الزامات راهبردی حفظ همبستگی اجتماعی در پساجنگ

از طریق چه اقداماتی، می‌توان همبستگی اجتماعی ایجاد شده در جامعه و ارتباط مستحکم با نظام را حفظ نمود؟

تعداد کلمات:۷۶۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۴ دقیقه

سیدمرتضی میرتبار

 

مقدمه

شروع جنگ اسرائیل و آمریکا و متحدان عربی و غربی آنان، عامل مهمی در ظهور تهدید وجودی در رفتار، افکار و اندیشه‌های ایرانیان شد که به مرور باعث همبستگی ملی و جلوگیری از گسست انسجام ملی در مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی گردید. هرچند که بسیاری از نخبگان آن را همبستگی موقتی بر پایه نظریه بحران وفاداری، بقامحوری یا هم‌ترسی می‌دانند اما برخی رخدادها همچون راهپیمایی‌ها و تجمعات شبانه، کمک‌های مردمی سازمان‌یافته و شبکه‌های داوطلبانه و همچنین بیعت با رهبری جدید باعث تثبیت آن نیز شده است؛ به گونه‌ای که می‌توان آن را بیانگر بلوغ مدنی و تمایل عمیق مردم به همبستگی دانست.

به نظر می‌رسد با مدیریت راهبردی می‌توان تا حد زیادی این وضعیت را در دوران پساجنگ، به ویژه در بعد شکاف‌های هویتی پایدار نمود؛ زیراکه این تهدیدها توانسته است آحاد جامعه را حول یک گفتمان واحد و مشترک یعنی دفاع از میهن تجمیع نماید و حدالمقدور شکاف‌های قبلی را موقتاً بپوشاند یا از اولویت‌های نخستین گروه‌های اجتماعی خارج نماید و لذا همچنان شاهد حضور جدی شبانه مردم و همیاری‌های اقشار مختلف مردم و مسئولان در این نبرد فرسایشی و دوران پساجنگ باشیم. از این نقطه نظر تلاش می‌شود به این پرسش پرداخته شود که از طریق چه اقداماتی، می‌توان همبستگی اجتماعی ایجاد شده در جامعه و ارتباط مستحکم با نظام را حفظ نمود؟

 

تحلیل وضعیت

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی ایران، بی‌تردید می‌توان همبستگی ایجادشده در جامعه، به واسطه حضور مردم در میدان‌ها و تجمعات را پدیده‌ای نادر عنوان نمود. پدیده‌ای که فراتر از خط‌ مشی‌های سیاسی، قومی و مذهبی در ایران متبلور شد و توانست به نوعی ورق جنگ را برگرداند به گونه‌ای که طبق دیدگاه مقام معظم رهبری و بسیاری از کارشناسان، این قوای مردمی و حضور میدانی آن‌ها، رمز پیروزی ایران در جنگ فرسایشی و عامل عقب‌نشینی دشمنان و درخواست و اعلام آتش‌بس بوده است. با وجود این می‌توان نقاط ضعف در وضعیت فعلی جامعه ایران در شرایط پساجنگ را چنین تحلیل نمود:

 

  • فقدان روایت پیروزی: پیروزی نیاز به روایت دارد. صدا و سیما و نهادهای مختلف رسانه ای رسمی و غیر رسمی تاکنون تلاش های گسترده ای برای این روایت داشته اند اما این روایت باید با سبک های جدید امتداد یابد. هرگونه سکوتی از سوی مسئولین و متولیان و تبیین آتش بس می تواند فضا را شکننده کند. در شرایط فعلی رسانه‌های معاند در حال ترویج روایت جایگزین آتش‌بس از موضع ضعف و هزینه‌های بی‌دستاورد هستند.
  • تورم و گرانی: در این روزها شاهد گرانی، تورم و افول اقتصادی هستیم در حالیکه ادراک عمومی بر این پایه است که مقاومت و همبستگی مردمی، شامل متولیان و مسئولان نظام نیز می‌شود و انتظار دارند که با آتش‌بس و دوران پساجنگ، شاهد گشایش اقتصادی نیز باشند اما وضعیت فعلی خلاف این انتظار را نشان می‌دهد که می‌تواند نارضایتی را افزایش دهد.
  • کنترل هیجانات: با رسیدن دوران پساجنگ و کاهش سطح هیجانات، به نظر می‌رسد اگر جایگزین مناسبی همچون پیشرفت اقتصادی، بازسازی روانی جامعه، کاهش شکاف‌های هویتی و … صورت نگیرد احتمالاً شاهد حرکت خشم سرکوب‌شده به سمت خشونت داخلی و قطب‌بندی درون‌گروهی باشیم.

 

جمع‌بندی و پیشنهادهای راهبردی

در این شرایط بهترین راهبرد، گفتمان‌سازی سیاسی- اجتماعی با هدف جامعه‌پذیری سیاسی مردم و مسئولان است که نتیجه آن کاهش برخی از  شکاف ها می‌باشد که ماهیت آن، در ایجاد رضایت‌مندی و شفافیت هوشمندانه (مهم‌ترین مؤلفه کارآمدی نظام) خواهد بود. در ذیل به اهم راهکارهای کلان و خرد در تحقق شاخص‌های این راهبرد اشاره می‌شود:

 

  • حل برخی مشکلات ملموس خدماتی و زودبازده با ایجاد کمیته همکاری بین بخشی؛
  • نهادینه‌سازی مشارکت مدنی از خیابان به ساختار با هدف تبدیل انرژی پراکنده تجمعات شبانه به نهادهای مدنی پایدار و شفاف با شیوه‌های گوناگون همچون شناسایی رهبران طبیعی تجمعات و آموزش و توانمندسازی آن‌ها برای تبدیل شدن به ناظران و مدیران محلی در پروژه‌های بازسازی
  • ایجاد شبکه راهبرد گفتمان در رسانه ملی با محوریت منافع ملی با هدف ایجاد گفتمان در جامعه، جهاد تبیین، دعوت از سلایق مختلف در چارچوبی مشخص
  • تغییر گفتمان رسانه‌ای از مقاومت و جنگ به ساختن و آبادانی با برگزاری مراسم‌های نمادین مشارکت‌محور و روایت‌سازی شعارهای جدید
  • طراحی نقشه عدالت خدمات پایه همچون ۱- برنامه ۱۸ ماهه کاهش ناترازی انرژی؛ ۲- حل‌وفصل سریع مطالبات صنفی با تشکیل میزهای ۳۰ روزه
  • شفافیت فرآیندها، تصمیمات و اقدامات اداری (غیر از موارد طبقه‌بندی‌شده) با پاسخگو نمودن و لزوم ارائه گزارش‌ها از سوی نهادها و مدیران در صورت درخواست مردم، خبرنگاران و نهادهای ناظر با هدف احیای اعتماد مردم به کارآمدی نظام در دوران پساجنگ
  • زمینه‌سازی شناخت، تعمیق و تعلق‌خاطر دانش آموزان و دانشجویان نسبت به هویت و انسجام ملی از طریق تاریخ‌نگاری جنگ و به‌کارگیری آن در مدارس و دانشگاه‌ها و معرفی اسطوره‌ها و الگوها/پایان
این مقاله را به اشتراک بگذارید