فروپاشی تعهد: رمزگشایی از فرمول «عشق ابدی»

بررسی‌ها نشان می‌أهد تغییر ارزش‌ها، مهمترین کلیدواژه انتشار و ترویج و بازدید بالای رئالیتی‌شوهای موجود در فضای مجازی است.

تعداد کلمات: ۵۲۰۰ کلمه / تخمین زمان مطالعه: ۲۶ دقیقه

نویسنده: سید مرتضی میرتبار[۱]

 

مقدمه

در سال‌های اخیر شاهد رشد برنامه‌هایی در قالب شوتاک یا رئالیتی‌شو در فضای فارسی زبان هستیم که تقریبا تمامی آنها مشابه نمونه‌های غیرایرانی بوده‌اند (مثلا بفرمایید شام ورژن مجوزدار داخلی) که شاید بتوان تمایل مخاطب ایرانی از ورود به حوزه‌های شخصی زندگی دیگران و آشنایی با سبک‌های زندگی دیگریِ احتمالا متمایز را یکی از علل آنها دانست. مصاحبه با افرادی از درآمدهای بالا (حقوق ماهیانه/ پول تو جیبی بالا)، نمایش آپارتمان‌های لوکس در قالب تبلیغات املاک یا حتی بلاگرهای آشپزی- خانه‌داری، آموزش اصطلاحا «استایل کردن» لوکس و باکلاس در مقابل استایل معمولی یا «خز»، سفرهای متمایز ( کمپ‌های مختلط به انضمام موزیک و..در بندرهای جنوب تا جنگل‌های بکر شمال) و … نمونه‌هایی از این شوتاک‌ها است که از نمونه‌های غربی آن کپی شده است.

از جمله نمونه‌های داخلی رئالیتی‌شوهای عاشقانه در یکی دو سال گذشته نیز می‌توان از برنامه اسکار با ۶۴ درصد نظر مثبت کاربران، صداتو با ۶۰ درصد و زودیاک با ۵۲ درصد نظر مثبت کاربران نام برد. شاید بتوان علت ترویج چنین برنامه‌هایی را طبق نظریه کاستلز تبیین نمود که معتقد است در جامعه امروز قدرت دیگر تنها در نهادها و اشخاص متمرکز نیست بلکه در شبکه‌های ارتباطی جریان دارد و این قدرت رابطه‌ای است که از طریق ارتباطات برقرار می‌شود[۲] که بیانگر جدایی نسل جدید از نهادهای رسمی و الگوگیری آنها در رفتار و روابط اجتماعی از روابط دیجیتال است. بدین ترتیب، این شوتاک‌ها که شامل بلاینددیت نیز می‌شود محصول ساختار شبکه‌ای است که در آن افراد با استفاده از شبکه‌های دیجیتال، به تعاملات آزاد و مستقل دست می‌یابند، بدون آنکه قدرت تعیین‌کننده یا واسطه‌های ثابتی در تصمیم‌گیری داشته باشند و به جای لذت بردن از روابط، به دنبال تجربه کردن می‌باشند. این تجربه که همه ابعاد زیستی افراد را در ساحت مدرنیته درنوردیده است، به سبب تغییرات موازی در فضای حقیقی جامعه و رفتن به سمت روابط آزاد و ایده‌آل-الگوسازی روابط دو جنس در فرهنگ‌های غربی، وارد فضای خصوصی و امر جنسی (برخلاف گذشته با اطلاع و تأیید خانواده) نیز شده است که یکی از نمونه‌های فراگیر آن شوتاک‌هایی به نام بلاینددیت است.

در واقع یکی از رخدادهای فرهنگی – اجتماعی که بعد از مدتی فروکش، مجدداً در شبکه‌های اجتماعی پرتکرار شد پدیده بلاینددیت یا ملاقات‌های کور است که در بستر پلتفرم اینستگرام و یوتیوب بسیار پربازدید شده است با این تفاوت که اینبار عمده مبدأ تولید محتوای این برنامه‌ها در خارج از ایران به ویژه در ترکیه با عنوان «عشق ابدی» است. این برنامه‌ها که با تکیه بر جذابیت بصری، به ویژه با ورژن امر جنسی و سهولت ارتباط آنلاین، به سرعت جای خود را در میان جوانان ایرانی باز کرده‌اند، همچنان سوالات متعددی را در رابطه با ماهیت، کارکرد و تاثیرات اجتماعی-فرهنگی خود را در میان جوانان و نوجوانان برانگیخته‌اند. متأسفانه برخی اقدامات نسنجیده همچون دستگیری عوامل برخی برنامه‌های بلاینددیت، مسدودسازی بدون برنامه‌ریزی دقیق و جایگزین، حذف و سانسور آنها در رسانه‌های مجازی، نه تنها باعث افزایش گرایش جوانان و نوجوانان به مشاهده این برنامه‌ها گردیده، بلکه شاهد بروز تولید محتواهای نوین بلاینددیت در خارج از ایران با ویژگی‌های جنسی و نامناسب و به مراتب بدتر از داخل هستیم که نمونه بارز آن برنامه بلاینددیت «عشق ابدی» با مجری‌گری پرستو صالحی، بازیگر پیشین سینما و تلویزیون، می‌باشد که برخی قسمت‌های آن، بیش از ۶ میلیون بازدید در یوتیوب داشته است.

بی‌تردید وجود چالش‌های مرتبط با این برنامه و فقدان برنامه‌ریزی دقیق در مواجهه با آن از سوی نهادهای فرهنگی و امنیتی، ضرورت بررسی راهبردی آن را دوچندان می‌سازد. از این رو در این مقاله در پی پاسخ به این پرسش خواهیم بود که برنامه بلاینددیت ایرانی چه وضعیتی دارد و چگونه باید با آن مواجه شد؟

 

توصیف رخداد

به طور کلی می‌توان اواخر سال ۱۴۰۲ را شروع تولیدمحتواهای بلاینددیت ایرانی در دو پلتفرم اینستگرام و یوتیوب دانست؛ برنامه‌هایی که با هدف آشنایی دختر و پسر و تعامل آنها در یک محیط عمومی یا خصوصی به شیوه‌های مختلف شکل گرفته و رفته رفته، با مدل‌های جدیدی همچون دیت بادکنکی، دیت چرخشی، اسپید دیت (دیت سرعتی)، اکس دیت، پرشین بلایند دیت (با رویکرد طنز)، دیت با خانواده، دیت مذهبی، دیت سالمندان، ریت دیت، دیت مناطق محروم، دیت‌هایی با رویکرد کاملاً جنسی و … رواج یافت و به راحتی می‌توان با جستجو در اینستگرام یا یوتیوب با هشتگ‌هایی همچون #lovetipe ؛ #dating ؛ #relationship  صفحات پرطرفدار در این زمینه را مشاهده کرد. اولین دیت ایرانی توسط یوتیوبر ایرانی به نام مهدی هاشمی (وینی) انتشار یافت که برخی از ویدئوهای او بیش از ۳ میلیون بازدید می‌شد و حتی برخی از آنها نیز به ۵ میلیون بیننده رسیده بود و توانسته بود علاوه بر سلبریتی کردن شرکت کنندگان برنامه و بالا بردن فالوئرهای آنان، مسیر تولید چنین برنامه‌هایی را هموار سازد تا جایی‌که برخی از آنها بین ۱۰۰ هزار تا بیش از یک میلیون طرفدار (فالوور) دارند که البته عمده آنها مسدود شده و شاید همین امر باعث موج رسانه‌ای فزاینده و شهرت چندبرابری سازندگان شده است.

با وجود آنکه این برنامه‌ها متولدین دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ را نشانه گرفته است[۳] اما مطالعات میدانی و آماری نشان می‌دهد که «بلاینددیت» در ایران عمدتاً مورد توجه قشر جوان بین ۱۸ تا ۳۰ سال قرار دارد که به نوعی نسبت به ممنوعیت‌ها و تابوهای اجتماعی حساسیت کمتری دارند و به نوعی شامل متولدین دهه ۷۰ نیز می‌باشد. طبق آمارها، اینستگرام با ۳۱ میلیون کاربر فعال، محبوب‌ترین رسانه جمعی در ایران است. جوانان بین ۱۸ تا ۲۹ سال، ۶۸.۲ درصد از کاربران اینستگرام، ۴۹.۹ درصد از کاربران تلگرام و ۴۲ درصد از کاربران واتس‌آپ هستند. ۵۷ درصد از نسل Z  بیشتر وقتشان را در یوتیوب می‌گذرانند و آن را محبوب‌ترین سرویس پخش ویدئو می‌دانند. امروزه موضوع بلایند دیت، یکی از ترندترین موضوعات در یوتیوب فارسی است. میزان بازدید و تعامل (لایک، کامنت و اشتراک‌گذاری) نشان می‌دهد که مخاطبان نه تنها تماشاگر صرف هستند، بلکه فعالانه در بحث‌ها و نقدها مشارکت می‌کنند. این سطح بازخورد، نشان‌دهنده ظرفیت‌های بالای شبکه‌های اجتماعی در تولید محتواهای تعاملی و جامعه‌محور است و به نظر می‌رسد با مسدودسازی و حذف این شبکه‌ها نمی‌توان در بلندمدت چندان موفق بود و حتی برعکس، عامل موفقیت و تأثیرگذاری مدل‌های جدید این سبک از برنامه‌ها نیز خواهد بود که نمونه بارز آن برنامه عشق ابدی با مجری‌گری پرستو صالحی، بازیگر سابق سینما و تلویزیون، است که به سبک ریالیتی‌شو در کشور ترکیه ساخته و منتشر شده است.  این سبک کپی از برنامه «جزیره عشق» (Love Island) در انگلستان است که محبوبیت آن باعث تولید آن در دیگر کشورها همچون استرالیا، کانادا، آلمان و ترکیه شده است.[۴] بی‌تردید کشوری همچون ایران که آموزش رسمی درباره روابط انسانی، عزت نفس و مرزهای عاطفی در آن کمتر مورد توجه است، چنین محتواهایی، مبدل به منبع اصلی آموزش برای نوجوانان آن می‌شود. براساس پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۴۰۱): ۴۳% از نوجوانان تهرانی علایم افسردگی یا اضطراب ناشی از روابط ناکارامد را تجربه کرده اند. در بسیاری از این برنامه ها: عشق با اعتیاد به تایید اشتباه گرفته می شود. بدن به ویترین و رابطه به رقابت تبدیل می شود. عزت نفس جای خود را به فالویر و جذابیت ظاهری می دهد که بی‌شک نتیجه آن روابط ناسالم، وابستگی های سمی، اضطراب، فرسودگی عاطفی و گم گشتگی هویتی است.[۵] متأسفانه آمارهایی که از برنامه عشق ابدی در کانال یوتیوب به دست می‌آید گویای این وضعیت نابسامان است. این سری از بلاینددیت عشق ابدی، تا زمان پخش قسمت ۱۸، بیش از یک میلیون دلار درآمده داشته و توانسته است بیشتر از ۱۲۰ میلیون بازدید بگیرد. طبق گفته سازندگان آن، این سری عشق ابدی، ۱۰۰ قسمتی است و بی‌شک تا پایان آن، باید شاهد درآمد حداقل ۱۰ برابری باشیم. این برنامه در مدت یکماه از شروعش، با بیشتر از ۴۰۰ ویدئویی که منتشر نموده، توانسته است بیشتر از ۲۵۶ هزار نفر هم ساباسکرایب دریافت کند و رکود آمار پخش و … در یوتیوب فارسی را از آن خود نماید[۶] به گونه‌ای که این آمار در کمتر از ۱۰ روز، رشد چشمگیری داشته است. آنالیز عشق ابدی تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۴ چنان رشدی داشته که تاکنون در یوتیوب فارسی بی‌نظیر بوده و همچنان نیز ادامه دارد.

این برنامه هر دوشنبه تا جمعه از یوتیوب پخش می‌شود و شامل بازی‌های مختلف، چالش‌های متنوع، گفتگوها، دیت‌های عاشقانه، مهمانی‌ها، جشن‌ها و … می‌شود که قرار است شرکت‌کنندگان از طریق این برنامه‌ها، شریک ایده‌آل خود را بیابند. این بازی به گونه‌ای طراحی شده که دختران، پارتنر خود را انتخاب می‌کنند و در صورت عدم انتخاب، نوبت به پسران می‌رسد. در نهایت، زوج برنده، جایزه ۳۰ هزار دلاری دریافت می‌کند.

به نظر می‌رسد رویش مدل‌های مختلف این دیت‌ها، امکان مخاطره‌آمیز نمودن مسئله به ویژه در ابعاد مختلف امنیت فرهنگی را دارد؛ زیرا طبق پژوهش‌ها، گرایش جوانان به ارزش‌های مدرن و مادی ناشی از تأثیر رسانه‌های جمعی جدید به مرور افزایش یافته و باعث تغییرات ارزش‌های نسلی جوانان و گسست ارزشی و فرهنگی شده است. از همین رو امروزه جامعه ایرانی بیش از همیشه تاریخ خود نیازمند مصونیت فرهنگی است. جلوگیری از تعارضات نسل‌ها، نیازمند برنامه‌ریزی‌های کارآمد فرهنگی و ذهنیت نسلی به خصوص در نسل جوانان (نسل Z) به ویژه از سوی دولت و رسانه‌های جمعی می‌باشد.[۷]

 

تحلیل رخداد

برای بررسی تحلیل رخداد، علاوه بر پژوهش‌های موجود، به مصاحبه با نخبگان پرداخته شد و تلاش گردید به شیوه تحلیل مضمون، رخداد مورد نظر مورد بررسی جامع قرار گیرد. زیرا این روش به پژوهشگر اجازه می‌دهد که به جستجوی تم‌های آشکار و پنهان پرداخته و سپس آنها را مورد تفسیر قرار دهد و به نوعی مهارت‌های اصلی که در سایر روش‌های تحلیلی وجود دارد را در خود فراهم آورده است. (خنیفر، ۱۳۹۵، ص ۵۳) شیوه جمع‌آوری داده‌ها در این تحقیق با انجام مصاحبه‌ها به شیوه مصاحبه نیمه‌ساختاریافته است. همچنین از ابزار مکس کیودو برای تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه آماری مورد صلاحیت این پژوهش چنین است:

منابع مورد صلاحیت تحلیل
مصاحبه با دکتر امیر کاظمی اصل؛ خبرگزاری ساعدنیوز مصاحبه با دکتر سید کمیل حسینی، سایت بانی فیلم
مصاحبه با دکتر معصومه نصیری؛ خبرگزاری ایمنا مصاحبه با دکتر علیرضا شریفی یزدی؛ خبرگزاری اقتصادی ایران
مصاحبه با دکتر مهسا تیزچنگ؛ جامعه‌شناس و استاد دانشگاه مصاحبه با دکتر مجید محمدزمانی؛ دکتری مطالعات فرهنگی و استاد دانشگاه
مصاحبه با دکتر مهرانه ساداتی؛ دکتری علوم سیاسی و استاد دانشگاه مصاحبه با دکتر نسرین فتاحی؛ استادیار دانشگاه لرستان
گزارش آرمان از رئالیتی شوی عشق ابدی و پیامدهای آن ۲۷/۲/۱۴۰۴ سایت‌های معتبر خبری و مقالات و یادداشت‌های علمی موجود در سایت‌ها

 

  1. زمینه تاریخ اجتماعی بلاینددیت

ابداع چنین قرارهایی در غرب به دهه ۱۹۲۰ بازمی‌گردد اما برای بررسی سیر تاریخی این جریان، باید به دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در غرب رفت. دوره‌ای که سرآغاز انقلاب جنسی دانسته می‌شود که از دهه ۱۹۸۰ به بعد به جوامع شوروی و دیگر کشورها رسید. بستر این این انقلاب را می‌توان به دو مورد ۱- انگیزه مادی: شامل رفاه، توسعه پزشکی، گسترش مدل خانواده هسته‌ای با کاهش اهمیت جنسیت باروری، تقسیم میان خانواده و کارکرد اعضای خانواده؛ ۲- نمادین (سیاسی – ارزشی): متمایز بر اصل آزادسازی روابط بین فردی و فردی شدن موضوعات و تبدیل نمودن حوزه خصوصی و پنهان افراد به حوزه خودنمایی، بیان کرد[۸] که محصول آن شکل‌گیری جنبش‌های مختلف جنسی و جنسیتی در جهان بود. جنبش‌هایی که ستایشگر آزادی جنسی بودند و گروه‌های زنان نیز خواهان استقلال هر چه بیشتر در روابط و مناسباتشان شدند.[۹] بنابراین باید دانست که این انقلاب که نام دیگر آن، «جنبش آزادیهای جنسی»[۱۰] است، رابطه مستقیمی با جنیش‌های فمینیسم و دیدگاه‌های منافی خانواده دارد و براساس آن رابطه جنسی، یک امر صرفاً فردی و نه موضوعی اجتماعی تلقی می‌شود و افراد در این موضوع تعهدی در قبال اجتماع از طریق کمک به بازتولید نهاد خانواده و نقش‌های حمایتی از کودکان و کهن‌سالان نداشته و دیگر خانواده یک واحد تولید اقتصادی و تربیتی جدی شمرده نمی‌شود. در انقلاب جنسی این رویکرد و اعتقاد وجود داشت که عشق شهوانی باید بخشی از زندگی عادی مردم باشد و نباید به وسیله خانواده، مذهب، دولت و اصول اخلاقی کنترل شود.[۱۱] در این میان، روزنامه‌ها، رادیو و به‌ویژه تلویزیون‌های جدید تصاویر، رویدادها و ایده‌های جدید اروتیک را برای میلیون‌ها نفر پخش کردند. دنیای مخفیانه پورنوگرافی و فحشا در جامعه نمایان شد و آنچه که ناپسند تلقی می‌شد قابل قبول شد. اروتیسم، پورنوگرافی و برهنگی قبل از تبدیل شدن به فعالیت های تجاری، یک صنعت جنسی جدید در یک صحنه جایگزین شکوفا شد. جنسی‌سازی جوامع غربی اتفاق افتاد که بر سیاست، هنر، نهادهای مختلف و مطمئناً زندگی روزمره تأثیر گذاشت[۱۲] و از همان زمان نیز برخی شبکه‌های غربی به تولید و پخش برنامه‌های بلایند دیت پرداختند که عمدتاً با رویکرد جنسی بود.‌ به طور کلی، با انقلاب جنسی حداقل دو پیامد به وجود آمد: ۱- عشق و خانواده عاری از تعهد؛ ۲- هدف رابطه است نه ازدواج. پیامدهایی که به وضوح در برنامه‌های بلاینددیت تبلیغ و ترویج می‌شوند.

حال پرسش این است که آیا این تحولات در ایران نیز رخ داده است؟ باید در پاسخ گفت آری؛ اما این تحولات در ایران دیرتر از جهان روی داد که می‌توان علت آن را وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، ارزشمند بودن ارزش‌ها و باورهای دینی، تقدس نهاد خانواده و ازدواج، کنترل شدن رسانه‌ها در قالب رسانه ملی، آموزش و پرورش دینی و … دانست. پیش از انقلاب و در دهه ۵۰ شمسی در ایران، همانند قرن ۱۸ و ۱۹ غرب، شاهد آگهی‌های روزنامه و مجله برای زوج‌یابی با بیان اولویت‌های ظاهری و شخصی بودیم که با وقوع انقلاب متوقف شد تا اینکه در این دو دهه، به شیوه‌های نوین همچون سایت‌های دوستیابی مثل سایت گوهردشت، و … شاهد حضور مجدد آنها در جامعه ایران و نسل جوان بودیم. یکی از نمودهای این وقوع، کم‌اعتبار شدن حق انتخاب در دایره دین و سنت اسلامی – ایرانی و وابستگی شدید جوانان و نوجوانان به رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های غربی و تغییر ذائقه آنها است که ترویج برنامه‌های بلایند دیت یکی از نشانه‌های این موارد است. بلایند دیت‌ها، عشق بدون مسئولیت‌پذیری و تعهد است و قرار نیست این برنامه امتداد خواستگاری یا نوعی خواستگاری مدرن باشد بلکه ورود افراد به رل زدن است و به نوعی منطبق با دو پیامد مهم انقلاب جنسی است. البته برخی برنامه‌ها با هدف خواستگاری و ازدواج است و حتی در برخی از آنها والدین نیز دعوت می‌شوند؛ به عنوان مثال در چند مورد از صفحات، روش برنامه به شیوه «مادر را ببین و دختر را انتخاب کن» یا «خانواده را ببین و طرفت رو انتخاب کن» می‌باشند که در این برنامه‌ها، نقش والدین و خانواده به حداقلِ ممکن رسیده است. با این حال، به طور کلی باید گفت عمده تولید محتواهای بلاینددیت ایرانی، فیک و غیرواقعی است و به نوعی جنبه سرگرمی دارند؛ هرچند که باید پذیرفت اگر مدیریت و راهبری نشود، بی‌شک در آینده نزدیک، باعث تولید هنجارهای جدید اجتماعی خواهد شد. از بررسی گفتگوها و نحوه چینش و ساخت و تولید محتوای برنامه‌های بلاینددیت، می‌توان ویژگی‌های مهم آنها را چنین بیان نمود:

رویکرد کاملاً کمال‌گرایانه و تجمل‌گرایانه حضور دختران و پسران زیبا و جذاب تصمیمات هیجانی ناشناس بودن دو طرف
مدیریت جلسه توسط فرد سوم متکی بر جذب جنسی یا جذب فوری نگرش ماجراجویانه فضای رمانتیک و روابط آزادانه
عادی بودن رابطه‌های پیشین قبیح بودن صحبت از ازدواج شوآف و دور از واقعیت بودن انتظارات و نظرات
تأکید بر ظاهر (مدل و استایل) اهمیت خوش‌گذرانی و مدرن بودن عدم وجود مذهب و رویکردهای دینی
راحت‌گیری صحبت از خیانت و رهاشدگی با چاشنی فرهنگ تمسخر و تحقیر ارتباط با فردی خارج از دایره ارتباطات اجتماعی فرد
حذف خانواده و فقدان هیچگونه ابایی در بیان راحت عقاید و اشتباهات جنسی نگرش حیازدایی و با رویکرد امر جنسی و سکس

 

۲. علل و عوامل گرایش به بلایندیت

از میان پژوهش‌ها و مصاحبه‌های نخبگانی، می‌توان مدل ذیل را به عنوان مضامین اصلی علل و عوامل گرایش به بلایندیت به ویژه سری عشق ابدی ارائه داد:

بررسی همه کدها در واحدهای مورد تحلیل، در بستر تغییرات ارزشی جامعه و خصوصا تغییرات ارزشی نسلی، قابل تحلیل است. تجربه کردن، اهمیت لذت‌جویی و خوشگذرانی، ناپایداری همه چیز حتی روابط و افراد، و در نتیجه اهمیت معیارهای سطحی (نمایشی) بر ویژگی‌هایی که در میان نسل‌های پیش‌تر (دهه‌های ۵۰، ۶۰ و حتی ۷۰) مهم تلقی می‌شد مثل تحصیلات و دانش و هوش و… و گریز از تعاملات و گفتگوهای رسمی و جدی و … بیانگر این تغییرات ارزشی است. با وجود آن در ذیل به اهم مقولات اشاره می‌شود:

ناپایداری و کوتاه بودن رابطه: به وضوح و در قالب انگاره‌ای ضمنی، افراد به دنبال پارتنری برای گذران یک دوره هستند و معیارهایشان نیز کاملا مبتنی بر همین «موقت» بودن است. عبارت «اگر فلان ویژگی را داشته باشد یا فلان کار را بکند کنسله» یا واژه‌های «اکس» و «نکست» که ظاهرا از همین برنامه ها آمد و بسیار فراگیر شد، به خوبی بیانگر نگاه غالب به چنین روابطی به عنوان رابطه نرمال یک جامعه مدرن یا آزاد است.

پاسخ به کنجکاوی: برخی افراد با وجود انتقاد از محتواهای زرد چنین برنامه‌هایی، همچنان آن را پیگیری می‌کنند که یکی از مهمترین عامل آن به این سبب است که در لذت خیالی با بازیگران آن شریک شده و به کنجکاوی‌های خود در این سبک از زندگی پاسخ دهند. در واقع این برنامه پاسخی به نگرشهای فانتزی نوجوانان و جوانان به زندگی و رابطه عاشقانه است. بی‌تردید یکی از تمایلات ذاتی نوجوانان و جوانان، کشف ناشناخته‌ها است. این برنامه‌ها، با ایجاد فضایی از ابهام، شگفتی و پیش‌بینی‌ناپذیری، به کنجکاوی مخاطبان درباره ماهیت روابط انسانی، جذابیت‌های فردی و پویایی‌های اجتماعی پاسخ می‌دهد و به نوعی نقش آزمایشگاه اجتماعی و شبیه‌سازی تعاملات انسانی را ایفا می‌کند.

بازتاب زندگی برخی از جوانان و نوجوانان: این برنامه‌ها و گرایش به آنها را باید همسو با تمایلات ارزشی نسلی درک کرد. براین اساس، نمایش نابرابری از جمله نابرابری طبقاتی بر خلاف ظاهر منفی امر، در فضای مجازی مذموم نیست زیرا عمدتاً «تمایز» دیده می‌شود نه نابرابری؛ از این رو مواجهه با این سبک زندگی برای نسل جدید نه تنها مذموم نیست بلکه جذاب نیز می‌باشد. نوجوانان و جوانان در مرحله‌ای از زندگی هستند که کشف هویت، جستجوی استقلال و شکل‌گیری روابط عاطفی برای آنها اهمیت بالایی دارد. بلاینددیت و به ویژه برنامه عشق ابدی، با نمایش فرآیندهای دوست‌یابی، ملاقات‌های اولیه و تعاملات پرتنش و نشان دادن سبک زندگی مدرن، بازتابی از این دغدغه‌های این نسل است. این فیلم تأمین کننده تجربه سازی غیرمستقیم از روابط عاطفی برای این نسل است و لذا آنان با بازیگران همذات پنداری نموده و آنها را بازتابی از هویت جنسی و عاطفی خود می‌دانند و راهی برای به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی تصور می‌‌کنند.

ضعف ساختاری و محتوایی نهادها: به نظر می‌رسد هم مشکل ساختاری و هم مشکل تولید محتوایی از سوی نهادهای حاکمیتی وجود دارد. مصاحبه نخبگان نشان می‌دهد نبود برنامه آموزش رسمی برای سواد رابطه، عدم رفع نیاز مخاطبان به شناخت از عشق و رابطه و همچنین فقدان محتوا و فیلم‌های خوب در این موضوعات، ضعف نهاد خانواده و نظام آموزش ناکارآمد از جمله مقولاتی است که بیانگر ضعف ساختاری، اقداماتی و محتوایی نهادهای مسئول است. وقتی سانسور، حذف و ایجاد محدودیت‌های رسمی، مهمترین برنامه نهادهای متولی می‌شود بی‌تردید برنامه‌هایی همچون بلاینددیت و عشق ابدی، نقش آلترناتیوی برای نهادهای فرهنگی را بازی می‌کنند. به طور کلی مقوله «ضعف ساختاری و نهادی» نشان می‌دهد که محبوبیت بلاینددیت تنها یک پدیده رسانه‌ای نیست، بلکه علتی ریشه‌دار در ناکارآمدی سیستم‌های اجتماعی است.

برجسته‌سازی رسانه‌ای: انتشار جامع و وایرال شدن آن در سطح وسیع، خود دلیلی بر دیده شدن بلاینددیت‌ها است. برنامه‌هایی همچون عشق ابدی تلاش می‌کنند علاوه بر عادی سازی برخی رفتارهای اجتماعی با تکرار نمایش برخی رفتارهای مدرن و ایجاد انتظارات غیرواقعی در نسل جدید، گفتمان عمومی نوینی با تمرکز بر موضوعات روزمره مردم و تأکید بر آن ایجاد نمایند. برجسته‌سازی رسانه‌ای یکی از عوامل کلیدی در وایرال شدن برنامه‌هایی مانند بلاینددیت است. این تحلیل نشان می‌دهد که موفقیت برنامه‌های واقع‌نما صرفاً به محتوای آنها مربوط نیست، بلکه تا حد زیادی به چگونگی نمایش و برجسته‌سازی آن محتوا بستگی دارد.

اوقات فراغت: بلاینددیت‌ها برنامه‌هایی با محتواهای زرد و همیشه در دسترسی هستند که با ارائه فرمولی ساده و جذاب، پاسخی به نیازهای فراغتی جامعه مدرن است. موفقیت آن نه فقط به محتوای برنامه، که به توانایی آن در پر کردن خلأهای زمانی مخاطبان مربوط می‌شود و تا زمانی که برای اوقات فراغت نسل جدید برنامه‌ریزی و اقدامات صورت نگیرد بی‌تردید شاهد این چالش‌ها خواهیم بود.

 

۳. پیامدها

پیامدهای برنامه بلاینددیت با تأکید بر برنامه عشق ابدی در دو بعد مثبت و منفی قابل بررسی است که در ذیل به آنها پرداخته می‌شود:

الف) پیامدهای مثبت:

بررسی کلی واحدها نشان می‌دهد به طور مستقیم و دقیق نمی‌توان پیامدهای مثبتی برای بلاینددیت در نظر گرفت اما با اغماض می‌توان از موارد مطرح شده در تصویر، به عنوان پیامدهای مثبت نام برد که مهمترین آن فرم جدید برنامه‌سازی آن است که می‌توان از آن الهام گرفت. علاوه بر آن شاید بتوان از موارد به عنوان پیامد مثبت نام برد مثلاً برخی کلیپ‌ها، رویکردهای آموزشی در نحوه برخورد با جنس مخالف و نوع انتخاب همسر، ارزش‌گذاری برابر روابط از منظر جنسیت، تقویت اعتماد به نفس و شناسایی علایق و ارزش‌های مشترک و غیرمشترک دارند. برخی برنامه‌ها نیز دارای رویکرد اجتماعی با تأکید بر تعاملات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی است و به نوعی موجب افزایش آگاهی به جنس مخالف و ترویج روابط منعطف‌تر و توانمندتر را فراهم می‌سازند. برخی از این برنامه‌ها دارای رویکرد فرهنگی هستند و به نوعی همان نقش خواستگاری بدون رعایت آداب و رسوم دست و پا گیر خانوادگی را نشان می‌دهند که دیت‌های مذهبی تقریباً با این رویکرد می‌باشند. اما هیچ یک از این پیامدهای مثبت شامل برنامه عشق ابدی نمی‌شود. این برنامه به طور مستقیم در حال عادی‌سازی و بهنجار نمودن عشق‌های سیال و روابط ناسالم است.

 

ب) پیامدهای منفی

– تغییرات ارزشی: بررسی‌ها نشان می‌أهد تغییر ارزش‌ها، مهمترین کلیدواژه انتشار و ترویج و بازدید بالای رئالیتی‌شوهای موجود در فضای مجازی است. با وجود این، بازتولید کلیشه‌های جنسیتی، تغییر جدی در مفاهیم عشق و رابطه، شکستن عرف‌های اخلاقی، مقابله با فرهنگ ایرانی، گمگشتگی هویتی، ترویج نگاه مصرف‌زده و سطحی در روابط، گسست ارزشی اجتماعی و … از مهمترین چالش‌هایی است که برنامه بلاینددیت به ویژه عشق ابدی در حال ایجاد آن است.

– ترویج سبک زندگی غربی: گسترش سبک زندگی بدوم چارچوب، مورج سبک زندگی منفعت‌طلبانه، دارای ساختار معیوب، ترویج غربی مدیریت بدن از جراجی زیبایی تا آرایش‌ها و ضرر به بدن، مروج قضاوت سریع، تنوع‌طلبی عاطفی، ترویج ساختار ظاهربینانه مبتنی بر مؤلفه‌های ظاهری، از جمله مقولات ترویج سبک زندگی غربی در این برنامه‌ها است.

– هنجارسازی امر جنسی: ایجاد بحران هویت جنسی از مهمترین چالش‌های این برنامه‌ها برای جوانان و نوجوانان است. عادی‌سازی رابطه دختر و پسر، انتخاب برحسب ظاهر، پوشش‌های نامناسب و ترویج مناسبات ناسالم، از فکت‌های مهم هنجارساز بودن این برنامه‌ها درباره تابو امر جنسی است.

– درآمدسازی: درآمد چندمیلیون دلاری عشق ابدی، کاسبی لایک و کامنت منتقدان و مخالفان از جمله موارد درآمدی این برنامه است. همچنین اکثر شرکت‌کنندگان این برنامه با رشد بالای دنبال‌کنندگان در فضای مجازی به ویژه اینستگرام مواجه شدند و از این طریق نیز کسب درآمد می‌کنند. تولید و فروش تیشرت‌هایی با عکس شرکنندگان عشق ابدی و فعالیت تجاری شرکت آمریکایی «پین مدیا» از جمله کارهای درآمدزایی از انتشار این برنامه است.

ناکارآمدی نهادی: بازتاب‌های بحرانی برای نهاد رسانه، هنجارشکنی و ناکارآمد شدن نهاد دین و فروپاشی نهاد خانواده از پیامدهای این برنامه‌ها است. در مدل ذیل، فقط به پیامدهای مرتبط با نهاد خانواده اشاره می‌شود:

بی‌اعتمادی اجتماعی: سرخوردگی عاطفی، فقدان تعهد، از بین رفتن مسئولیت‌پذیری، افتادن در دام رویاهای موهوم، برتری جذابیت ظاهری بر عزت نفس و … از مهمترین مفاهیم واحدهای مورد بررسی در ایجاد کاهش سرمایه اجتماعی و در نتیجه بی‌اعتمادی اجتماعی است که رئالیتی‌شوهایی همچون عشق ابدی در جامعه بروز و ظهور می‌دهند. بینندگان این برنامه با هویت‌هایی مواجه می‌شوند که عمدتاً رابطه سابق داشتند و این نگرش پیش می‌آید که شانس برقراری رابطه سالم بسیار اندک است. همچنین باعث تضعیف اعتماد به نفس و غیرقابل اعتماد بودن روابط انسانی در بینندگان می‌شود که در نهایت موجب احساس ناامنی و نگرانی از طرد شدن را ترویج می‌کند. پژوهش منتشرشده در Journal of Competitive Relationships (2021) نشان داد که ۶۴% از مخاطبان برنامه‌های مشابه گزارش کردند که احساس ناامنی و نگرانی از طرد شدن را بیشتر تجربه می‌کنند. همچنین در مطالعه‌ای توسط Global Media Psychology (2023) مشخص شد که ۵۰% از بینندگان این برنامه‌ها از کاهش اعتمادبه‌نفس و افزایش احساس ناامنی در تعاملات اجتماعی خود خبر داده‌اند.

 

۴. راهکارها

بررسی واحدهای مورد صلاحیت نشان می‌دهد بهترین راهکارها در ۳ بعد ارائه می‌شوند:

۱- سواد رسانه و سواد رابطه: ترویج و فرهنگ‌سازی این دو سواد در جامعه، می‌تواند راهکار مهمی در قبال پیامدهای منفی باشند. بیش از نیمی از نخبگان، از آن به عنوان راهکار اصلی و مهم مسئله اشاره کردند.

۲- آموزش مهارت‌ها: مهارت‌های ارتباطی و فعالیت‌های گروهی از جمله راهکارهای بنیادین حل مسئله بیان شده است.

۳- بومی‌سازی در عین حفظ ارزش‌ها: تقویت ارزش‌های سنتی و بازتعریف مقولاتی همچون خواستگاری و … می‌تواند جامعه را از بسیاری از آسیب‌ها مصون دارد. شبیه‌سازی خواستگاری در دانشگاه‌ها با هدایت و مدیریت مشاوران، ترویج و تقویت سایت‌های حامی و معتبر و … از راه‌های بومی‌سازی بلاینددیت است. با این وجود مهمترین کلیدواژه بومی‌سازی، تولید محتوای داخلی توسط دانشجویان و دانش آموزان است که نه تنها عامل ایجاد فضای ارتباطی سالم می‌شود بلکه هم در شمار تفریحات سالم خواهد بود و هم پاسخگوی بسیاری از شبهات و معضلات امروزی جامعه می‌باشد.

 

توصیه‌های راهبردی

پیش از بیان توصیه‌ها و راهکارهای پیشنهادی، ابتدا به چند نکته مهم راهبردی اشاره می‌شود:

الف) ملاحظات راهبردی

۱- دو رویکرد کلی در این مسئله وجود دارد: ۱- برخی معتقدند رهاسازی بهترین شیوه است و بی‌شک روند طبیعی جامعه این چالش‌ها را به مرور رفع می‌کند لذا نیازی به برنامه‌ریزی نیست. ۲- برخی قائلند که باید تا حد امکان مسدودسازی شبکه‌های مرتبط صورت گیرد و فیلترینگ نیز تقویت شود تا جامعه کمتری به این برنامه‌ها گرایش یابند.

به نظر می‌رسد هر دو رویکرد جامعیت نداشته و ما نیازمند رویکرد ترکیبی در این مسئله هستیم. بی‌تردید از سویی مسدودسازی و فیلترینگ،  نمی‌تواند مانع از رواج ارزش‌هایی شوند که این برنامه‌ها هم حاصل و هم مولد/ مروج آنها هستند. همچنین مسدودسازی صرف، تنها به معنی مسدود کردن یک فرم از بروز آنهاست؛ از سوی دیگر رهاسازی نیز چاره کار نیست که می‌تواند عاملی در نهادینه‌سازی فرهنگ‌ها و پیامدهای منفی این برنامه‌ها در جامعه باشد.

۲- فراگیری مسئله: امروزه کمتر جوانی است که این برنامه‌ها را ندیده باشد یا دنبال نکرده باشد. این برنامه‌ها در حال الگو شدن در میان جوانان و نوجوانان است. هرچند که همچنان پدیده‌ای فراگیر نیست اما بیانگر وضعیت لایه زیرین جامعه به ویژه نسل Z وتفاوت آن با نگرش‌های نسلY  و دگردیسه شدن فرهنگ مصرفی آنها است. مهمترین جامعه هدف در این مسئله نسل Z می‌باشند.

۳- پذیرش واقعیت جامعه یعنی دوستی بین غیرهم جنس و تلاش برای ترویج روابط دوستی ارزشمند، مبتنی بر ارزش‌های اجتماعی مثبت و انسانی در قالب برنامه‌های مشابه می‌تواند بومی‌سازی این برنامه‌ها را ممکن سازد. ما نوجوانان/ جوانان بی‌شماری از قشرهای متنوع جامعه داریم که در قالب گروه‌های مختلف (از ورزش و المپیاد گرفته تا هنر، موزیک و..) با هم روابط دوستی دارند و معیارهای باارزشی برای روابط خود تعریف کرده‌اند. پنهان نکردن چنین روابطی و نمایش آنها به عنوان یک رابطه انسانی، می‌تواند تاثیر مثبتی در برساخت ارزش‌های غیرسطحی و غیرمبتذل داشته باشد.

۴- علت ناکارآمدی رسانه‌های داخلی در تولید موارد مشابه آن، به کاملاً همسو بودن آن برنامه‌ها با گفتمان رسمی و مطلوبیت حاکمیت است. فضای گفتگو نیز بسیار رسمی و هدف نیز ازدواج و نه هیچ شکلی از دوستی / آشنایی تعریف شده است. از همین رو مورد استقبال قرار نگرفتند.

۵- رویکرد امر جنسی از مهمترین مسائل مرتبط با نسل Z و در آینده نزدیک برای نسل آلفا است و این امر تنها معطوف به ایران نمی‌باشد. هرچند که جامعه ایران به واسطه وجود حکمرانی دینی در آن، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. با وجود این باید دانست پدیده‌ها، زمانی برای حکمرانی تبدیل به مسئله می‌شوند که از لایه پنهان و زیرین جامعه، نمایان و آشکار شود. به نظر می‌رسد حاکمیت باید توجه ویژه‌ای به مسئله الگوی تربیت جنسی و همچنین آثار و وقوع انقلاب جنسی داشته باشد. از این منظر، بلاینددیت در ایران، هرچند با چاشنی رویکرد جنسی ظهور یافته است اما همچنان در لایه پنهان جامعه قرار دارد و مسئله‌بودگی از آن فهمیده نمی‌شود. در واقع اگر مسئله رویکرد امر جنسی مدیریت و کنترل شود، چنین برنامه‌هایی، نه تنها پدیده باقی خواهند ماند بلکه با مدیریت راهبردی می‌توان آنها را تبدیل به فرصت و قوت نمود. به نظر می‌رسد مهمترین رویکرد کلان در این مسئله، امر جنسی و مسئله الگوی تربیت جنسی است.

۶- ایران همچنان از نظر ترویج فرهنگ خویش ضعیف بوده و با وجود همه تلاش‌ها، همچنان دچار تهدیدات فرهنگی از جانب فرهنگ‌های سلطه‌گر بیرونی است. در این میان لزوم حفاظت از امنیت فرهنگی ایران به عنوان یک اصل اساسی در حکمرانی فرهنگی، ضرورت می‌یابد. به نظر می‌رسد مهمترین بستر مسئله حفاظت از فرهنگ ایرانی-اسلامی در مواجهه با عوامل فرهنگیِ تهدیدکننده داخلی و خارجی است.

 

ب) راهبردها و راهکارهای پیشنهادی

به نظر می‌رسد با پذیرش واقعیت جامعه و تمایل نسل جدید به رئالیتی‌شوها، باید رویکرد سلبی و امنیتی را به حداقل رسانده و مسدودسازی‌ها تنها برای موارد خاص صورت گیرد. بهترین راهبرد، تغییر زمینه بازی با تغییر و جانمایی مؤلفه‌های مورد نظر است نه آنکه با مصادیق مقابله صورت پذیرد. در واقع از شیوه ترکیبی بهره برده شود یعنی آزاد بودن چنین برنامه‌هایی اما با نظارت جامع و استفاده از طنز، انتقاد، سلبریتی‌ها و … برای مقابله با جریان‌های غیرهمسو همچون عشق ابدی. بر پایه این نگرش، راهکارهای کلان و خرد ذیل پیشنهاد می‌شود.

  • باید مراکز و مؤسسات همسریابی یا واسطه‌گری در تسهیل‌سازی ازدواج، براساس قوانین و مقررات دقیق علمی به تناسب هر استان یا شهر شکل گیرد. تبلیغات و فعالیت چنین مراکز فرهنگی می‌تواند جوانان را به سمت همسریابی و ازدواج با سبک زندگی اسلامی ایرانی سوق دهد و با واقعیت مسئله آشنا سازد. گسترش فرهنگ هم‌رسان در دانشگاه‌ها، آموزش مشاوره‌ای به دانشجویان و … می‌تواند از جمله این فعالیت‌ها باشد.
  • تولید محتوای طنز و انتقادی نسبت به نحوه برگزاری بلایند دیت افزایش یابد. بدین صورت می‌توان تاحدودی جوانان را آگاه نمود. همچنین در خصوص ساختگی بودن، فضایی بودن، دروغ بودن و بازیگر بودن شرکت‌کننده‌ها افشاگری شود.
  • تولید برنامه‌های تلویزیونی، تولید محتواهای فضای مجازی، رادیویی، پادکست و … در این راستا با ویژگی‌ها و پرسش‌های مرتبط با فرهنگ ایرانی اسلامی انجام پذیرد. استفاده از چهره‌های معروف و محبوب، به ویژه روحانیان معروف و محبوب برای انتقال پیام‌ها و ترویج فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی، می‌تواند مناسب باشد.
  • تولید برنامه‌های آشنایی با دو محوریت تعاملات خانوادگی و ایجاد فضای گفتگو؛ مدرن‌سازی خواستگاری و واسطه‌گری برپایه تولید مستندهای واقعی و غیرواقعی می‌تواند راهکار مناسبی باشد.
  • برنامه های بومی رسانه ای ساخته شود تا روابط مسئولانه را در میان خانواده وجوانان و نوجوانان نشان دهد. باید رابطه مسئولانه و متعهدانه در برنامه های رسانه ای نشان داده شود.
  • خانواده‌ها و مراکز آموزشی باید جوانان را با آسیب‌های بلایند دیت آشنا نموده و آنها را در مواجهه با این چالش‌ها یاری رسانند. بی‌تردید خانواده می‌تواند محور اصلی مدیریت و راهبردی این برنامه‌ها باشد.
  • تولیدکنندگان این برنامه‌ها در ایران حضور دارند و می‌توان با برقراری ارتباط با آنها، مسیر تولید این برنامه‌ها را براساس موازین ایرانی اسلامی تغییر داد.
  • رصد و جلوگیری از انتشار محتواهای نامناسب؛ برخی کانال‌ها به سمت ترویج بعد جنسی و برهنگی رفته‌اند که باید جلوگیری شوند.

 

همچنین در این زمینه مطالعه کنید: قرارهای مدرن، دل‌مشغولی‌های سنتی

 

پاورقی

[۱]. پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی اجتماعی

[۲]. عباسی، حجت الله، قدرت ارتباطات از دیدگاه مانوئل کاستلز، www.ricac.ac.ir

[۳]. مصاحبه با دکتر امیر کاظمی اصل، خبرگزاری ساعدنیوز، ۲۹/۲/۱۴۰۴

[۴]. هیس؛ از «عشق ابدی» انتقاد نکنید، خبرگزاری تابناک با تو، ۲۹/۲/۱۴۰۴

[۵]. نه به برنامه عشق ابدی تغییر از شما شروع می شود…، خبرگزاری کارزار، ۲۸/۲/۱۴۰۴

[۶]. عزیزی، حامد، درآمد ۱ میلیون دلاری در ۱ ماه، سایت ویرگول، ۳/۳/۱۴۰۴

[۷]. رنجبر مدیسه، معصومه و ساروخانی، باقر، تأثیر مصرف رسانه‌های جمعی جدید بر ارزش‌های نسلی؛ مورد مطالعه: جوانان ۱۸ تا ۳۲ ساله شهر تهران، فصلنامه رهپویه ارتباطات و فرهنگ، دوره ۲، شماره ۴، زمستان ۱۴۰۱.

[۸]. Tagirov, Philipp, Sexual Revolution and Contemporary Culture: Liberated Eros or New Symbolic Control, 4th International Conference on Education, Language, Art and Inter-cultural Communication (ICELAIC 2017), Advances in Social Science, Education and Humanities Research, Published by Atlantis Press, 2017, vol. 142, p. 753-754

[۹]. گیدنز، آنتونی، جامعه شناسی، با همکاری کارن بردسال، ترجمه حسن چاوشیان، تهران، نشر نی، ۱۳۹۲، ص ۱۸۷

[۱۰]. Sexual Freedom Movement

[۱۱]. Isserman, Maurice, America Divided. New York, NY: Oxford University Press., 2012, p. 138-140

[۱۲]. Hekma, Gert & Giami, Alain, Sexual Revolutions: An Introduction, In book: Sexual Revolutions, www.researchgate.net, ۲۰۱۴, p. 7-8

این مقاله را به اشتراک بگذارید