از حماسه شب تا اباحه گری روز؛ تداوم راهبرد میدان با شما، خیابان با ما

امروز با پارادوکسی گزنده مواجهیم؛ تضاد میان حماسه توحیدی «شب» در صحنه خیابان و ظهور مظاهر اباحه‌گری در «روز» معابر شهری

تعداد کلمات:۹۶۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۵ دقیقه
نویسنده: دکتر رحمتی

 

شهادت مظلومانه رهبر حکیم انقلاب، جرقه‌ای برای یک بعثت اجتماعی در بیش از شصت روز گذشته بود؛ حضور مستمر شبانه چند ده میلیونی که فراتر از یک سوگواری، عملیاتی شناختی برای درهم‌شکستن گزاره اقلیت بودن مردم متدین و وطن دوست رقم زد. اما امروز با پارادوکسی گزنده مواجهیم؛ تضاد میان حماسه توحیدی «شب» در صحنه خیابان و ظهور مظاهر اباحه‌گری در «روز» معابر شهری. برای حل این تناقض، باید از تجربه‌ی پیروزی‌های اخیر، در ساحت سیاست‌گذاری فرهنگی بهره جست.

 

واقعیت این است که ما در شب‌های نبرد رمضان، به یک «فناوری اجتماعی» منحصربه‌فرد دست یافتیم که می‌توان آن را «اقتدار همدلانه» نامید. همان‌گونه که این نبرد، تردیدهای چندساله درباره تسلط ایران بر تنگه هرمز را برای همیشه پایان داد، در ساحت اجتماعی نیز ثابت کرد که اگر آرمانی متعالی چون «ایران قوی» میانجی پیوندها شود، سخت‌ترین یخ‌های ارتباطی میان اقشار مختلف به‌سرعت ذوب می‌شود. ما در این روزها، دوباره «هویتی» واحد پیدا کردیم؛ هویتی که ثمره‌ی مستقیم تأثیرگذاری، آینده‌سازی و انسجام حول پرچم سه رنگ و شعارهای واحد بود. مهم‌ترین عنصر این هویت‌یابی، همین «در کنار هم قرار گرفتن» است؛ سرمایه‌ای که رهبر شهید انقلاب بارها بر حراست از آن تأکید داشت و امروز، هم بزرگ‌ترین دارایی و هم محتمل‌ترین هدف تهدید دشمن است.

 

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این حضور دوشادوش، فروپاشیدن حصارهای ذهنی و رفع شبهاتی بود که سال‌ها در فضای رسانه‌ای بر آن‌ها دمیده می‌شد. دشمن با برچسب‌هایی چون «تصلب رأی» و «افراطی‌گری»، دیواری میان مردم کشیده بود که مانع از مراوده‌ی سالم اقشار می‌گشت؛ اما تجربه‌ی این شب‌ها نشان داد که می‌توان با حدی از تسامح در تفاوت‌ها، ذیل هدفی بزرگ‌تر متحد شد. این جذبه‌ی توحیدی که در میدان حاکم بود، نوعی همگرایی قلبی و رفتاری ایجاد کرد که نه‌تنها به ولنگاری ختم نشد، بلکه گرایش عمومی جامعه را بیش از هر زمان دیگری به سمت پوشش ارزش‌مدار متمایل ساخت.

 

دستیابی به این فناوری اجتماعی، یعنی «حضور همدلانه و مؤثر در خیابان»، درست مثل تثبیت مالکیت بر تنگه هرمز، یک فتح ماندگار است. اما اکنون این فناوری که شاه‌کلید بیمه‌سازی کشور و درمان دردهای کهنه‌ی فرهنگی است با آفت «سهل‌انگاری» در لایه حکمرانی در خطر است. دشمن که در میدان نظامی با محدودیت‌های جدی مواجه شده، اکنون تمام توانش را برای خدشه در این «هویت واحد» بسیج کرده است. ظهور پوشش‌های اباحه گرایانه و گاه برهنگی در معابر، یک اتفاق تصادفی نیست و ماحصل فعالیت جریانی است که می‌خواهند با القای حس «شکست فرهنگی»، این پیروزی را در کام ملت تلخ کنند.

 

برای اینکه این حماسه در غبار بوروکراسی و سهل‌انگاری روز ذوب نشود ناگزیر باید از تجربه‌ی میدان به هندسه راهبردی ذیل پل بزنیم:

 

۱. تکوین طبقه متعالی زن مسلمان ایرانی: نخستین ضرورت پس از نبرد رمضان، صورت‌بندی گفتمانی از «زن مسلمان ایرانی» است. نباید اجازه داد کنشگری زنان در این نبرد به یک حضور عاطفی مقطعی تقلیل یابد. ما نیازمند تعریف زن مسلمان به‌عنوان یک الگوی مرجع اجتماعی هستیم؛ طبقه‌ای که با اقتدار، عفت و عاملیت تمدنی خود، استانداردهای جدیدی از زیست اجتماعی را ارائه می‌دهد. این طبقه با ایجاد یک «کلاس هویتی برتر»، جذابیت زیست اباحه گرایانه را نه با اجبار، بلکه با «تفوق معنایی» به حاشیه می‌راند.

 

۲. خروج از انحصار «شب» و تعریف میدان‌های کنشگری مؤثر: یکی از آسیب‌های جدی، انحصار حضور مردمی در مناسک شبانه است. فناوری همدلی که در این شب‌ها متولد شد، نباید در شب محصور بماند. لزوم تعریف «کنش‌های اجتماعی متنوع و روزمره» برای توده‌های مردم، حیاتی است. خیابان باید در تمام ساعات روز محل فعالیت‌های مثبت، مولد و هویت‌بخش مردمی باشد. اگر حضور حداکثری متدینین در زیست‌شهری به یک عادت مستمر تبدیل نشود، «روز شهر» به‌سرعت توسط جریان‌های غیروطنی مصادره خواهد شد. ما به فضاهایی نیاز داریم که حضور باوقار مردم و خانواده در آن‌ها، به خودی خود محیط را برای ناهنجاری ناامن کند.

 

۳. تبلور شعار «میدان با شما، خیابان با ما» در تقسیم کار ملی: شاید بتوان گفت مهمترین عامل پیروزی در نبرد فرهنگی پیش‌رو، تحقق دقیق شعار مردم در شب‌های نبرد است. حاکمیت باید با رویکردی قاطع، مسئولیت «کنترل میدان» را بر عهده بگیرد. منظور از میدان، عرصه‌هایی است که دست مردم از آن‌ها کوتاه است: مدیریت فضای مجازی، مهار مفاسد اقتصادی که امنیت روانی را هدف گرفته‌اند، برخورد قاطع با کانون‌های سازمان‌یافته‌ی فساد اخلاقی (از برندها و کسب و کارهای بدنام تا سلبریتی‌های هنجارشکن) و مظاهر برهنگی عمومی. در مقابل، «کنترل خیابان» باید به مردم سپرده شود.

 صمیمانه در خصوص کشف حجاب، موضوعی است که از عهده ۳۰ میلیون ایرانی حاضر در صحنه بر می‌آید. اگر حاکمیت منشأ مفاسد اخلاقی و ابتذال را که امری حاکمیتی و قضایی است ببندد، مردم با فناوری همدلی، اتمسفر فضا را بیمه خواهند کرد. هرگونه کوتاهی دولت در لایه‌ی سخت (میدان)، زحمات مردم در لایه‌ی نرم (خیابان) را خنثی خواهد کرد.

 

۴. جسارت در فتوحات ساختاری در حوزه فرهنگ: نبرد رمضان به ما آموخت که بسیاری از محالات، ممکن هستند. همان‌گونه که تسلط بر تنگه هرمز زمانی امری صعب می‌نمود اما با اراده‌ی انقلابی به واقعیت ملموس بدل شد، امروز حاکمیت باید این جسارت ورود را به عرصه‌های حساس فرهنگی و اقتصادی نیز تسری دهد. به‌عنوان مثال، کنترل بازار پوشاک و مقابله با مافیای چرخه مد ناهنجار، «تنگه هرمز» نبرد فرهنگی است. دولت باید با اتکا به حمایت عظیم ۳۰ میلیونی مردم، به جای انفعال، به قلب ساختارهای مولد ناهنجاری بزند و به طور جدی به اصلاح بازار و برخورد با نهادهای هویت‌بخش معیوب (نظیر ماراتن‌های ضدارزش، کافه‌های شبانه و…) ورود کند.

 

ما امروز صاحب یک فناوری اجتماعی بی‌نظیر هستیم، اما بقای آن در گرو پایان دادن به تردیدها در بدنه کارگزاران است. اگر دولت در لایه «میدان» اقتدار نشان دهد، خیابان به جای میدان نزاع، به بستر «رشد توحیدی» بدل خواهد شد. نباید اجازه داد حماسه این شب‌ها در بوروکراسی روزهای شهر از بین برود؛ این هویت واحد، امانتی است که باید در ساختارهای دائمی کشور رسوب کند./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید