تعداد کلمات:۱۱۵۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۷ دقیقه
نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک
مقدمه
در سالهای اخیر، بحث مهاجرت نخبگان ایرانی زیاد مطرح شده است؛ اما به نحوی که گویی هر ایرانیِ خارجنشین، شهروندی درجهدو محسوب میشود که باید بازگردد تا در معرض بهره برداری قرار گیرد. این مسئله در یکی از قسمتهای برنامه نگاشت[۱] [۲]،با حضور دکتر علی زواشکیانی به عنوان مهمان نیز مطرح شد. این فرد که خود از تحصیل کنندگان و مهاجران ایرانی به خارج از کشور است با صراحت میگوید: بقای تمدنی و آینده ایران در ۱۰۰ سال آینده، در گرو توانایی ما در بازسازی ملی با استفاده از پتانسیل عظیم دیاسپورا است. این بازسازی، مستلزم عبور از پارادایم منسوخِ بازگشت فیزیکی و حرکت به سمت مفهومی نوین به نام چرخش مغزها[۳] است.
این همان روایتی است که در آن دیاسپورا نه یک چالش جمعیتی، که زمینبازی گستردهتر برای آینده ایران و بالِ علمی و فرهنگی کشور در پهنهی جهانی است. این جمعیت با دارا بودن سرمایه نهان دانشی-مهارتی و حتی اقتصادی[۴] در این زمان، قابل قیاس با برخی اعداد و داراییهای بلوکه شده در خارج از کشور نیست و اگر از این ظرفیت همانند گذشته به نحوی مطلوب استفاده نشود، باز هم شاهد فرسایش ظرفیتهای ایشان خواهیم بود.
مفهوم دانش ضمنی؛ پاسخی عمیق به مشکل حضور فیزیکی یا چرخش مغزها
اینجا نکتهی کلیدی، ایجاد یک تمایز در پارادایمهای ذهنی خط مشی گذاران ایرانی برای ایجاد افتراق بین میان حضور فیزیکی و اتصال دانشبنیان و چرخشمغزهاست. در ادبیات نوین، مهاجرت یک پدیدهی یکسویه[۵] نیست؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ اتصال با مراکز فناوری دنیاست. این اتصال از علاقه عمیق جامعه علمی به ارتباط با جامعه جهانی در ذیل بنیان فکری نظری دهکده جهانی است. در واقع اکنون با توجه به شرایط بوجود آمده، بازگشت فیزیکی افراد احتمالا بهینه نباشد و بهتر است از ظرفیتهای نهان و پیدا ایشان بهره جست.
کلید این چرخش، مفهومی به نام دانش ضمنی[۶] است. برخلاف دانش آکادمیک و مرسوم، این نوع دانش حاصل سالها فعالیت در اتمسفر رقابتی بینالمللی و یا در آستانه مرز علم است که در هیچ کتاب یا هوش مصنوعی یافت نمیشود. [۷] بهرهگیری از منتورشیپهای کوتاهمدت توسط نخبگان مهاجر، نرخ شکست استارتاپهای داخلی را میتواند کاهش دهد. از سوی دیگر، پذیرش توصیههای مدیریتی از سوی یک هموطن با تجربهی بینالمللی، احتمالا ضریب نفوذ و موفقیت بسیار بالاتری نسبت به مشاوران خارجی دارد و مهمتر اینکه این نوع دانش به دلیل ماهیت غیرفیزیکی، عملاً در برابر تحریمها تابآور است و حتی میتواند روندشکن فشارهای علمی اقتصادی موجود شود.
سه نهاد، سه تجربهی موفق
دکتر زوارشکیانی با هدف نشان دادن ظرفیت بالای تشکلهای مستقل علمی برای دیاسپورا ایرانی، گزارشی از سه نهاد تاسیس شده را سالهای قبل را بیان میکند.
- سوتا (SUTA)، انجمن فارغالتحصیلان شریف، با گردهماییهای تورنتو از سال ۲۰۰۲ که برند نخبگان ایران را تاحدی در جهان حفظ کرده است.
- شبکه گسترش دانش (KDN) با الگوبرداری از هند و چین و با طراحی مشارکت پلهپله، نسل دوم کارآموزان دیاسپورا را به صنعت داخلی پیوند زده است.
- انجمن بینالمللی مدیران ایرانی در سالهای ۲۰۰۴-۲۰۰۵ با تمرکز بر همافزایی مدیریتی و انجام مطالعه پایش اساتید شکل گرفت و در سال ۱۳۹۲، خبر از حضور ۱۸ هزار استاد و محقق ایرانی را در ۴۰۰ دانشگاه برتر جهان داد و نقشهی نفوذ علمی ایران را ترسیم نمود.
تحلیل So What این نهادها نشان میدهد که نخبگان فعال در آنها، به دلیل داشتن سهم در بازی و سرمایهگذاری عاطفی روی پروژههای ملی، در بحرانهای سیاسی رویکرد سازندهی خود را حفظ کردهاند. در واقع مسیر این حفظ مشارکت، از طریق بهترین ابزار امنیتبخش برای ایشان، یعنی تاکید بر آینده ایران است. این انگاره احتمال هرگونه سرمایه گذاری توسط ایشان را افزایش خواهد داد. البته که گوینده و لحن بیان این نیاز نیز بسیار بسیار موثر است.
یک انحصار نخبگانی و فرصتهای پیش رو
دیاسپورا بزرگترین دارایی استراتژیک خارج از مرزهاست. ایرانیان به همراه هندیها و چینیها، تنها سه ملیتی هستند که در تمامی مراکز تحقیق و توسعه برتر جهان حضور فعال دارند. ثروت تخمینی این دیاسپورا بالای ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. حضور ۴۰ تا ۵۰ هزار مدیر ارشد در سیلیکونولی و قرار گرفتن ایران در جمع ۵ کشور اول دنیا در دیاسپورای حوزهی [۸]STEM، از تراکم بینظیر سرمایههای انسانی حکایت دارد.
این ظرفیت میتواند در لایههای زیرین، بنبستهای تحریم را بشکند. اعتمادبهنفس ملی با الگوگیری از هممحلیهای موفق، انگیزهای فراتر از قهرمانان بیگانه ایجاد میکند. برخی از نخبگان مهاجر میتوانند در عرصهی دیپلماسی تصمیمسازی، با حضور در سازمانهایی نظیر بانک جهانی و یونسکو، تنظیمگریهای جهانی علیه ایران را پایش و از حقوق ملی قبل از تصویب قوانین دفاع کنند. نکته اینجاست که همیشه تاکنون این پناهندگان سیاسی بودند که در تصمیمگیریهای علیه ایران در نهادی بین المللی حاضر بودند.
شورای عالی ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیتی که باید جدی گرفته شود
در این میان، نمیتوان از نقش و وظیفه شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور غافل شد. این شورا به عنوان مرجع عالی سیاستگذاری و هماهنگی تعریف شده، اما همچنان نتوانسته به ظرفیت واقعی خود دست یابد. دلیل اصلی، عدم تمرکز بر فرصتها و بعضاً غلبه رویکرد انتظامی دولتها نسبت به تعامل با دیاسپوراست. اگر تعامل مثبت دوجانبه تقویت شود، حتما وطن دوستان خارج از کشور حاضر به کمک همه جانبه به کشور خود هستند.
برای عبور از این وضعیت، دکتر زوارشکیانی سه راهکار کلیدی پیشنهاد میشود: نخست، نهادینهسازی پلتفرمهای اتصال مانند مدل موفق معاونت علمی (سربازی با پروژه) و حفظ تعامل با دیاسپورا در جهت حل مشکلات ایشان و کاهش دخالت و کنترل مستقیم و افزایش نقش تنظیم گرایانه توسط نهادهای دولتی ؛ دوم، پذیرش و حمایت بالادستی از تکثر انجمنها که با توزیع فعالیتها، ریسک نفوذ را کاهش و تابآوری جامعه دیاسپورا را افزایش میدهد؛ و سوم، شفافیت قوانین برای تضمین امنیت نخبگان در چهارچوبی شفاف. همچنین ایجاد کمیسیونهای تخصصی در حوزههای غیرحساس ولی اساسی (آب و محیط زیست، هوش مصنوعی، ادبیات فارسی و همچنین برخی شرکتهای دانش بنیان در زمینههایی چون بیوتک) میتواند بدون حاشیههای سیاسی، پلهای اعتماد را بازسازی کند و دیاسپورا ایرانی را به بازگشت ترغیب کند.
سخن پایانی
رفتار دیاسپورا در برابر وطن، تابعی احتمالی از معادلهی عشق به سرزمین و وطن در برابر عدم امید به برخی از نهادهای سیاست زده یا درگیر بروکراسیهای پیچیده شده است. تجربهی تاریخی نشان میدهد ایران پس از تکانههای بزرگ، به واسطهی نخبگانی که هویت خود را با آگاهی تمدنی و ارزش مداری پیوند زدند، از نو برخاسته است. شورای عالی ایرانیان خارج از کشور اگر به سمت رویکردهای تسهیل گرایانه حرکت کند، میتواند این انرژی عاطفی را از بی عملی و یا احتمالا تقابل به سمت مشارکت در بازسازی هدایت کند. چرا که به عینه مشاهده شد در بازه جنگ چه تعداد ایرانی از خارج به عشق ایران بازگشتند.
پاورقی
[۱] رک https://www.aparat.com/v/qxr1324
[۲] در ذیل شبکه اینترنتی شریف وابسته به دانشگاه صنعتی شریف.
[۳] Brain Circulation
[۴] طبق نظر مهمان برنامه عدد سرمایه ایرانیان خارج از کشور عددی نزدیک به صد میلیارد دلار است.
[۵] Zero-sum game
[۶] Tacit Knowledge
[۷] برای مطالعه بیشتر رک
https://ieg.worldbankgroup.org/evaluations/learning-world-bank-lending
[۸] STEM مخفف چهار حوزهی دانشیِ Science (علوم)، Technology (فناوری)، Engineering (مهندسی) و Mathematics (ریاضیات) است. این اصطلاح در اوایل دههی ۲۰۰۰ میلادی توسط بنیاد ملی علوم آمریکا رواج یافت و به مجموعهای از رشتههای تحصیلی و شغلی اطلاق میشود که پایه و اساس اقتصاد دانشبنیان، نوآوری فناورانه و رشد اقتصادی در جهان مدرن به شمار میروند.
