تعداد کلمات:۷۳۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه
نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک[۱]
مقدمه
صد شب از آن التهاب بزرگ میگذرد و تحلیلها، همچنان بر پیشانی جبهه متمرکز مانده است. اما اگر اندکی دوربین تحلیلی خود را عقب بکشیم و چشمان را به پشت خطوط مقدم بدوزیم، لایۀ دیگری از واقعیت جنگ را میبینیم که کمتر بررسی شده است: خانوادۀ رزمندگان، اینان که نه در خاکریز، که در سکوت خانهها میجنگند. تمرکز بر این لایه، صرفاً یک ادای دین عاطفی نیست، بلکه فهم یک ضرورت عملی برای پایداری توان دفاعی کشور است.
تعادل ناپایدار میان خدمت و بقا
هر وقت صحبت از خانواده میشود صرفا خانوادههای شهدای عظیم شأن در ذهن و جان ما نقش میبندد. اما خانوادههای نیروهای مسلح، آنان که عنوان پرافتخار حقالدم[۲] بر پیشانی دارند و هماکنون همسر یا پدرشان در لباس خدمت است، تحت نوعی فشار مزمن زندگی میکنند. تصور عمومی آن است که مشکلات معیشتی و اقتصادی، رنجی همگانی است، اما برای این خانوادهها، این رنج یک لایۀ مضاعف دارد: آنها علاوه بر دغدغۀ معاش، درگیر دغدغۀ «امنیت جانی عزیزشان» نیز هستند. ترکیب فشار اقتصادی با اضطراب امنیت جانی، پدیدهای است که تابآوری روانی را به مرور تخریب میکند. هنگامی که همسر یک نظامی، نیمهشب با استرس خبرهای میدانی، صورت حسابهای عقبافتاده را نیز مرور میکند، حجم بار روانی از آستانۀ تحمل معمول فراتر میرود.
این وضعیت، صرفاً یک مسئلۀ رفاهی یا معیشتی نیست. یک مسئلۀ امنیتی و دفاعی است. اگر رزمنده در خط مقدم، مطمئن نباشد که خانوادهاش از پس هزینههای ابتدایی زندگی، درمان و تحصیل برمیآیند، بخشی از ذهن و انرژی عاطفیاش که باید کاملاً مصروف نبرد شود، درگیر بقای خانواده میماند. کارایی رزمی، رابطهای مستقیم و پنهان با احساس امنیت اقتصادی در پشت جبهه دارد. درست است که مجاهدان نیروهای مسلح ما به خاطر پول کار نکرده و نمیکنند، اما هرکس وظیفهای دارد. آرامش روحی و روانی خانواده این مجاهدان، وظیفه فرماندهان عالی رتبه هست.
در زمانیکه ناوگروه ۸۶نیروی دریای ارتش از ماموریت مهم خود از دور دنیا بازگشته بود، امام شهید در کنار اشاره به کار بزرگ این دلاورمردان، از خانواده ایشان نیز که با تحمل سختی دوری، استقامت کردند نیز تقدیر کردند. این بیان، دو نکته را آشکار میکند: نخست آنکه قدرشناسی از این خانوادهها، فقط یک تجلیل لفظی نیست، بلکه تأکید بر نقشی است که آنها در پایداری نیروهای مسلح ایفا میکنند. دوم آنکه «تحمل سختی» بهعنوان یک وضعیت مداوم نباید عادیسازی شود؛ قدر دانستن، زمانی واقعی است که به پشتیبانی عملی از این خانوادهها بینجامد. وقتی فرماندهی کل قوا از روحیه دادن این خانوادهها به نیروهای مسلح سخن میگویند، در واقع دارند از منبعی ناملموس اما حیاتی یاد میکنند که بدون آن، حتی مدرنترین تجهیزات نیز کارآیی کامل نخواهند داشت.
راهبرد تابآوری آیندهنگرانه؛ از هزینه به سرمایهگذاری
اکنون باید از مرحلۀ تحلیل فراتر رفت و به یک چارچوب عملی اندیشید. افزایش حقوق و مزایای خانوادههای نیروهای مسلح و بازماندگان حقالدم را نباید در ردیف هزینههای جاری و سربار بودجه دید. این اقدام، مصداق یک راهبرد تابآوری آیندهنگرانه است.
مقصود از تابآوری آیندهنگرانه این است: ما امروز روی ظرفیتهایی سرمایهگذاری میکنیم که توان جامعه و نیروهای مسلح را برای مواجهه با بحرانهای احتمالی آینده حفظ و تقویت میکند. وقتی یک خانوادۀ نظامی بداند که در صورت بروز هرگونه خطر برای سرپرست، یا در شرایط دشواری معیشتی حضور سرپرست خود در ماموریتهای بلندمدت، یک شبکۀ حمایتیِ قابل اتکا پشت سر اوست، نیروی روانیاش برای عبور از بحران چند برابر میشود. این خانواده، خود به یک «ستون مقاومت» بدل میگردد، نه یک قربانی خاموش فشارهای انباشتهشده. برعکس، غفلت از این سرمایهگذاری، به معنای پذیرفتن این ریسک است که فرسایش تدریجی، در لحظۀ نیاز، بنیان پشتیبانی روحی نیروهای عملکننده را سست کند.
این راهبرد، ارزانتر از آن است که تصور میشود و در مقابل، نادیدهگرفتن آن پرهزینهترین انتخاب ممکن است. حفظ کرامت و امنیت معیشتی این خانوادهها، تضمینی است برای اینکه رزمندۀ در میدان، دغدغهای جز انجام مأموریت نداشته باشد.
در نهایت دیده شدن، مقدمۀ مصون ماندن
صد شب گذشت و تصویر واقعی پایداری این سرزمین، نه فقط در تصاویر میدان، که در چشمان بیخواب مادران و همسرانی ثبت شده که چراغ خانه را همچنان روشن نگاه داشتهاند. رسانهها با چرخش آگاهانۀ روایت از «قهرمان میدان» به «قهرمان خانه»، هم حق مطلب را ادا میکنند و هم فشار اجتماعی لازم را برای تغییر سیاستهای حمایتی ایجاد مینمایند. وقت آن است که بپذیریم: تابآوری ملت، محصول جمع جبری خط مقدم و پشت جبهه نیست، بلکه حاصل پیوند عمیق میان این دو است؛ پیوندی که اگر با تکریم واقعی تغذیه نشود، در سکوت خواهد گسست./پایان
پاورقی
[۱] عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
[۲] معمولا به حقوقی که نیروهای مسلح دریافت میکنند در کنار حق العمل، از عبارت حق الدم به معنای حق خون یا حق جان خود استفاده میشود و این ادبیات در بین نیروهای مسلح رایج است.
