تعداد کلمات: ۴۶۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۳دقیقه
وضعیت «حجاب و عفاف» بهمثابه پدیدهای چندلایه در پیوند با دین، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و رسانه وارد دوران جدیدی از ایران شده است. طی یک ماه گذشته به دلیل رخدادها و اتفاقات مختلفی در فضای رسانه ای و واقعی این موضوع مجددا ضریب بالایی در افکار عمومی و گفتگوها گرفته است. بر مبنای دادههای پژوهشی ششماههٔ اخیر، مسئله در سطح پژوهشی از سطح «حکم شرعی و الزام قانونی» فراتر رفته و به شاخصی از شکافهای هویتی، ارزشی و نسلی بدل شده است. در سطح گفتمانی، سه انگارهٔ «الزام»، «فرهنگمحوری» و «اختیار» همزمان در جامعه و حتی در بخشهایی از ساخت قدرت حضور دارند و پیامهای متعارضی به افکار عمومی میفرستند. پیامد این چندصدایی، دشوارشدن سیاستگذاری، تضعیف اقتدار فرهنگی قانون، و شکلگیری «تعلیق هنجاری» است: نه الزامِ یکپارچه کار میکند و نه رهاسازیِ کامل به اجماع اجتماعی میانجامد. در این میانه، رسانهها و شبکههای اجتماعی میدان معنا را قبضه کرده و مسئله را به محور جنگ شناختی و قطبیسازی بدل ساختهاند.
علی رغم اینکه مبانی هنجاریِ الزام قابل تبیین است، اما نیازمند ترجمه به زبان حقوق عمومیِ معاصر (تناسب، ضرورت، کرامت، حداقل مداخله) و تفکیک شفاف «توصیهٔ تربیتی» از «الزام قانونی» است. در بُعد تربیتی–فرهنگی، شواهد بر برتری الگوهای گفتوگومحور، سنپایه و الگوسازی مثبت نسبت به رویکردهای دستوری دلالت دارد؛ خانواده، مدرسه و دانشگاه سه گرهٔ راهبردیِ مداخلهاند. در بُعد اجتماعی–روانی، مطالعات به پیوند حجاب با احساس امنیت، آرامش و انسجام خانوادگی اشاره میکنند، اما همزمان تغییرات نسلی، فردیت و سبک زندگی جدید، معنا و کارکرد حجاب را دگرگون کرده است.
در سطح حکمرانی، چالش اصلی «شکاف میان مبانی نظری، سازوکارهای اجرایی و پذیرش اجتماعی» و نیز «ناهماهنگی نهادی» است. قوانینِ اجراناپذیر به «قوانین مرده» تبدیل شده، اعتماد عمومی را میفرسایند و هزینهٔ اعمال سیاست را بالا میبرند. افزون بر این، بُعد اقتصادی و حوزهٔ مد و پوشاک در موفقیت فرهنگی نادیده گرفته شده و عرضهٔ متناسب با ذائقهٔ نسل جوان ناکافی است. در نهایت به نظر می رسد مسئلهٔ حجاب نه با کنترل انتظامی صرف حل میشود و نه با رهاسازی کامل؛ نیازمند «راهبرد تلفیقی، مرحلهای و دادهمحور» است که همزمان سه سطح «تبیین»، «اقناع» و «نظارت کرامتمدار» را پوشش دهد و بر همین اساس محورهای پیشنهادی برای شرایط فعلی عبارتند از اجماع حکمرانی و تعیین حداقل ها و رفع چند صدایی، چرخش از کنترل به اقناع، بازطراحی حقوقی هوشمند و تفکیک تخلفات فرهنگی، سیاست های منطقه ای منعطف و انطباق مداخلات با تفاوت های محلی و فرهنگی هر شهر، پیوند فرهنگ و اقتصاد پوشاک و در نهایت روایت سازی بر پایه واقعیت زیسته زنان ایرانی در حوزه حجاب
اجرای هماهنگ این محورها، همراه با پایش مستمر شاخصها (میزان پذیرش اجتماعی، کاهش تنشهای میدانی، بهبود سرمایهٔ اعتماد)، میتواند مسئله را از «میدان منازعهٔ سیاسی» به «زیست همپذیر فرهنگی» منتقل کرده و کارآمدی سیاست فرهنگی را ارتقا دهد.
جهت دریافت این مجله، میتوانید با ادمین کانال پژوهشکده در شبکه های اجتماعی تماس برقرار کنید.
