اروپا تشنۀ نیروی کار، ایران تشنۀ فرصت؛ بررســی گزارش یورو نیوز و یک واقعیت تلخ

بحران کمبود نیروی کار اروپا، فرصتی برای خود اروپا و تهدیدی برای کشورهای مبدأ مثل ایران است، مگر آنکه این کشورها پیش از تکمیل زنجیرۀ فرار مغزها، برای ماندن انگیزه ایجاد کنند.

تعداد کلمات:۱۶۴۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۹ دقیقه

نویسنده: محمدجواد قاسمیان نیک

 

گزارش اخیر یورونیوز (۱۰ مرداد ۱۴۰۵)[۱] با عنوان «چرا اروپا به میلیون‌ها نیروی کار جدید نیاز دارد و این فرصت‌های شغلی کجاست؟» تصویری از بحران جمعیتی و کمبود مهارت در اروپا ترسیم می‌کند که برای بسیاری از جوانان تحصیل‌کرده و ماهر ایرانی، با توجه به شرایط سخت ایجاد شده فعلی، همچون نقشۀ راهی به سوی نجات و یا افق جدیدی به نظر می‌رسد. با این حال، خوانش این گزارش از منظر واقعیت‌های امروز ایران، فراتر از یک تحلیل اقتصادی، بلکه ابعاد عمیق اجتماعی، سیاسی و حتی امنیتی پیدا می‌کند.

 

گزارش چه می‌گوید و چه نمی‌گوید؟

گزارش سه محور اصلی دارد:

  • بحران جمعیتی (پیری جمعیت و کاهش نرخ زاد و ولد)؛
  • شکاف مهارتی (کمبود مهندس، پرستار، برنامه‌نویس، تکنسین)؛
  • و سیاست‌های تسهیل مهاجرت کاری.

فهرست مشاغل مورد نیاز هم تقریباً همان چیزهایی است که سال‌هاست در گزارش‌های کمیسیون اروپا تکرار می‌شود: سلامت و مراقبت، صنعت، فناوری اطلاعات و خدمات فنی. اما آنچه گزارش نمی‌گوید یا به‌سرعت از آن عبور می‌کند، واقعیت‌های تلخ‌تری است که در مسیر مهاجرت معمولا مغفول می‌ماند و مخاطب نخبه جوان و عاشق جهانی شدن ایرانی آن را نمی‌بیند. مواردی چون

  • زبان و فرهنگ: صرف دانستن یک تخصص کافی نیست. برای مثال پزشکان و پرستاران جهت کار در آلمان باید تسلط بالایی به زبان آلمانی در سطح پزشکی داشته باشند (حداقل B2 و اغلب C1)، فرایند معادل‌سازی مدارک آنها ماه‌ها تا سال‌ها طول می‌کشد و هزینه‌های سنگینی دارد و در این مدت معمولا امکان درآمدهای ثابت و مورد اتکا به ندرت یافت می‌شود.
  • مقاومت اجتماعی و سیاسی: در حالی که دولت‌ها به دنبال نیروی کار خارجی هستند، افکار عمومی در بسیاری از کشورهای اروپایی به شدت در برابر مهاجرت مقاوم است. ظهور احزاب راست‌گرا و سیاست‌های ضد مهاجرتی در فرانسه، هلند، سوئد و حتی آلمان، جذب نیروی خارجی را از نظر سیاسی پرتنش کرده است. این گزارش درخشش فرصت‌ها را پررنگ می‌کند اما در مورد موانع اجتماعی و خطر نژادپرستی، سکوت می‌کند. همچنین در کشورهایی باب حضور یک فرد خارجی در مشاغلی مهمی مثل کادر درمان یا تکنسین‌های تخصصی هنوز به درستی باز نشده و فرد دائما با مشکل تعارض فرهنگی اجتماعی مواجه می‌شود.
  • دوگانه بسیار مهم مهارت واقعی در برابر مدرک: این ادعا که «بازار کار اروپا بیش از مدرک به مهارت نیاز دارد» شاید برای یک لوله‌کش یا جوشکار لهستانی صادق باشد، اما برای یک مهندس یا تکنسین درجه یک ایرانی، فرایند احراز صلاحیت حرفه‌ای به شدت بروکراتیک است. بسیاری از کارفرمایان، بدون سابقۀ کار در اتحادیه اروپا یا مدارک معادل‌سازی‌شده، اساساً رزومه را بررسی نمی‌کنند.

 

بنابراین باید اینطور بیان نمود که گزارش، علیرغم روایت جذابش، به نوعی یک آگهی استخدام قاره‌ای و ترغیب کننده افراد به مهاجرت به اروپاست که موانع را برای مهاجران غیراروپایی، به‌ویژه از کشورهایی مانند ایران، کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. نکته بسیار مهم اینجاست که این یادداشت نیز در سایت یوروز نیوز بعد از ترجمه به فارسی و چند زبان دیگه، از سایت اصلی به زبان انگلیسی و فرانسوی حذف شد که نشان از هدفمند بودن این گزارش است.

 

ما (ایران) در کجای این معادله ایستاده‌ایم؟

وقتی گزارش را از دریچۀ ایران می‌خوانیم، تناقض‌های دردناکی آشکار می‌شود. ایران از یک سو با پدیدۀ پنجرۀ جمعیتی روبروست؛ یعنی نسبت بالای جمعیت در سن کار (۱۵ تا ۶۴ سال) که تا دو دهۀ دیگر به سرمایۀ انسانی بی‌نظیر تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، دقیقاً در همین مقطع، اقتصاد ایران توان جذب این نیروی عظیم را ندارد.

  • بیکاری فارغ‌التحصیلان: نرخ بیکاری در میان جمعیت دارای تحصیلات عالی در ایران، عددی نزدیک به ۳۵ درصد از کل بیکاران بوده که این عدد در برخی استان‌ها فراتر نیز رفته است[۲]. این در حالی است که ظرفیت دانشگاه‌های ایران هر ساله هزاران مهندس، پزشک، پرستار، برنامه‌نویس و تکنسین روانۀ بازار کار می‌کند.
  • فرار مغزها تشدید می‌شود: گزارش یورونیوز درست در زمانی منتشر شده که ایران به یکی از بزرگترین صادرکنندگان نیروی انسانی ماهر به جهان تبدیل شده است. برآوردهای غیررسمی نشان می‌دهد که سالانه هزاران متخصص ایرانی (پزشکان، مهندسان، متخصصان IT) کشور را ترک می‌کنند. مقصد و هدف اصلی بسیاری از همین کشورهای اروپایی است که نکته مهم اینجاست متاسفانه تعدادی زیادی از ایشان به آرزوی خود یعنی زندگی و رفاه در این کشورها نمی‌رسند و علاوه بر سرخوردگی و پس از اتمام پس انداز مجبور به بازگشت خواهند شد.

 

نکته جالب فهرست مشاغل مورد نیاز اروپا، عملاً فهرست تخصص‌های خروجی از ایران است:

  • اروپا به پرستار نیاز دارد؛ ایران سال‌هاست با کمبود پرستار مواجه است، زیرا پرستاران به علت حقوق ناچیز و فشار کاری، یا به اروپا و حتی کشورهای حوزه خلیج فارس مهاجرت می‌کنند یا به مشاغل غیرتخصصی روی می‌آورند. تا جاییکه طرحی بزرگ در نظام پزشکی پرستاری ایران صورت گرفت تا از خروج ایشان به هر نحو ممکن جلوگیری بعمل آید.
  • اروپا به مهندس و برنامه‌نویس نیاز دارد؛ انجمن‌های صنفی برنامه‌نویسان ایران بارها هشدار داده‌اند که خروج شرکت‌ها و متخصصان IT شتاب گرفته است؛ هم به دلیل فیلترینگ و محدودیت‌های اینترنت، هم به دلیل نبود چشم‌انداز شغلی پایدار. علاوه بر اینکه برخی از ایشان به نوعی دیگر مهاجرت می‌کنند؛ یعنی با استفاده از برخی مزایای ایران مثل هزینه‌های پایین خدمات پزشکی، یارانه‌های مختلف استفاده می‌کنند ولی برای تفریح و خرج کردن درآمدهای حاصله به کشورهای دیگر سفر می‌کنند.
  • اروپا به جوشکار و تکنسین‌های صنعتی نیاز دارد؛ این دقیقاً همان نیروی ماهری است که صنایع کوچک و بزرگ ایران به سختی پیدا می‌کنند، زیرا دستمزدها در برابر تورم له شده و نیروی کار ترجیح می‌دهد دست به مهاجرت بزند یا به کار غیررسمی روی آورد.

گزارش یورونیوز برای اقتصاد ایران نه یک فرصت بلکه یک هشدار عمیق است. این گزارش از نقشه‌ای پرده برمی‌دارد که ایران در آن، تأمین‌کنندۀ مواد خام انسانی برای اقتصادهای توسعه‌یافته است. هر مهندس یا پزشکی که ایران را ترک می‌کند، یعنی چندین میلیارد تومان سرمایۀ آموزشی کشور از دست می‌رود و به اقتصاد آلمان، هلند یا سوئد تزریق می‌شود.

 

تضاد جمعیتی: پیر شدن اروپا در برابر پیر شدن زودهنگام ایران

گزارش، بحران اروپا را کاهش نرخ زاد و ولد می‌داند. جالب اینجاست که ایران نیز با سرعتی حیرت‌انگیز به همان سمت می‌رود. نرخ باروری در ایران از حدود ۵ فرزند به ازای هر زن در دهۀ ۶۰، به کمتر از ۱.۶ تا ۱.۷ در سال‌های اخیر سقوط کرده که از بسیاری از کشورهای اروپایی کمتر است. اروپا پیر شده است و با کمبود نیروی کار بومی مواجه است ولی ایران در حال پیر شدن است و پیش‌بینی می‌شود تا دو دهۀ آینده با رشد سالمندی انفجاری روبرو شود، اما اکنون با انبوه جمعیت جوانی روبروست که نه شغل دارد، نه امنیت شغلی، نه امکان ازدواج و تشکیل خانواده.

در واقع، اکنون ما از پنجرۀ جمعیتی خود نه برای تولید و توسعه، که برای صادرات نیروی کار استفاده می‌کنیم. گزارش یورونیوز، نقش این سوپاپ فرار را برای نظام اجتماعی ایران به رسمیت می‌شناسد؛ چرا که در صورت بسته شدن راه‌های مهاجرت، فشار تقاضای شغل و سرخوردگی اجتماعی در ایران می‌تواند به مراتب خطرناک‌تر شود.

 

 آیا این مسیر برای ایرانیان هموار است؟

گذشته از موانع عمومی اروپا (زبان، مدارک، رقابت)، شهروندان ایرانی با لایه‌های مضاعفی از دشواری روبرو هستند:

  • تحریم‌ها و مبادلات بانکی: هنوز هم ارسال پول، اثبات تمکن مالی و پرداخت هزینه‌های اداری به اروپا برای ایرانیان به دلیل محدودیت‌های بانکی یک کابوس است. می‌توان این مسئله را به صورت جدی در گفتگو و نشست‌هایی با افرادی که مهاجرت کرده‌اند به عنوان تجربه تلخ زیسته مورد کنکاش قرار داد.
  • ویزای کار و ریسک امنیتی: دریافت ویزای کاری برای ایرانیان در بسیاری از کشورها با بررسی‌های امنیتی طولانی‌تر و سخت‌تر همراه است. یک مهندس یا محقق ایرانی، حتی با دعوتنامۀ معتبر، باید از فیلترهای سختگیرانه‌ای عبور کند که برای شهروندان بسیاری از کشورها وجود ندارد. مثال قابل توجه آن تجربه زندگی فوتبالیست‌های ایرانی در اروپاست. افرادی که با پاسپورت عادی با تیم‌های خود سفر می‌کنند معمولا با چالش‌های عمیقی چون بازرسی‌های طولانی در فرودگاه‌ها مواجه هستند.
  • هزینۀ فرصت سنگین: مهاجرت از ایران اغلب به معنای فروش دارایی‌ها با قیمت سرسام‌آور ارزی، ترک خانواده و پذیرش سال‌ها کار کمتر از سطح تخصص (به دلیل معادل‌سازی) است. مهاجرت به معنای شروع زندگی آسوده نیست و این انگاره باید در ذهن نخبگان ایرانی بشکند.

پس این فرصت‌های شغلی جذاب و منطبق با توانایی‌های جوانان و متخصصان ایرانی که گزارش از آن سخن می‌گوید، مانند سرابی است که تنها با پشت سر گذاشتن موانعی فرساینده ممکن است به واقعیت بپیوندد. منطق هزینه فایده بر اساس شرایط فعلی همان چیزی است که باید فرد علاقمند به مهاجرت انجام دهد تا با واقع بینی تصمیم بگیرد. یعنی در عین نگاه به فرصت‌های بالقوه مهاجرت به اروپا، تهدیدهای بالفعل این فرآیند را نیز درنظر گیرد. این از مواقعی است که باید تبین‌گری درستی توسط افراد دلسوز و متخصص صورت گیرد و گرنه دام پهن شرکت‌های مهاجرتی افراد را به ورطه استهلاک منابع زندگی خود از جمله جوانی و تمام اندوخته خواهد کشاند.

 

جمع‌بندی: اروپا می‌خرد، ایران می‌فروشد، و این یک بحران جدی در امنیت سرمایه ملی است

گزارش یورونیوز را می‌توان یک سند راهبردی غیررسمی از اقتصاد سیاسی اروپا دانست: رقابت جهانی برای جذب مغزها و دستان ماهر وارد فاز تازه‌ای شده و کشورهایی چون ایران در جایگاه تأمین‌کننده قرار گرفته‌اند. از منظر منافع ملی، تداوم این روند یعنی یارانه دادن به اقتصاد کشورهای توسعه‌یافته با صادر کردن رایگان نیروی انسانی تربیت‌شده.

تا زمانی که اقتصاد ایران نتواند برای جوان تحصیل‌کردۀ خود شغل آبرومند، دستمزد مناسب و افقی روشن فراهم کند، اینگونه گزارش‌ها نه صرفاً فرصت شغلی در اروپا، که آیینۀ تمام‌نمای شکست سیاست‌های داخلی خواهند بود. بحران کمبود نیروی کار اروپا، فرصتی برای خود اروپا و تهدیدی برای کشورهای مبدأ مثل ایران است، مگر آنکه این کشورها پیش از تکمیل زنجیرۀ فرار مغزها، برای ماندن انگیزه ایجاد کنند.  همچنین به این مسئله طوری دیگری نیز نگاه کنیم؛ آیا اروپا صرفا می‌خواهد متخصصین را به سمت خود بکشد و یا در پس آن بدنبال تهی کردن کشورهای در حال توسعه بنا به ادبیات خود ایشان از سرمایه‌های اصیل انسانی است؟ اینجا جایی است که هم دولت و هم مردم ایران باید دغدغه مندان عمل کنند.

 

پاورقی

[۱] https://parsi.euronews.com/my-europe/2026/08/01/why-europe-needs-millions-of-new-workers-and-where-the-jobs-are

[۲] https://www.tasnimnews.ir/fa/news/1405/05/12/3662604

این مقاله را به اشتراک بگذارید