بازخوانی تجمعات شبانه مردم ایران بر اساس نظریه حوزه عمومی یورگن هابرماس

در این یادداشت تلاش شده تا براساس نظرات هابرماس درباره «حوزه عمومی»، «عمل ارتباطی» و «عقلانیت ارتباطی» تجمعات شبانه مردم ایران را مورد بازخوانی قرار داد.

تعداد کلمات:۱۵۰۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه

نویسنده: علی اکبر عبدالاحدی مقدم[۱]

 

مقدمه

تجمعات شبانه مردم ایران که پس از جنگ رمضان شکل گرفت را می‌توان از منظرهای مختلفی مورد بررسی قرار داد. با توجه به این‌که هابرماس در حوزه عمومی و عمل ارتباطی نظریه خود را مطرح کرده، در این یادداشت تلاش شده تا براساس نظرات هابرماس درباره «حوزه عمومی»، «عمل ارتباطی» و «عقلانیت ارتباطی» تجمعات شبانه مردم ایران را مورد بازخوانی قرار داد.

هابرماس معتقد است که جامعه فقط از طریق نهادهای رسمی، دولت، قانون و قدرت سیاسی اداره نمی‌شود، بلکه بخشی مهم از حیات اجتماعی در فضایی میان دولت و زندگی خصوصی شکل می‌گیرد؛ فضایی که او آن را حوزه عمومی می‌نامد. در حوزه عمومی، شهروندان درباره مسائل مشترک گفت‌وگو می‌کنند، دیدگاه‌های خود را بیان می‌کنند، معناها را می‌سازند و بر روندهای سیاسی و اجتماعی اثر می‌گذارند. از این منظر، تجمعات شبانه مردم ایران را می‌توان نه صرفاً یک رخداد خیابانی، بلکه نوعی ظهور حوزه عمومی زنده و فعال دانست؛ جایی که مردم با حضور، گفتار، نماد، مناسک و ارتباطات جمعی در تولید معنا و تقویت همبستگی اجتماعی مشارکت می‌کنند.

 

تجمعات شبانه به مثابه حوزه عمومی

هابرماس، حوزه عمومی را فضایی می‌داند که در آن شهروندان می‌توانند درباره مسائل عمومی گفت‌وگو کنند، نگرانی‌ها و مطالبات خود را بیان کنند و در شکل‌دادن به افکار عمومی نقش داشته باشند. این حوزه، نه کاملاً دولتی است و نه صرفاً خصوصی؛ بلکه عرصه‌ای میان زندگی فردی و ساختار رسمی قدرت است.

با این نگاه، تجمعات شبانه مردم ایران را می‌توان نوعی حوزه عمومی عملیاتی دانست. خیابان، میدان، محله، مسجد، هیئت، فضای مجازی و شبکه‌های ارتباطی خانوادگی، همگی به بسترهایی تبدیل می‌شوند که مردم از طریق آن‌ها پیام‌ها، احساسات، نگرانی‌ها و ارزش‌های خود را بیان می‌کنند. در چنین وضعیتی مردم صرفاً دریافت‌کننده تصمیمات رسمی نیستند بلکه به کنشگرانی فعال در میدان اجتماعی تبدیل می‌شوند.

حضور اقشار مختلف، از جمله خانواده‌ها، زنان، جوانان و طبقات گوناگون اجتماعی نشان می‌دهد که این حوزه عمومی می‌تواند گسترده و فراگیر باشد. هرچه دامنه مشارکت اجتماعی وسیع‌تر شود، حوزه عمومی نیز از حالت محدود و بسته خارج شده و به عرصه‌ای زنده‌تر برای گفت‌وگو، همبستگی و بازنمایی اراده جمعی تبدیل می‌شود.

از منظر هابرماس اهمیت این تجمعات در آن است که مردم از طریق حضور در فضای عمومی، اعلام می‌کنند نسبت به مسائل مشترک جامعه بی‌تفاوت نیستند. آنان با حضور خود نشان می‌دهند که جامعه مدنی همچنان ظرفیت گفت‌وگو، مشارکت، واکنش و تولید معنا دارد. حضور برخی افراد با پوشش‌ها و عقاید مختلف در این تجمعات را می‌توان از این زاویه مورد تحلیل قرار داد.

 

عمل ارتباطی و تولید تفاهم اجتماعی

یکی از مهم‌ترین مفاهیم در اندیشه هابرماس، کنش ارتباطی است. کنش ارتباطی به نوعی از تعامل میان افراد گفته می‌شود که هدف اصلی آن رسیدن به تفاهم، فهم مشترک و هماهنگی اجتماعی است نه صرفاً اعمال قدرت، تحمیل نظر یا کسب منفعت فردی.

در تجمعات شبانه، کنش ارتباطی در قالب‌های مختلفی قابل مشاهده است. شعارها، سرودها، مداحی‌ها، نوحه‌ها، سخنرانی‌های، گفت‌وگوهای بین مردم، مشارکت خانوادگی و حتی بازنشر تصاویر و روایت‌ها در رسانه‌ها، همگی ابزارهایی برای کنش اجتماعی و تولید معنا هستند. این عناصر فقط بیان احساسات نیستند، بلکه حامل پیام‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هویتی‌اند.

به عنوان مثال، وقتی مردم در یک تجمع شعار مشترکی می‌دهند یا سرودی را با هم می‌خوانند، صرفاً یک رفتار صوتی و جمعی رخ نمی‌دهد؛ بلکه نوعی هماهنگی معنایی شکل می‌گیرد. افراد از طریق این کنش‌ها احساس می‌کنند در فهم یک مسئله با دیگران شریک‌اند. این اشتراک معنایی همان چیزی است که هابرماس از آن با عنوان تفاهم ارتباطی یاد می‌کند.

شبکه‌های محله‌ای، مساجد، هیئت‌ها و گروه‌های خانوادگی نیز در تقویت عمل ارتباطی نقش دارند. این شبکه‌ها امکان گفت‌وگو، انتقال تجربه، تفسیر رویدادها و بازتولید روایت‌ها را فراهم می‌کنند. در نتیجه، تجمعات شبانه فقط تجمع بدن‌ها در یک مکان نیست، بلکه تجمع صداها، روایت‌ها، نشانه‌ها و معناهاست.

 

عقلانیت ارتباطی و مشارکت اجتماعی

هابرماس عقلانیت را فقط به معنای محاسبه ابزاری یا تصمیم‌گیری فردی نمی‌داند. او از مفهومی به نام عقلانیت ارتباطی سخن می‌گوید؛ یعنی عقلانیتی که در گفت‌وگو، تبادل دلیل، نقد، شنیدن دیگری و تلاش برای رسیدن به فهم مشترک شکل می‌گیرد.

از این منظر، حضور مردم در تجمعات شبانه را می‌توان نوعی مشارکت عقلانی اجتماعی دانست. البته عقلانیت در اینجا به معنای گفت‌وگوی رسمی دانشگاهی یا مناظره سازمان‌یافته نیست بلکه به معنای کنش آگاهانه جمعی در برابر یک وضعیت حساس است. مردم از طریق حضور خود، درباره امنیت، هویت، مقاومت، آینده کشور و نسبت خود با جامعه پیام تولید می‌کنند.

در شرایطی که جنگ ادراکی، عملیات روانی یا رقابت روایت‌ها در فضای رسانه‌ای وجود دارد، مشارکت مردم در تولید و بازنشر روایت‌ها می‌تواند بخشی از عقلانیت عملی جامعه باشد. آنان با حضور، مشاهده، گفت‌وگو و انتشار روایت‌های خود، در برابر ابهام، ترس یا تحریف اطلاعات واکنش نشان می‌دهند.

شبکه‌های اجتماعی نیز در این میان اهمیت دارند. اگر این رسانه‌ها بتوانند روایت‌های دقیق، روشن و قابل اعتماد ارائه کنند، به کاهش ابهام و افزایش فهم عمومی کمک می‌کنند. در چنین وضعیتی، حوزه عمومی تقویت می‌شود؛ زیرا شهروندان می‌توانند بر اساس اطلاعات و روایت‌های مشترک، فهمی روشن‌تر از وضعیت پیدا کنند.

 

نقش زنان در گسترش حوزه عمومی

هابرماس حوزه عمومی را فضایی می‌داند که باید تا حد امکان باز، فراگیر و مبتنی بر مشارکت شهروندان باشد. از این جهت، حضور زنان و خانواده‌ها در تجمعات شبانه اهمیت ویژه‌ای دارد. زیرا این حضور نشان می‌دهد که امر عمومی فقط در اختیار نهادهای رسمی، گروه‌های سیاسی یا مردان فعال در میدان عمومی نیست، بلکه زنان نیز در شکل‌دهی به آن نقش دارند.

زنان در چنین تجمعاتی صرفاً همراه یا تماشاگر نیستند بلکه نقش مهمی در سازمان‌دهی عاطفی، انتقال ارزش‌ها، پیوند دادن نسل‌ها و تثبیت معناها داشته باشند. حضور آنان موجب می‌شود که حوزه عمومی از حالت خشک و رسمی خارج شود و ابعاد عاطفی، تربیتی، خانوادگی و میان‌نسلی پیدا کند.

خانواده‌ها نیز حوزه عمومی را به زندگی روزمره پیوند می‌دهند. وقتی کودکان، نوجوانان، والدین و سالمندان در کنار یکدیگر در یک کنش جمعی شرکت می‌کنند، مشارکت اجتماعی به تجربه‌ای مشترک تبدیل می‌شود. این تجربه مشترک می‌تواند هویت جمعی را تقویت کند و باعث شود ارزش‌هایی مانند همبستگی، مقاومت، امنیت و تعلق ملی در سطح خانواده نیز بازتولید شود.

 

بازتولید معنا و حافظه جمعی

هابرماس، پایداری حوزه عمومی به توانایی آن در تولید، بازتولید و اصلاح معناها وابسته می‌داند. جامعه‌ای که نتواند درباره خود سخن بگوید، روایت بسازد و ارزش‌های مشترک خود را بازتعریف کند، در برابر بحران‌های اجتماعی و رسانه‌ای آسیب‌پذیرتر خواهد بود.

از این منظر تجمعات شبانه بستری برای بازتولید معنا و فعال‌سازی حافظه جمعی هستند. استفاده از نمادهایی مانند پرچم، سرود ملی، مناسک مذهبی، نوحه، یاد شهدا، روایت‌های تاریخی و نشانه‌های مقاومت باعث می‌شود گذشته و حال به هم پیوند بخورند. این پیوند، به رفتار جمعی معنا می‌بخشد و آن را از یک واکنش لحظه‌ای به تجربه‌ای تاریخی و فرهنگی تبدیل می‌کند.

حافظه جمعی در چنین تجمعاتی فقط یادآوری گذشته نیست، بلکه ابزاری برای تفسیر وضعیت اکنون است. مردم با ارجاع به تجربه‌های تاریخی مانند دفاع، مقاومت، ایثار یا سوگ جمعی، موقعیت فعلی خود را معنا می‌کنند و به آن انسجام می‌بخشند. در نتیجه، تجمعات به فضایی برای بازخوانی گذشته، فهم حال و ترسیم آینده تبدیل می‌شوند.

 

رسانه، روایت و افکار عمومی

هابرماس بر اهمیت افکار عمومی در حوزه عمومی تأکید دارد. افکار عمومی زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان بتوانند درباره مسائل مشترک بحث کنند و روایت‌های مختلف را ارزیابی نمایند. در جهان امروز، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در شکل‌گیری یا تضعیف حوزه عمومی دارند.

تجمعات شبانه زمانی اثر اجتماعی گسترده‌تری پیدا می‌کنند که در قالب روایت رسانه‌ای بازنمایی شوند. تصاویر، ویدئوها، گزارش‌ها، یادداشت‌ها و تحلیل‌ها می‌توانند حضور مردم را از یک رخداد محلی به موضوعی عمومی تبدیل کنند. البته این بازنمایی می‌تواند دو جهت داشته باشد: یا به تقویت فهم مشترک و انسجام اجتماعی کمک کند، یا در صورت تحریف و قطبی‌سازی، حوزه عمومی را دچار اختلال سازد.

از نگاه هابرماس، کیفیت ارتباطات اهمیت زیادی دارد. اگر ارتباطات مبتنی بر صداقت، شفافیت، گفت‌وگو و فهم متقابل باشد، حوزه عمومی تقویت می‌شود. اما اگر رسانه‌ها صرفاً ابزار تبلیغ، هیجان‌سازی یا تحمیل روایت باشند، امکان شکل‌گیری عقلانیت ارتباطی کاهش می‌یابد. بنابراین، برای تقویت اثر مثبت تجمعات، روایت‌سازی مسئولانه و گفت‌وگوی اجتماعی اهمیت اساسی دارد.

 

جمع‌بندی

براساس آن‌چه گفته شد، تجمعات شبانه مردم ایران را می‌توان فراتر از یک رخداد خیابانی یا واکنش احساسی تحلیل کرد. این تجمعات، نوعی حوزه عمومی زنده و فعال هستند؛ حوزه‌ای که در آن مردم با حضور، گفتار، نماد، مناسک و ارتباطات اجتماعی، در تولید معنا و شکل‌دهی به افکار عمومی مشارکت می‌کنند.

در این چارچوب، خیابان و میدان به عرصه‌ای برای بیان نگرانی‌ها، ارزش‌ها و هویت‌های مشترک تبدیل می‌شوند. عمل ارتباطی در قالب شعارها، سرودها، مداحی‌ها، گفت‌وگوهای محلی و روایت‌های رسانه‌ای جریان می‌یابد و به تولید تفاهم اجتماعی کمک می‌کند. همچنین، مشارکت زنان باعث می‌شود حوزه عمومی گسترده‌تر، عاطفی‌تر و میان‌نسلی‌تر شود.

از سوی دیگر، تجمعات شبانه با فعال‌سازی حافظه جمعی، بازتولید نمادهای ملی و مذهبی و تقویت روایت مقاومت به افزایش همبستگی اجتماعی و تاب‌آوری فرهنگی کمک می‌کنند. در نهایت، این تجربه نشان می‌دهد که در شرایط بحران، جنگ ادراکی یا فشار روانی، جامعه‌ای که بتواند حوزه عمومی خود را زنده نگه دارد، قدرت بیشتری برای تولید معنا، حفظ انسجام و تداوم هویت جمعی خواهد داشت./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید