پرونده ویژه: از غافلگیری تا تدبیر برای جنگ/ شماره سوم: انحرافات معنوی و تهدید عقلانیت حکمرانی در ایران

تعداد کلمات: ۱۰۲۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۵ دقیقه

 

در روزگاری که جنگ‌ها تنها با سلاح و ارتش پیش نمی‌روند، بلکه میدان اصلی نبرد به عرصه ذهن و جان انسان‌ها کشیده شده است، هرگونه انحراف در حوزه معنویت و دینداری می‌تواند تهدیدی جدی برای امنیت ملی و حکمرانی عقلانی به شمار آید.

در سالهای گذشته رشد جریانات انحرافی در کشور به شکل تصاعدی افزایش یافته است  که در جنگ دوازده روزه نیز بروز و ظهور داشت و از جانب رژیم صهیونیستی نیز کدهای جدی دریافت شد. در واقع مساله این نیست که آیا واقعاً رژیم صهیونیستی از ابزارهای جادویی و باطنی بهره می‌برد یا خیر، بلکه خطر اصلی در این است که بخشی از جامعه و حتی برخی نخبگان، دچار گرایشی به تحلیل‌های ماورایی و خرافی می‌شوند و این گرایش به تدریج جای عقلانیت، نقل معتبر و تجربه مدیریتی را در ذهن آنان می‌گیرد.

ریشه‌های این گرایش، هم تاریخی است و هم معاصر. تاریخ بنی‌اسرائیل نشان می‌دهد که سحر و جادو از مصر باستان به این قوم منتقل شد و حتی در زمان پیامبران بزرگی چون موسی و سلیمان، انحرافاتی جدی پدید آمد. قرآن کریم با صراحت، نسبت دادن قدرت سلیمان به جادو را رد کرده و تأکید می‌کند که «وَ مَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ». همین فرهنگ انحرافی در طول تاریخ در قالب «کابالا» یا عرفان یهودی تثبیت شد و امروز به شکل کابالای مدرن در رژیم صهیونیستی و مراکز غربی تداوم یافته است. آنچه خطرناک است، این است که این آموزه‌ها صرفاً در سطح اعتقادات فردی باقی نمانده، بلکه کدها و یافته هایی نشان می دهد که  به بخشی از دستگاه فکری و ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی بدل شده و حتی به سیاست و حکمرانی آنان راه یافته است. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که انحرافات معنوی چگونه می‌توانند در سطح حاکمیت، به یک چارچوب فکری بدل شوند و بر تصمیمات کلان اثر بگذارند.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا ما در جمهوری اسلامی ایران، که داعیه‌دار عقلانیت دینی و الهام‌گرفته از قرآن و اهل‌بیت هستیم، از خطر مشابه در امانیم؟ متأسفانه پاسخ منفی است. شواهد نشان می‌دهد که جامعه ایرانی، به‌ویژه در مقاطع بحرانی، مستعد گرایش به تحلیل‌های غیرعقلانی و ماورایی بوده است. از شایعه «تصویر امام خمینی در ماه» که طراحی ساواک بوده تا رواج پیشگویی‌های بی‌اساس در دهه هفتاد، و سپس اوج‌گیری جریان‌های باطنی‌گرایانه در دهه هشتاد و نود با محوریت برخی چهره‌ها در برخی از ساختارها، همگی بیانگر این حقیقت‌اند که انحراف معنوی نه در حاشیه، بلکه گاه در متن حکمرانی ما نیز نفوذ کرده است.

اکنون نیز در حین و پس از جنگ دوازده روزه ، بار دیگر فضای عمومی مستعد ورود تحلیل‌های ماورایی شده است. از پیشگویی‌های نجومی و طالع‌بینی سیاسی گرفته تا ادعاهای عجیب درباره ارتباط با جن و مشاهده وقایع آینده در عالم غیب، همگی در حال گسترش‌اند.

این پدیده اگرچه در ظاهر به تقویت روحیه مقاومت و امیدآفرینی کمک می‌کند، اما در حقیقت پایه‌های عقلانیت حکمرانی و استراتژی امنیتی را سست می‌کند.

خطری که در این میان وجود دارد، دو لایه دارد:

نخست؛ ایجاد ترس‌ها و امیدهای موهوم در جامعه، که همانند کار شایعه‌پراکنان صدر اسلام، آرامش عمومی را مختل می‌سازد.
 دوم؛ انحراف در تصمیم‌سازی‌های کلان، زیرا وقتی بخشی از مدیران یا تصمیم‌سازان به چنین تحلیل‌هایی دل ببندند، سیاست‌گذاری کشور بر مدار عقلانیت و علم نخواهد بود.

این انحراف معنوی، در سطح حاکمیتی خطری دوچندان دارد. اگر تحلیل‌های باطنی‌گرایانه به بدنه تصمیم‌گیری کشور نفوذ کنند، کشور به جای آنکه بر مبنای تجربه، دانش، برنامه‌ریزی و توکل به خدا مسیر خود را تعیین کند، گرفتار مسیرهای انحرافی خواهد شد. این همان وضعیتی است که دشمن می‌خواهد: جامعه‌ای که به جای اتکا به عقلانیت دینی و نیروی انسانی خود، به سراب پیشگویی‌ها و خرافات دل خوش کند.

رهبر معظم انقلاب طی سال‌های اخیر بارها هشدار داده‌اند که عقلانیت ستون اصلی مقاومت و پیشرفت است و هیچ جامعه‌ای با احساسات بی‌پایه یا تحلیل‌های خرافی نمی‌تواند راه آینده خود را بیابد.

خطر دیگر آن است که این جریان‌های باطنی، با استفاده از ابزار رسانه و فضای مجازی، به سرعت تکثیر می‌شوند و به ویژه نسل جوان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در جهانی که جنگ روایت‌ها بر سر ذهن و قلب مردم است، هرگونه گرایش به این دست خرافات، عملاً تضعیف جبهه روایت عقلانی انقلاب اسلامی است. اگر نسل جوان ما، به جای رجوع به قرآن و سنت و تحلیل‌های کارشناسی، به فال‌گیرها، طالع‌بین‌ها و مدعیان ارتباط با عالم غیب دل بسپارد، دشمن به هدف خود در جنگ نرم رسیده است.

این‌جاست که باید تأکید کرد مسأله صرفاً یک بحث اخلاقی یا فرهنگی نیست، بلکه یک چالش حاکمیتی و امنیت ملی است. انحراف معنوی، درست مانند فساد اقتصادی یا سیاسی، می‌تواند پایه‌های حکمرانی را متزلزل سازد. وقتی تصمیم‌سازان یک کشور، به جای اتکا به داده‌های علمی و تحلیل‌های عقلانی، به خواب و رؤیا و افسانه‌های جنی اعتماد کنند، نتیجه چیزی جز خطای استراتژیک و آسیب‌پذیری در برابر دشمن نخواهد بود. تاریخ صدر اسلام و نیز تجربه معاصر جبهه مقاومت نشان می‌دهد که تنها عقلانیت توأم با ایمان است که می‌تواند مسیر پیروزی را هموار سازد، نه اوهام و خرافات.

واقعیت آن است که امروز جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت، با اتکا به عقلانیت راهبردی و توکل الهی، در موقعیتی بی‌سابقه از قدرت قرار دارند. پیشرفت‌های نظامی، علمی و اجتماعی ما نیازی به تفسیرهای ماورایی ندارد. همان‌گونه که شهید علم‌الهدی گفته بود: «ما عاقلانه فکر می‌کنیم و عاشقانه عمل می‌کنیم.» این سخن نشان می‌دهد که عقلانیت و ایمان، نه تنها تعارضی با هم ندارند، بلکه در کنار یکدیگر، شالوده حکمرانی اسلامی را می‌سازند.

پس باید با شفافیت و صراحت عنوان کرد که انحرافات معنوی و تحلیل‌های باطنی‌گرایانه، خطری جدی برای جامعه و حکمرانی‌اند. این خطر اگرچه ممکن است در ابتدا در قالب شایعات بی‌ضرر یا روایت‌های احساسی ظاهر شود، اما به مرور، توان آن را دارد که عقلانیت ملی را از درون تضعیف کند و تصمیم‌گیری‌های کلان کشور را به بیراهه بکشاند. از این رو، یکی از مهم‌ترین وظایف نخبگان، رسانه‌ها و سیاست‌گذاران در تحولات پیش رو در کشور از جمله هر گونه جنگ احتمالی روشنگری و مقابله با این جریان‌هاست. آینده مقاومت و امنیت ملی ما در گرو آن است که عقلانیت دینی و علمی، جایگاه نخست خود را در ذهن و عمل حاکمان و مردم حفظ کند./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید