بگیریم؟
هر متنی که در بستر یک نظام سیاسی برای مخاطبان عام منتشر میشود، افزون بر پیام ظاهری، حاوی مفروضات پنهانی دربارهی حقیقت گذشته، تعریف وضعیت موجود و وعدهی آینده است. با مراجعه دقیق تر به پیام های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه ای در سال ۱۴۰۵ این برداشت که صرفاً این پیامها برای مناسبتهای مختلف نگارش شده ، اشتباهی راهبردی است. برای مثال پیام اخیر به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی و عید غدیر یک تبریک فصلی برای عید غدیر یا گرامیداشت امام راحل نیست؛ بلکه مانیفستی سیاسی-الهیاتی (تمدنی) است که در بستر جنگ روایتها شکل گرفته است. مخاطره اصلی در تحلیل چنین متونی، فروکاستن آن به ادبیات شعاری و از دست دادن لایههای عمیق معرفتشناختی آن است. در این یادداشت، چهار محور اصلی را کانون تحلیل قرار میدهیم: نخست، زمینهسازی همزمانی غدیر و ۱۴ خرداد؛ دوم، فلسفه سیاسی غدیر به مثابه عهد الهی؛ سوم، خوانش ویژه از قرآن با تأکید بر آیه ۴۶ سوره سبأ و آیه ۶۹ سوره عنکبوت ؛ و چهارم، مفهوم محوری «بعثت ملت ایران» به عنوان پارادایمی برای آیندهی نظام جهانی.
۱. زمینهی ابتدایی متن: همزمانی غدیر و خرداد در آیینه روایتسازی
رهبر معظم انقلاب در ابتدای پیام، به همزمانی مهمی اشاره میکنند: همآیی عید غدیر با سی و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره). این همزمانی در نگاه اول تصادفی مینماید، اما در گفتمان سیاسی شیعه، به مناسبتِ معناسازی بدل میشود. «خرداد» در تاریخ معاصر ایران دو رخداد بنیادین را در خود جای داده است: خرداد ۱۳۴۲ (قیام پانزده خرداد به رهبری امام خمینی که مبنای اولیه انقلاب اسلامی بود) و خرداد ۱۳۶۸ (ارتحال بنیانگذار انقلاب و انتخاب امام شهید به عنوان دومین رهبر انقلاب). از منظر آیندهپژوهی، هدف از برجستهسازی این نقاط عطف، بازتعریف هویت جمعی کنشگر سیاسی است. مخاطب این پیام تشویق میشود که خود را در زنجیرهای تمدنی و مقدس ببیند که از غدیر خم (چهارده قرن پیش) آغاز میشود، از خرداد ۴۲ عبور میکند، در مسیر رهبری امام شهید (آیتالله سید علی خامنهای) تداوم مییابد و به وعدهی آیندهای روشن منتهی میگردد.
امام خمینی (ره) و پس از ایشان امام شهید، هر دو با تأسی به امیرالمؤمنین علیهالسلام، این زنجیره را پربارتر کردند. چنانکه در متن پیام آمده، سند افتخار زندگی امامین انقلاب، همین تأسی به آن بزرگوار بوده است.
۲. فلسفه سیاسی غدیر؛ حاکمیت به مثابه عهد، نه قرارداد
عید غدیر تنها یک جشن سنتی مذهبی نیست، بلکه عیدالله الاکبر و روز میثاق مأخوذ است. رهبر انقلاب به صراحت روایت میکنند که خداوند در آن روز، تکلیف مدیریت جامعه و نظام اسلامی را مشخص فرموده است. از منظر جامعهشناسی سیاسی، این عبارت، ایدهی حکومت مبتنی بر عهد را بر قرارداد اجتماعی لیبرالیسم ترجیح میدهد. در این جهانبینی، حاکمیت نه حاصل تفاهم منافع فردی، بلکه برآمده از میثاقی الهی است که توسط اهل بیت (ع) امتداد مییابد. بر این اساس، رهبری جامعه در نظام جمهوری اسلامی، نه یک مقام دنیوی صرف، بلکه حلقهی وصل ولایت مستمر ائمه با واقعیت تاریخی امروز تعریف میشود. این تلقی، اساس مشروعیت الهی-مردمی نظام را شکل میدهد.
غدیر یادآور کسی است که از ولادت در کعبه تا شهادت، هر لحظهاش برای خدا و در راه خدا بود. امام راحل و امام شهید نیز با الهام از همین اسوه، مسیر خود را پیمودند
۳. تحلیل آیه ۴۶ سوره سبا
قلب این پیام، آیه ۴۶ سوره مبارکه سبأ بوده که به عنوان مطلع پیام انتخاب شده است. خداوند خطاب به پیامبر میفرماید: «بگو: شما را تنها به یک چیز اندرز میدهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیاندیشید.»
رهبر انقلاب، «قیام لله» را زیربنای مکتب امام خمینی (ره) معرفی میکنند؛ قیامی که نه یک حرکت فردی صرف، بلکه تأسیسی اجتماعی و گسترده است. «مثنی و فرادی» در این تفسیر نشاندهنده فراگیری دعوت است؛ قیام میتواند جمعی یا فردی باشد و هیچ کس از این تکلیف معاف نیست.
برای روشنتر شدن مطلب، به دو تفسیر معروف اشاره میکنیم. در تفسیر نمونه، آیتالله مکارم شیرازی ذیل این آیه میفرمایند: «قیام» در اینجا به معنای بهپاخاستن برای خدا و دوری از هرگونه بتپرستی و هواپرستی است و «مثنی و فرادی» نشان میدهد که این دعوت اختصاص به زمان یا مکان خاصی ندارد، بلکه همیشه و همهجا، به صورت دستهجمعی و انفرادی، باید برای خدا قیام کرد. از سوی دیگر، در تفسیر نور، حجتالاسلام قرائتی به این نکته اشاره دارد که قیام بدون تفکر ممکن است به فتنه و سردرگمی بیانجامد، اما قیامی که با اندیشیدن همراه شود، انسان را از مسیر جبهه حق خارج نمیکند. بدین ترتیب، آیه ۴۶ سبأ از یک توصیه اخلاقی به یک تکلیف راهبردی همیشگی برای جامعه انقلابی بدل میشود. این همان بصیرتافزایی سیاسی است که ملت ایران را قادر میسازد بین جبهه حق و باطل تمایز قائل شود.
۴. آیندهپژوهی قرآنی؛ وعده هدایت برای مجاهدان (آیه ۶۹ سوره عنکبوت)
یکی از غنیترین بخشهای پیام از منظر آیندهنگاری الهیاتی، ارجاع به آیه ۶۹ سوره عنکبوت است: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (و کسانی که در راه ما جهاد کردند، قطعاً راههای خود را به آنان نشان خواهیم داد). این آیه در متن، نه به مثابه وعدهای اخروی صرف، بلکه به عنوان قانونی اجتماعی و قطعی و یا به عبارتی سنت الهی تفسیر شده است؛ یعنی سنت حضرت حق در هدایت جامعه به مسیر حق.
در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی (ره) «جهاد فی الله» را بسیار گسترده معنا میکند و هرگونه تلاشی که برای خدا و در مسیر بندگی او انجام شود را شامل میشود؛ از جهاد نظامی گرفته تا جهاد علمی، جهاد اقتصادی، جهاد تبیین و صبر بر سختیها. جنبه آیندهپژوهانه این آیه از آن جهت حائز اهمیت است که رابطهای علی را در عرصه اجتماعی برقرار میکند: جهاد و مقاومت (به معنای گسترده کلمه) شرط لازم برای هدایت الهی و گشوده شدن راهها در آینده است. بنابراین، آینده روشن ایران اسلامی منوط به تداوم حالت جهادی در جامعه است. «سُبُلنا» (راههای ما) در این آیه به راههای کمال، پیشرفت و تعالی تمدنی ارجاع میدهد و امید به آینده را در گرو عمل کنشگرانه در زمان حال تعریف میکند. امام خمینی (ره) و امام شهید دقیقاً بر اساس همین قانون قرآنی عمل کردند و نتیجه گرفتند که خداوند راههای تازهای را بر این ملت گشود.
۵. بعثت ملت ایران؛ عبور از نظم کهنه به سوی تمدن نوین
شاید کلیدیترین مفهوم آیندهپژوهانه در این متن، فراتر از تعابیر سنتی دینی، مفهوم بعثت ملت ایران باشد. رهبر انقلاب با اشاره به شهادت امام شهید (آیتالله سید علی خامنهای) و حضور حماسی مردم از ۱۰ اسفند سال ۱۴۰۴ و تداوم بیش از ۹۰ شبه آن تاکنون، تحول جدیدی را به عنوان «نصاب تازهای از بعثت ملت ایران» مینامند. واژه بعثت در ادبیات دینی به معنای برانگیخته شدن پیامبران برای ابلاغ رسالت است. اطلاق این واژه بر یک ملت، دو کارکرد آیندهپژوهانه دارد:
نخست، کارکرد رسالتی: ملت ایران از یک موضوعِ تاریخ (که صرفاً تحت تأثیر تحولات خارجی است) به فاعل رسالت تاریخی تبدیل میشود. گویی ایران مأموریت دارد امر اجتماعی نوینی را در سطح جهانی رقم بزند؛ امری که با عباراتی چون «قطب سوم جهان» و «نظام سلطهستیز» ترسیم میشود تا مصداق آیه وجعلنا المتقین اماما باشند.
دوم، کارکرد غایتشناسانه: این مفهوم، آینده را به مثابه ظهور تدریجی حق ترسیم میکند. ملت مبعوث، زمینهساز ظهور حضرت ولی عصر (عج) معرفی میشود که در آن صورت، حتی آینده جغرافیای سیاسی منطقه دچار تغییرات بنیادین خواهد شد.
در این میان، نقش امام شهید به عنوان آمادهکننده جامعه مبعوث از همه درخشانتر است. رهبر معظم انقلاب در پیام میفرمایند که امام شهید حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای، گام در مسیر سلف صالح خود نهاد و با اعتماد به جوانان و ارتقای سطح بینش و نگرش مردم، جامعه را به چنان سطحی از آمادگی رساند که پس از شهادتش، نصابی تازه از بعثت ملت ایران شکل گرفت. ایشان با تبیین مکتب امام خمینی در کلام و قلم و عمل، منظومهای از اصول، سیاستها و خطوط آن مکتب را تشریح فرمودند؛ از جمله اینکه ملت ایران ملتی مؤمن، باهوش و شجاع است، مردم صاحبان اصلی کشور و منشأ قدرت هستند و شعار «ما میتوانیم» باید در عرصههای مختلف عینیت یابد.
در عرصه علمی، همواره تمام همت ایشان پیشبرد علمی کشور بود؛ ساعتها با دانشجویان و مراکز علمی گفتوگو داشتند و به واسطه همین توجه ویژه، مراکز علمی کشور رشد قابل توجهی یافت. ایشان در مطالعه کتاب نیز زبانزد بودند. در حوزه نظامی، هدف ایشان شکلگیری ایرانی قوی، مقتدر و مقاوم بود. در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی، به جمعی از پاسداران دستور دادند برای خودکفایی در تسلیحات نظامی تلاش کنند و همواره تأکید داشتند که باید در عرصه نظامی چنان قدرتمند باشیم که دشمن حتی جرأت تهدید را به خود ندهد. اما مهمتر از همه، میراث اصلی ایشان، تربیت نسلی بود که توانست پس از شهادتش، در یک بسیج خودجوش و عظیم، بار دیگر میثاق خود را با آرمانهای انقلاب تجدید کند و عظمت یک «جامعه مبعوث» را به رخ جهانیان بکشد
۶. تحلیل تهدیدها و راهبردها در افق آینده
بخش قابل توجهی از پیام به تحلیل وضعیت حال و هشدار درباره جنگ ترکیبی دشمن اختصاص دارد. رهبر انقلاب از «پادگان اسرائیل» به عنوان ابزار نظام سلطه یاد میکنند که ایران مستقل را برنمیتابد. از منظر آیندهپژوهی، نقاط تمرکز کید دشمن به صورت شفاف بیان شده است: تضعیف تابآوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان. ابزار اصلی این تهاجم، کاشتن بذرهای تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است.
در مقابل، راهبرد برونرفت از این مخاطرات، مفاهیمی است که هسته اصلی تابآوری اجتماعی را تشکیل میدهند: وحدت، انسجام، اعتماد متقابل و روشنبینی. این تحلیل از یک سو بیانگر هشیاری راهبردی نسبت به آسیبپذیری نظام سیاسی در برابر جنگ روایتهاست و از سوی دیگر، راه عبور از آن را نه در سازش، بلکه در تقویت سرمایه اجتماعی درونگروهی میبیند. رهبر انقلاب تأکید میکنند که هر اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن محسوب میگردد. این دقیقاً همان نقطهای است که تصمیمگیری راهبردی در آینده را به حفظ عاملیت مردم و پرهیز از رفتارهای منفعلانه گره میزند.
جمعبندی و نتیجهگیری: سناریوی مطلوب پیش رو
در مقام یک تحلیل آیندهپژوهانه، میتوان گفت پیام غدیر رهبر معظم انقلاب، یک سناریوی مطلوب برای آینده سیاسی ایران و محور مقاومت ترسیم میکند. این سناریو دارای چهار رکن اساسی است:
- تداوم مشروعیت: پیوند ناگسستنی بین ولایت معصومین، رهبری فقیه و ملت.
- عامل محرک: «قیام لله» به مثابه موتور محرک جامعه.
- قانون تحول: رابطه جهاد در راه خدا با هدایت الهی به راههای روشن آینده (مستفاد از آیه ۶۹ عنکبوت).
- نتیجه نهایی: تمدنسازی نوین و زمینهسازی برای نظم جهانی عادلانه.
در این بازخوانی، متن از یک مانیفست صرفاً دینی خارج میشود و به یک دستورالعمل مدیریت ریسک برای یک نظام انقلابی در مواجهه با جنگ ترکیبی معاصر تبدیل میگردد. آنچه این پیام را از بسیاری متون مشابه متمایز میکند، تأکید همزمان آن بر پیوند عاطفی با امامین انقلاب و عقلانیت راهبردی برای آینده است؛ پیوندی که در آن، خرداد، رمضان و غدیر در یک امتداد زمانی قرار میگیرند تا ضرورت ماندن در میدان را برای نسلی توجیه کنند که قرار است آینده درخشان ایران عزیز را بسازند. و این، بزرگترین درس غدیر برای آینده است./پایان
