ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴؛ از کودتایی که هیزمش خاکستر شد

دی‌ماه ۱۴۰۴، نشان داد که جامعه ایران همچنان ظرفیت بالایی برای اصلاح خود دارد.

تعداد کلمات:۲۱۵۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۱۱ دقیقه

نویسنده: محمد جواد قاسمیان نیک

 

مقدمه
اکنون که دود التهابات و ناآرامی های دی‌ماه ۱۴۰۴ فروکش کرده و جامعه آرام‌آرام به روال عادی بازمی‌گردد، تأمل در وقایع این ماه پرفرازونشیب ضروری می‌ نماید. نگاهی تحلیلی و موشکافانه، عاری از شتابزدگی و هیجان‌ زدگی آن روزها، می‌تواند تصویر روشن‌تری از آنچه گذشت ترسیم کند. دی‌ماه امسال برای بسیاری یادآور روزهایی بود که خیابان‌ها بار دیگر صحنه حضور خیل عظیمی از مردم و بویژه بخشی از نسل جدید شد؛ جوانانی که اگرچه نه حرف مشترکی داشتند و نه پرچم مشترکی، اما در نارضایتی از وضع موجود اشتراک داشتند.
در این نوشتار، تلاش می‌شود بدون شعارزدگی و با زبانی صریح، رویدادهای یادشده بررسی شود؛ نقش‌ها و بازیگران آن واکاوی گردد؛ شباهت‌ها و تفاوت‌هایش با موج‌های پیشین اعتراضی بازشناخته شود؛ و مهم‌تر از همه، واکنش‌ها نسبت به بازگشایی دانشگاه‌ها در بهمن‌ماه تحلیل گردد. سخنان رهبر معظم انقلاب در این ایام نیز شایان توجه است؛ در دیدار مردم قم (۱۹ دی) و سخنرانی مبعث (۲۷ دی) نکاتی بیان شد که در این تحلیل از آن ها استفاده شد.

 

دی‌ماه ۱۴۰۴؛ فتنه‌ای که «V» نداشت
اگر با انصاف قضاوت شود، التهابات دی‌ماه امسال شباهت قابل تأملی به فیلم «وی برای وندتا» داشت؛ با این تفاوت که آن ویِ آرمانی که قرار بود نماد خیزش شود، هرگز شکل نگرفت. در فیلم یادشده، جامعه‌ای سراسر اختلاف طبقاتی به تصویر کشیده می‌شود که تحت سلطه گروهی قدرتمند قرار دارد؛ گروهی که اکثراً از طریق نژاد یا وابستگی به دین حاکم بر مسند قدرت تکیه زده‌اند. مردم نیز همچون انبار باروت در انتظار جرقه‌ای به سر می‌برند. آن جرقه توسط «V» زده می‌شود؛ نقاب‌پوشی آنارشیست که با اقدامات نمایشی و رسانه‌ای، خود را به نماد تبدیل می‌کند و پس از مرگ نمایشی‌اش، انقلاب را رسما کلید می‌زند.
اما در ایران این‌بار، نه «وی»ی در کار بود، نه «ندا»یی و نه «مهسا»یی. تلاش برای ساختن این نمادها از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ همواره وجود داشت، اما گویی نسل جدید از این نمادهای از پیش‌ساخته خسته شده است. خواست آنان این بود که خود هم سوژه باشند و هم راوی. فلذا خیزش دی‌ماه، بیش از آنکه شبیه انقلاب‌های رنگی باشد، به شورش بدون رهبر شباهت یافت؛ جمعیتی که می‌دوند، شعار می‌دهند، اما دقیقاً برایشان معلوم نیست پشت چه پرچمی و برای رسیدن به چه چیزی حرکت می‌کنند.
نکته مهم‌تر آنکه این‌بار برخلاف موج‌های پیشین، نقش بازیگر خارجی نه تنها پنهان نبود، که آشکارتر از همیشه خود را نشان می‌داد. اسرائیل و شبکه‌های وابسته به آن، بی‌پرده در فضای مجازی برای شعله‌ور نگه داشتن آتش، آتش‌بیاری می‌کردند. این موضوع تقریباً از چشم همگان پوشیده نماند.

 

نئوفاشیسم ایرانی؛ واقعیت یا توهم؟
اینجا پرسشی اساسی مطرح می‌شود: آیا جامعه ایران به سوی وضعیتی شبیه فیلم «وی برای وندتا»، یعنی یک نظام نئوفاشیستی، در حرکت است؟ برای پاسخ به این پرسش باید چند شاخصه موجود در فیلم با جامعه ایران مقایسه شود:
نخست: اختلاف طبقاتی . در فیلم، جامعه‌ای به تصویر کشیده می‌شود که طبقه حاکم در کاخ‌ها زندگی می‌کنند و مردم عادی در فقر مطلق به سر می‌برند. در ایران دی ۱۴۰۴، این شکاف بیش از پیش به چشم می‌آمد. همان مدیرانی که در دهه ۱۳۹۰ با شعار اعتدال روی کار آمدند و بعدها به سعدآبادنشین‌ها شهرت یافتند، برای مردم یادآور اسقف اعظم لندن در فیلم بودند؛ کسی که دین را ابزار قدرت و ثروت ساخته بود. پرونده‌هایی نظیر تراستی، مدلل یا طبریها این تصور را تقویت کرد که گویی طبقه حاکم نه تنها از مردم، که از کارگزاران خود نیز جدا افتاده است.
دوم: تبعیض منطقه‌ای و قومی . در فیلم، حکومت با تکیه بر نژاد و وابستگی دینی، مردم را به حاشیه می‌راند. در ایران دی ۱۴۰۴، این حس در استان‌های غربی و شرقی کشور به وضوح دیده می‌شد. جوانی در ازنا و ایذه و نیشابوری، خود را در قیاس با تهرانی‌ها محروم‌تر می‌دید و این محرومیت را نه حاصل تقدیر، که نتیجه تبعیضی سیستماتیک (به جای سیستمی) می‌انگاشت.
سوم: تردید در بدنه مجری. یکی از صحنه‌های کلیدی فیلم، لحظه تردید سربازان در برابر مردم است. در دی ۱۴۰۴، زمزمه‌هایی از نارضایتی در بدنه برخی نیروهای مسلح به دلیل کمبود حقوق و احساس اختلاف طبقاتی با مدیران ارشد کشور به گوش می‌رسید. هرچند این زمزمه‌ها به شکاف عملیاتی منجر نشد، اما پرسش‌هایی جدی درباره آینده ایجاد کرد.

 

فساد سیستمی آری، ولی فساد سیستماتیک نه!
نکته مهمی که شاید در هیاهوی این روزها کمتر به آن پرداخته شد، تمایز میان فساد سیستمی و سیستماتیک است. در دی ۱۴۰۴، فساد اگرچه سیستمی (Systemic) شده بود، اما سیستماتیک (Systematic) نبود.به این معنا که فساد در لایه‌هایی از سیستم رخنه کرده و به معضلی ساختاری تبدیل شده بود، اما خود سیستم بر مبنای فساد طراحی نشده بود. همچنا
قاسمیان: تند که کار را بر مفسدان سخت می‌کردند؛ قضات مبارز با فساد، روزنامه‌نگاران افشاگر ولی منصف، مدیران پاکدستی که بی‌ادعا کار می‌کردند. این همان نکته امیدبخشی بود که نشان می‌داد با اصلاح ساختارها، می‌توان از سقوط به ورطه نئوفاشیسم جلوگیری کرد.
رهبر انقلاب در سخنرانی ۱۹ دی در قم به نکته بسیار مهمی اشاره کردند. ایشان فرمودند: « آن روز، ملّت ایران نه توپ داشت، نه تانک داشت، نه موشک داشت، سلاح سخت نداشت، امّا پیروز شد؛ چرا؟ در حالی که طرف مقابل، هم توپ داشت، هم تانک داشت… علّت این است که بله ملّت ایران سلاح سخت نداشت امّا سلاح نرم داشت… سلاح نرم ملّت ایران غیرت دینی بود، غیرت ایمانی بود…». این سخن حائز اهمیت فراوان است؛ بدین معنا که امروز نیز اگر قرار باشد از این وضعیت عبور شود، نباید سلاح نرم را فراموش کرد. ایمان، غیرت، احساس مسئولیت؛ اینها همچنان کارآمد هستند.

 

بازگشایی دانشگاه‌ها؛ پایان بازی یا شروع تازه؟

یکی از مهم‌ترین رویدادهای پس از التهابات دی، بازگشایی دانشگاه‌ها از دوم اسفندماه است. بازگشایی‌ای که نه فقط به معنای از سرگیری کلاس‌ها، که به مثابه آزمونی بزرگ برای سنجش میزان التیام جامعه تلقی می‌شد. تجربه ۱۴۰۱ در این زمینه حائز اهمیت است. در آن سال، دانشگاه‌ها به یکی از کانون‌های اصلی اعتراضات تبدیل شدند و این مسئله زخم‌هایی بر پیکره آموزش عالی کشور بر جای گذاشت. بازگشایی دانشگاه‌ها در بهمن ۱۴۰۴، با حساسیت‌های بیشتری همراه بود و پرسش‌هایی را برانگیخت: آیا دانشگاه‌ها می‌توانند این‌بار نقش متفاوتی ایفا کنند؟ آیا از تجربه ۱۴۰۱ درس گرفته شده است؟
بازگشایی دانشگاه‌ها فرصتی است برای ترمیم اعتماد از دست رفته بین جوانانی که با درصدی از امیدواری برای آینده (خود) در تلاشند. اگر مسئولان دانشگاهی بتوانند بستری برای بیان انتقادات و مشارکت دانشجویان در تصمیم‌گیری‌ها فراهم آورند، می‌توان امیدوار بود که این نهاد به کارکرد اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروی انسانی متعهد بازگردد.

 

مسجد و رسانه؛ دو بال اصلاح
اگر دی ۱۴۰۴ درسی مهم به همراه داشت، این بود که حال جامعه شبیه انبار باروتی است که هر لحظه ممکن است شعله‌ور شود، اما با مدیریت هوشمندانه می‌توان از انفجار آن جلوگیری کرد و انرژی‌اش را در مسیر سازندگی هدایت نمود.
نقش مساجد. در دی ۱۴۰۴، کانون‌های مقاومت مردمی در محله‌ها، به‌ویژه مساجد، می‌توانستند نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کنند. در برخی محله‌ها، مساجد نتوانستند به گعده‌های توجیهی و تربیتی برای جوانان تبدیل شوند. اگر بناست از تکرار التهابات جلوگیری شود، باید مساجد را از حالت تشریفاتی و محلی برای گعده‌های سالخوردگان خارج کرد و به پایگاه‌های حل مسئله محلی بدل ساخت؛ جایی که اهالی محل برای مشکلات خود از بیکاری و ازدواج تا اعتیاد و ناهنجاری‌های اجتماعی چاره‌جویی کنند.
رسانه ملی. صداوسیما در دی ۱۴۰۴ نتوانست آن‌چنان که باید، روایت‌گر درست وقایع باشد. گاهی با افراط در سیاه‌نمایی یا تفریط در روشنگری، فرصت را به شبکه‌های معاند داد تا روایت خود را تحمیل کنند. رسانه ملی نیازمند تحولی اساسی است؛ باید از حالت بوق تبلیغاتی خارج شود و به میدان مناظره تبدیل گردد. دعوت از اهالی سخن از جناح‌های مختلف، تحلیل چندوجهی مسائل و اعتماد به مخاطب برای انتخاب مسیر صواب، می‌تواند اعتماد عمومی را بازگرداند. دقیقا همان چیزی که اول انقلاب شاهد آن بودیم؛ مناظرات داغ با تمام گروه‌های مخالف گفتمانی.
رهبر انقلاب در سخنرانی مبعث امسال (۲۷ دی) فرمودند: «اسلام همان اسلام است؛ این اسلام، میتواند دنیای امروز را از این رو به آن رو کند؛ میتواند. ما میتوانیم… این طرفداران اسلام، معتقدان به اسلام، مؤمنان به اسلام میتوانند دنیا را از سراشیبی فساد به سمت ارتفاعات صلاح و نجات و شرافت بیرون بکشند». این سخن بدین معناست که اسلام همچنان آن قدرت را دارد که جامعه را متحول کند، منتها به شرطی که اِن کُنتُم مُؤمِنین تحقق یابد. ایمانی که به عمل تبدیل شود، نه ایمانی که در حنجره باقی بماند.

 

خطای محاسباتی دشمن و عبرت‌های تاریخ
در سخنرانی ۱۹ دی قم، رهبر انقلاب به نکته بسیار مهم دیگری اشاره کردند. ایشان فرمودند که رژیم پهلوی با خطای محاسباتی خود زمینه زوال خویش را فراهم کرد. «چطور؟ با خطای محاسبات، با محاسبات غلط، با خطای محاسباتی؛ این خطر بزرگی است برای همهٔ دولتها. امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است… تقریباً ده روز قبل از حادثهٔ نوزدهم دی، فقط ده روز قبل از این حادثه، رئیس‌جمهور آمریکا در تهران، در جشن ژانویهٔ دربار پهلوی نطقی کرد… گفت: ایران جزیرهٔ ثبات است. ده روز بعد قضیهٔ قم اتفاق افتاد؛ این نشان می‌دهد که اینها ایران را نمی‌شناختند».
این سخن برای امروز عبرتی بزرگ است. دشمن همچنان ایران را نمی‌شناسد. همچنان می‌پندارد با چند شعار خیابانی می‌توان نظام را به زانو درآورد. غافل از اینکه این مردم، همان مردمی هستند که در ۴۵ سال گذشته هر بار در میدان حاضر شدند و هر فتنه‌ای را خاموش کردند. دقیقا همان چیزی که ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمن امسال شاهد آن بودیم. خروش مردمی در حمایت از نظام جمهوری اسلامی.

 

راهبرد هوشمندی؛ پادزهر فتنه‌های آینده
آنچه در دی ۱۴۰۴ و پس از آن (با بازگشایی دانشگاه‌ها) بیش از پیش روشن شد، ضرورت ایجاد هوشمندی در دو سطح جامعه و دستگاه حکمرانی است. هوشمندی به معنای توانایی تشخیص به موقع تهدیدها و فرصت‌ها و واکنش متناسب به آنهاست.
رهبر انقلاب در سخنرانی مبعث بر این نکته تأکید کردند که «ما میتوانیم دنیا را پشت سر خودمان راه بیندازیم؛ امّا کِی؟ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛ ایمان لازم است. خب من و شما یک ایمانی داریم الحمدلله، خدا را شکر، امّا این ایمان، ایمان ابوذر نیست ؛ عملمان را باید درست کنیم، کارمان را باید درست کنیم، دلمان را باید درست کنیم». این سخن بیانگر آن است که هوشمندی بدون ایمان و عمل صالح ممکن نیست.
برای ایجاد این هوشمندی، چند اقدام ضروری می‌نماید:
نخست، تبیین چشم‌انداز. یکی از دلایل سرگردانی بخشی از جامعه، نبود تصویر روشن از آینده است. مردم نمی‌دانند به کجا می‌روند و قرار است به چه نقطه‌ای برسند. این نبود چشم‌انداز، نه از سر بی‌علاقگی، که ناشی از ضعف در تبیین و عدم اقدام مناسب در حوزه‌های آموزشی، دانشگاهی و رسانه‌ای است. نظام آموزشی نتوانسته است تصویری روشن از آینده ایران اسلامی ترسیم کند. دانشگاه‌ها در تولید گفتمان پیشرفت کم‌کار بوده‌اند. رسانه داخلی نیز در انتقال این تصویر موفق نبوده است.
دوم، اصلاح نظام آموزشی . نظام آموزشی کشور نیازمند بازنگری اساسی است. باید از رسانه‌محوری به سمت پرورش تفکر انتقادی و خلاق حرکت کند. دانش‌آموز و دانشجو باید بیاموزد چگونه مسئله‌شناسی کند و برای حل مسائل کشور راه‌حل ارائه دهد. علاوه بر این باید تاریخ را دقیق ببیند و مطالعه کند. تاریخی که در آن فراز و فرودها به درستی نشان داده باشد.
سوم، تحول در کانون های فکری . مساجد و دانشگاه‌ها باید به کانون‌های حل مسئله تبدیل شوند. ارتباط با صنعت و جامعه تقویت گردد. استاد و دانشجو ، امام و ماموم باید دغدغه مسائل واقعی کشور را داشته باشند، نه صرفاً تولید مقاله برای ارتقای رتبه.
چهارم، بازتعریف نقش رسانه. رسانه داخلی باید از حالت یک‌طرفه خارج شود و به عرصه‌ای برای گفت‌وگو تبدیل گردد. اعتماد مخاطب با شفافیت و پاسخگویی جلب می‌شود، نه با پنهان‌کاری و تحریف.

 

نتیجه‌گیری؛ امید به تعالی
دی‌ماه ۱۴۰۴، هرچند با التهابات و نگرانی‌هایی همراه بود، اما نشان داد که جامعه ایران همچنان ظرفیت بالایی برای اصلاح خود دارد. فقدان یک نماد متحدکننده برای اعتراض، از سردرگمی معترضان و بلوغ آنان برای نپذیرفتن نمادهای تحمیلی حکایت داشت. نقش بازیگر خارجی (به‌ویژه اسرائیل) اگرچه مشهود بود، اما تعیین‌کننده نبود؛ چرا که ریشه نارضایتی‌ها در داخل و در برخی ساختارهای ناکارآمد قرار داشت.
بازگشایی دانشگاه‌ها از دوم اسفندماه، فرصتی است برای آزمودن دوباره رابطه دانشگاه با جامعه و حاکمیت. تجربه تلخ ۱۴۰۱ نباید فراموش شود، اما نمی‌تواند مانع از امیدواری به آینده‌ای بهتر گردد. اگر دانشگاه‌ها بتوانند به کارکرد اصلی خود بازگردند و فضای گفت‌وگو و نقد سازنده را فراهم آورند، می‌توان به نقش‌آفرینی مثبت آنان در کاهش التهابات اجتماعی امید بست.همچنین مسیر پیش رو نیازمند هوشمندی جمعی است. هوشمندی‌ای که از یک سو جامعه را در برابر دشمنی‌ها واکسینه کند و از سوی دیگر، دستگاه حکمرانی را به اصلاح مستمر ساختارها وادارد. این هوشمندی جز با ایمان، عمل صالح، و تمسک به آموزه‌های اسلامی میسر نمی‌گردد.
امید آنکه با درس‌گیری از التهابات دی ۱۴۰۴ و استفاده از ظرفیت بی‌بدیل دانشگاه‌ها و نهادهای مدنی، بتوان ایران را به سوی تعالی و قله‌های پیشرفت رهنمون شد؛ کشوری که در آن نه اختلاف طبقاتی عمیق، نه تبعیض منطقه‌ای و نه فساد سیستماتیک جایی نداشته باشد، و همه شهروندانش، در هر نقطه از این سرزمین، خود را سربازان راهبر ایران بدانند./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید