زن، معمارِ ولایتِ اجتماعی؛ از آرمان اخوت اسلامی تا تجلی الگوی سوم در شب‌های ایران‌داری

زنِ تراز انقلاب اسلامی، مصداق بارزِ مجاهدت در سه جبهه همزمان است.

نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک

 

در هندسه معرفتی اسلام، گزاره راهبردی «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» (حجرات/۱۰) تنها یک توصیه اخلاقی برای پیوند میان آحاد جامعه نیست، بلکه زیربنای یک «ارگانیسم اجتماعی» زنده است که در آن، هر فرد در قبال کلِ پیکره مسئولیت دارد. اما در این میان، نقش زنان در تحقق این «اخوت و ولایت اجتماعی» چگونه بازتعریف می‌شود؟ پاسخ را باید در «الگوی سوم زن» جستجو کرد؛ الگویی که نه زن را در پستوی خانه‌نشینیِ متحجرانه حبس می‌کند و نه او را به مثابه ابزاری در خدمت چرخ‌دنده‌های سرمایه‌داری غربی به ابتذال می‌کشاند.

 

۱. هندسه ولایت اجتماعی و تمدن‌سازی
رهبر معظم انقلاب در تبیین مراحل پنج‌گانه تمدن‌سازی، پس از تشکیل دولت اسلامی، بر «جامعه اسلامی» تأکید می‌ورزند. جامعه اسلامی همان نقطه‌ای است که در آن آیه «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» (توبه/۷۱) عینی می‌شود. در این نگاه، زن نه یک موجود حاشیه‌ای، بلکه ستون فقراتِ «مواسات» و «ولایت اجتماعی» است. ایران اسلامی پس از عبور از ۵۰ شب امتحان الهی و میدان‌داری در برابر فتنه‌های ترکیبی، اکنون به وضوح شبیه به همان جامعه آرمانی شده است؛ جامعه‌ای که در آن مرزهای میان «خانه» و «اجتماع» به نفع «امنیت اخلاقی و معنوی» بازتعریف شده است.

 

۲. سه‌گانه رشد: فرد، خانواده و جامعه
زنِ تراز انقلاب اسلامی، مصداق بارزِ مجاهدت در سه جبهه همزمان است. او نه به بهانه رشد فردی، خانواده را فدا می‌کند و نه به بهانه خانه‌داری، از مسئولیت‌های اجتماعی و تمدنی‌اش شانه خالی می‌کند.
در ساحت فردی: او با تمسک به معنویت و دانش، به کمال انسانی می‌رسد.
در ساحت خانواده: او در نقش مادری و همسری، حبل‌المتین عاطفه و تربیت است. به‌ویژه همسران نظامیان و مجاهدان، که با صبوری و مدیریتِ پشت جبهه، امکان ایستادگی در برابر استکبار جهانی و آمریکای جهان‌خوار را فراهم می‌کنند. آن‌ها شریک در جهاد و شهادتِ همسرانشان هستند.
در ساحت جامعه: او با حضور عفیفانه و مقتدرانه، خانه را به وسعت یک جامعه گسترش داده است.

 

۳. تفاوت جوهری: زنِ ایرانی و زنِ غربی در تعریف «امنیت»
یکی از ظریف‌ترین تفاوت‌های تمدنی در مفهوم خانه و خیابان نهفته است. زنِ مسلمانِ ایرانی، با تکیه بر الگوی سوم، توانسته است خیابان را به خانه تبدیل کند؛ به این معنا که او فضای عمومی و اجتماعی را با عفاف و وقار خود، به محیطی امن، عفیف و سرشار از آرامش (شبیه به حریم امن خانه) تبدیل کرده است تا سه‌گانه رشد (فرد، خانواده، جامعه) در بستر امنیت کامل محقق شود.
در مقابل، تمدن غربی تحت لوای آزادی‌های دروغین، خانه را به خیابان تبدیل کرده است. در نگاه غربی، حرمت و قداست خانه به عنوان مأمنِ اختصاصی و مظهرِ سَکَن، شکسته شده و به فضایی عمومی و بی‌حصار بدل گشته که هر بیگانه‌ای بدون ملاحظه و ضابطه به آن راه می‌یابد. این ویرانیِ حریمِ خصوصی در غرب، منجر به فروپاشی سه‌گانه رشد و تبدیل زن به یک عنصر مصرفی شده است.

 

۴. مجاهدت در جنگ با آمریکا و میراث شهادت
شهادت زنان در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس، و حضور حماسی آن‌ها در جنگ‌های نوین (سخت و نرم) با آمریکا، امتداد همان مجاهدتِ زینبی است. زنانی که در میدان‌داری اخیر، با بصیرت خود، نقشه دشمن برای دوقطبی‌سازی جامعه را نقش بر آب کردند، در واقع در حال تمدن‌سازی بودند. آن‌ها نشان دادند که ایرانِ امروز، جامعه‌ای است که در آن اخوتِ ایمانی بر تفرقه استکباری پیروز شده است.

نتیجه‌گیری: طلوع تمدن نوین با محوریت زن مجاهد
نگارنده معتقد است که عبور از ۵۰ شب ایران‌داری، جامعه ایرانی را به بلوغی رسانده که در آن الگوی سوم زن دیگر یک تئوری نیست، بلکه یک واقعیتِ میدان‌دار است. زنی که هم مربیِ تمدن در دامن خود (نقش مادری) است و هم دیده‌بانِ بیدار در برابر نفوذ دشمن. این زن، با حفظِ اصالتِ همسری و مادری، در قامت یک مجاهدِ بین‌المللی در برابر آمریکای مستکبر ایستاده و با تبدیلِ فضای اجتماعی به محیطی امن و قدسی، مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی را هموار کرده است./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید