تعداد کلمات: ۸۰۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۴ دقیقه
در روزهای اخیر، دو عروسک به نامهای «مرتضی» و «مرضیه» به سرعت به یکی از بحثبرانگیزترین پدیدههای فضای مجازی ایران تبدیل شدهاند. این عروسکها که در ظاهر دو عروسک ساده هستند، در واقع حامل نوعی پیام فرهنگی پیچیدهاند که مرز میان طنز و تمسخر را مخدوش کرده است.
در نخستین ویدئوها، این دو عروسک در قالب زن و شوهر ظاهر میشوند، گفتوگوهایی طنزآمیز دارند و رفتارهایی شبهواقعی از خود نشان میدهند. اما نامگذاری آنها ــ «مرتضی» و «مرضیه» ــ و لحن گفتارشان موجب شده تا این محتوا در افکار عمومی به عنوان نوعی تمسخر غیرمستقیم از فضای مذهبی و سنتی جامعه تعبیر شود. واکنشها نیز به همین دلیل گسترده بود؛ از خندههای سطحی کاربران تا خشم مذهبی بخشی از جامعه و درخواستهای جدی برای پیگرد قانونی تولیدکنندگان. برخی کارشناسان رسانهای این پدیده را یک نمونه از «بازی با نمادهای مذهبی برای سرگرمی و تحریک» میدانند؛ پدیدهای که نه اتفاقی، بلکه نتیجه روندی هدفمند در لایههای فرهنگی فضای مجازی ایران است.
پدیده «مرتضی و مرضیه» را باید در چارچوب «عملیات نرم علیه احساس دینی جامعه» تحلیل کرد. در اینجا مسئله صرفاً دو عروسک نیست، بلکه سوءاستفاده از نمادهای فرهنگی و مذهبی برای ایجاد دوگانگی ذهنی در جامعه دینی است.
چند محور تحلیلی در این زمینه قابل طرح است:
۱. تحریک نمادین در بستر دینی:
انتخاب اسامی «مرتضی» و «مرضیه» اتفاقی نیست. این دو نام در حافظه مذهبی ایرانیان، بار قدسی دارند. استفاده از این اسامی برای عروسکهایی با گفتار سطحی، شوخیهای دوپهلو و موقعیتهای نازل، در واقع نوعی بازی با مرز تقدس است. چنین اقداماتی در ادبیات جنگ نرم، مصداق «تحریک نمادین» محسوب میشود؛ یعنی تلاش برای فروکاستن ارزشهای دینی به سطح طنز و سرگرمی.
۲. دوگانهسازی میان حاکمیت دینی و مردم:
وقتی عروسکهایی با اسامی مذهبی در بستر رسمی جامعه اسلامی تولید و پخش میشوند، برای مخاطب عام این پرسش بهوجود میآید: «چطور در نظامی دینی، چنین تمسخرهایی آزاد است؟» این پرسش، دقیقاً همان نقطهای است که طراحان عملیات نرم بهدنبال آناند؛ ایجاد دوگانگی میان دینداران و نظام دینی. از یکسو احساسات مذهبی مردم جریحهدار میشود و از سوی دیگر، نبود واکنش سریع حاکمیت، به بیتفاوتی یا تناقض تعبیر میگردد.
۳. فرهنگسازی تدریجی از مسیر طنز:
طنز یکی از مؤثرترین ابزارهای نفوذ فرهنگی است. در فضای مجازی، شوخیها نه تنها موجب خنده، بلکه حامل هنجارسازی جدیدند. وقتی نامهای مقدس در قالبهای طنزآمیز وارد فرهنگ روزمره میشوند، حساسیت عمومی نسبت به مرزهای تقدس کاهش مییابد. در ظاهر «طنز» است، اما در عمق، پروژهی عادیسازی بیحرمتی نرم به نمادهای دینی جریان دارد.
۴. غیبت راهبرد در حکمرانی فرهنگی:
پدیدههایی از این دست، بیش از آنکه محصول دشمن خارجی باشند، حاصل خلأ داخلی در سیاستگذاری فرهنگیاند. نظام حکمرانی فرهنگی کشور هنوز فاقد سازوکار رصد، تحلیل و واکنش سریع به «جریانهای نمادین مجازی» است. واکنشهای دیرهنگام، برخورد صرفاً قضایی یا سکوت نهادهای مسئول، نهتنها مسأله را حل نمیکند بلکه باعث تقویت روایت تقابل دین و آزادی اجتماعی میشود.
۵. ابعاد امنیت فرهنگی:
در کشور ما که هویت دینی و انقلابی بخشی از مشروعیت حاکمیت را تشکیل میدهد، هرگونه عملیات رسانهای بر محور نمادهای مذهبی، مستقیماً در حوزه امنیت فرهنگی تعریف میشود. اگر به چنین پدیدههایی صرفاً به عنوان شوخی نگاه شود، نتیجه آن سایش تدریجی اعتماد فرهنگی مردم و کاهش اقتدار نرم نظام دینی خواهد بود.
در نهایت به نظر می سرد پدیده «مرتضی و مرضیه» را باید فراتر از یک سرگرمی مجازی دید؛ این یک زنگ هشدار برای حاکمیت فرهنگی است. استفاده از نمادهای دینی در قالب طنزهای سطحی، در ظاهر بیضرر و خندهدار است اما در واقع، ضربهای نرم به وجدان مذهبی جامعه و سرمایه معنوی نظام محسوب میشود.
در مواجهه با چنین پدیدههایی، برخورد صرفاً قضایی کافی نیست؛ باید با نگاه حکمرانی فرهنگی سه مسیر همزمان پیگیری شود:
۱. بازتعریف خطوط قرمز نمادین در فضای فرهنگی: نهادهای فرهنگی باید فهرستی از نمادها و اسامی دارای حرمت اجتماعی و دینی را شناسایی و حفاظت کنند.
۲. رصد هوشمند تولیدات مردمی: لازم است سامانههای رصد فرهنگی بتوانند پدیدههای مشابه را در مراحل اولیه شناسایی و تحلیل کنند، پیش از آنکه تبدیل به بحران رسانهای شوند.
۳. تولید محتوای جایگزین و ایجابی: باید عروسکها، انیمیشنها و کاراکترهای بومی با بار مثبت دینی و اخلاقی تولید شوند تا مخاطب جوان، نیاز خود به طنز و سرگرمی را در چارچوب سالم پاسخ دهد.
باید گفت که در شرایطی که کشور هنوز در فضای پس از جنگ اخیر قرار دارد و سایهی تهدید نظامی و رسانهای همچنان بر سر ملت سنگینی میکند، هرگونه شکاف در انسجام فرهنگی و اعتقادی جامعه، بزرگترین فرصت برای دشمنان ایران اسلامی است.
پدیدههایی از جنس «مرتضی و مرضیه» اگر بهدرستی مدیریت نشوند، میتوانند همان نقشی را در عرصه نرم ایفا کنند که بمب و موشک در عرصه سخت دارند: تضعیف روحیه، سایش اعتماد، و تخریب انسجام ملی. امروز، نبرد واقعی نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در ذهن و احساس مردم جریان دارد./پایان
