چرایی عدم توجه خیلی جامعه‌شناسان داخلی به تجمعات شبانه

علوم اجتماعی ترجمه‌زده و منقطع از تحولات مهم میدان‌های اجتماعی هم گویی اسیر نوعی انگاره‌های استعمارزده مانده است.

تعداد کلمات:۳۱۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۲ دقیقه

 نویسنده:محمدرضا جلایی‌پور

بسیاری از ناظران ابعاد این جنبش را دست کم می‌گیرند. بر اساس چند نظرسنجی معتبر ملی بین ۴۸ تا ۶۰ درصد ایرانیان حداقل یک بار در این تجمع‌های شبانهٔ حفاظت از ایران شرکت کرده‌اند. بین ۱۰ تا ۲۵ درصد ایرانیان هم گزارش می‌کنند که به طور مستمر در این تجمع‌ها شرکت داشته‌اند.

مشاهدات میدانی هم از جمعیت قابل اعتنای این تجمع‌های پرشمار حکایت می‌کند. در تاریخ ایران و جهان سابقه نداشته است که برای هفتاد شب متوالی در صدها شهر و ده‌ها میدان پایتخت تجمع‌های حول پرچم و حفاظت از کشور شکل بگیرد.

کسانی که در تجمع‌های میادینِ متنوع تجربهٔ مشاهدهٔ مشارکتی مکرر دارند می‌دانند که اکثریت قاطع شرکت‌کنندگان از اقشار محروم‌اند. دیشب شخصا در میدان انقلاب دیدم که ردیف فشردهٔ موتورسیکلت‌های پارک‌شدهٔ شرکت‌کنندگان حدود دو کیلومتر شده بود.

 

بسیاری از رسانه‌ها و ناظران جهانی و حتی بخشی از روشنفکران و اصحاب علوم اجتماعی کشورمان گویی با ذهنی استعمارزده نگاهی تحقیرآمیز به اکثریت حاضران در این تجمع‌ها دارند، شاید به خاطرِ
۱. مذهبی‌ بودن
۲. فقیر بودن
۳. مدافع نظام بودن‌شان.

 

گویی به خاطر این ویژگی‌ها عاملیت‌شان کمتر اهمیت دارد، کمتر ارزش تحلیل جامعه‌شناختی دارد و کمتر ارزش پوشش خبری دارد. اگر یک دهم این جمعیت،‌ نه در همهٔ شهرهای کشور و نه برای هفتاد شب متوالی،‌ که فقط در چند شهر و چند شب،‌ جمع می‌شدند ولی مذهبی‌ نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا مدافع حملهٔ نظامی به ایران بودند، تا کنون در رسانه‌های جهانی پوشش وسیعی می‌یافت و سوژهٔ نشست‌ها و تحلیل‌های جامعه‌شناختی پرشماری شده بود.

 

اکثریت زنان این تجمع‌های ده‌ها شبه علی‌رغم عاملیت قابل اعتنا و میان‌داری‌شان چندان دیده نمی‌شوند،‌ چون چادر یا روسری به سر دارند و نسبتی با سوژهٔ مورد علاقهٔ‌ جریان اصلی رسانه‌های غربی – «زن قربانی پدرسالاریِ اسلامی» – ندارند.

علوم اجتماعی ترجمه‌زده و منقطع از تحولات مهم میدان‌های اجتماعی هم گویی اسیر نوعی انگاره‌های استعمارزده مانده است./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید