ترویج فرهنگ کتابخوانی، برساختی اجتماعی و نیازمند به نگرش‌های راهبردی

چگونه می‌توان ارزش‌ها و باورهای ترویج فرهنگ مطالعه را در یک جامعه به‌مثابه روحی برای دمیدن در کالبد آن ایجاد کرد.

تعداد کلمات:۱۷۲۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

نویسنده: دکتر سید مرتضی میرتبار

 

کتاب‌خوانی از مؤلفه­های اصلی دنیای جدید است و به‌نوعی یکی از شاخص­های رشد و بالندگی هر کشور و ابزار اصلی توسعه سطح آگاهی افراد جامعه به شمار می­رود. بنابراین برای رسیدن به سطوح بالای فرهنگ، علم و اقتصاد، لازم است فرهنگ مطالعه را گسترش داده و عادت همگانی مستمر و هدفمند ایجاد شود. به نظر می‌رسد کاهش گرایش به مطالعه و دگرگونی در فرهنگ مطالعه به ویژه در نسل جوان Z، روندی جهانی است که با گسترش و همه‌گیر­شدنِ تحولات تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی معاصر بروز و ظهور یافته است. اکنون آنچه در اثنای استفاده و به‌کارگیری این نوع تکنولوژی‌ها می‌گذرد، جایگزین مطالعه به مفهوم سنتی آن شده­است. بااین‌حال، کشورهایی که کتاب‌خوانی را یکی از شاخصه‌های مهم توسعه می‌دانند، این جایگزینی را نامطلوب دانسته و با طراحی و اجرای فعالیت‌های راهبردی به حمایت از کتاب‌خوانی به راه‌های مؤثر مقابله با این پدیده روی آورده‌اند. اما متأسفانه سطح مطالعه در کشور ما باوجود تلاش­های گسترده درزمینه ارتقای سواد خواندن و نوشتن و نیز افزایش سطح تحصیلات به‌ویژه در مقاطع دانشگاهی و سطح تکمیلی، بسیار پایین­تر از میانگین جهانی بوده و به­نظر می‌رسد عمده دلیل آن ضعف در فرهنگ­سازی حوزه مطالعه و کتاب­خوانی و ناآشنایی و عادت­نداشتن فرزندان این مرزوبوم با مطالعه از دوران کودکی است. پایین­بودن نرخ مطالعه در ایران هرساله به شکل­های مختلف در محافل و مناسبت­های مختلف، سایت­های خبرگزاری و روزنامه­ها، به‌ویژه در ایام هفته کتاب و زمان برگزاری نمایشگاه بین­المللی کتاب انعکاس می­یابد اما هنوز راهبرد منسجمی در این خصوص تدوین و اجرا نشده و این مسئله بررسی و تحلیل این آسیب اجتماعی را دوچندان می‌سازد. لذا باید گفت پویایی و پیچیدگی محیط و رقابتی بودن وضعیت کتاب­خوانی با سایر عناصر فرهنگی در حوزه افزایش دانش و آگاهی باعث گردیده راهبردپردازی در این امر برای سازمان­ها و مجموعه حاکمیت، امری اجتناب­ناپذیر باشد. با تدوین راهبرد، اهداف، جهت و شیوه فعالیت­ها مشخص شده و امکان ارزیابی مستمر نهادها و فعالیت مسئولان فراهم می­شود که با این تدبیر، می­توان برنامه­ها و فعالیت­ها را در جهت دستیابی و تحقق اهداف به‌ویژه هدف کلان موردنظر آماده و رهنمون ساخت.

از این نقطه نظر، مقصود اصلی این یادداشت، دستیابی به هدف کلانی است که با طی­کردن مسیر صحیح راهبردی، می‌توان آن را محقق ساخت. درواقع ترویج فرهنگ مطالعه و افزایش بازده کتاب­خوانی در جامعه، هدف کلان این نوشتار است. بی‌تردید راهبردپردازی در حوزه فرهنگ مطالعه، کاری است اساسی با اصولی همه­جانبه که جمع آن­ها در یک مدل مشخص، می­تواند تحول چشمگیری در نهادهای فرهنگی و سیاسی مرتبط داشته­باشد که ماحصل آن افزایش سهم مطالعه در کشور خواهد بود. میزان مطالعه­ای که امروزه در مبادی رسمی اعلام می‌شود ۱۶ دقیقه و ۳۲ ثانیه در روز است که نسبت به آمارهای جهانی، چیزی در حد یک فاجعه به شمار می‌رود. اما نکته‌ای که باعث تفاوت بررسی این مسئله با سایر آسیب‌ها می‌شود پیچیدگی ماهیت فرهنگ مطالعه به دلیل وجود لایه‌ها، ابعاد مختلف و تأثیرپذیری آن از نظام­های خرد­و­کلان و مرتبط با سطوح مختلف فرهنگ جامعه است. درواقع کتاب و کتاب­خوانی که یکی از عناصر فرهنگ شناخته­می‌شود نوعی رفتار فرهنگی است که برای دستیابی و عادت به آن باید هنجاری فرهنگی در گستره اجتماع ایجاد کرد. برای ترویج و تولید ساختار این هنجار فرهنگی، لازم است سه لایه ارزش‌ها و باورها، هنجارها و قواعد و همچنین تظاهرات و جلوه‌ها را مدنظر قرار داد. منظور از لایه باورها و ارزش‌ها که مهم‌ترین و عمیق‌ترین لایه فرهنگ مطالعه دانسته­می‌شود، شناخت کامل فرهنگ مطالعه و آگاهی از نحوه عملکرد نگرش‌های اساسی حوزه مطالعه و عناصر مرتبط با آن است. یعنی باید به پاسخ این سؤال رسید که چگونه می‌توان ارزش‌ها و باورهای ترویج فرهنگ مطالعه را در یک جامعه به‌مثابه روحی برای دمیدن در کالبد آن ایجاد کرد. منظور از لایه هنجار و قواعد، ابزارها و راهکارهای تشویقی و تنبیهی جامعه برای سوق­دادن به مطالعه است به‌عنوان‌مثال کتابخانه‌های عمومی و رسانه با چه عملکردی می‌توانند موجبات ترویج فرهنگ مطالعه را فراهم ساخته و میزان سطح کتاب­خوانی را در جامعه ارتقا دهند. اما معنایی که از لایه تظاهرات و جلوه‌ها به­دست می‌آید آن دسته از پدیده‌هایی است که ظاهراً بر محیط حاکم‌اند و به‌طور ملموس و مستقیم با رواج کتاب­خوانی ارتباط دارند. به‌عنوان‌مثال، معناداری یا عدم آن در متغیرهای مختلف همچون جنسیت، سن، تحصیلات، شهرنشینی، امکانات و … با افزایش میزان مطالعه در جامعه، بیان‌گر لایه جلوه‌ها هستند که به‌نوعی بازتابی از دو لایه دیگر است.

درمجموع باید دانست برای ارائه راهبردی اساسی برای دستیابی به هدف کلان مسئله، باید از سه لایه موردنظر سخن گفت و با تقویت آن سه لایه، به هدف کلان نزدیک گردید.

  1. نکات مهم راهبردی

۱- گرفتاری مردم، ماشینی­شدن زندگی، توجه بیش‌ازاندازه به امکانات صوتی و تصویری به‌جای آثار مکتوب، گرانی کتاب، متنوع­نبودن آثار، نبودن برنامه­های تبلیغاتی پیرامون کتاب، ترجمه­های نامناسب کتاب­های خارجی، شرایط نامساعد آموزشی و پرورشی، وضعیت خاص رسانه­ها و مطبوعات و همچنین مناسب­نبودن فضای کتابخانه­ها و … و به‌طورکلی وجود مشکلات اقتصادی و فعال­نبودن درزمینه تحقیقات، موانعی است که باعث فاصله بین کتاب و کتاب‌خوانی می‌شوند. اما باوجوداین باید دانست بیش از ۵۰ درصد تحقیقات صورت­گرفته نشان می­دهد آسیب­های مربوط­به حوزه مطالعه و کتاب­خوانی، مرتبط با مسائل فرهنگی است. یعنی با حل آسیب­های فرهنگی در این حوزه، می­توان شاهد افزایش بالای کتاب­خوانی بود.

۲- طبق تحقیقات صورت­گرفته مهم‌ترین عامل کاستی مطالعه کتب غیردرسی در ایران، طولانی ­بودن ساعات اشتغال و تحصیل و نداشتن وقت (بیش از ۷۰ درصد) ذکر شده­است. ازهمین­رو حاکمیت موظف است با برنامه‌ریزی دقیق، از جای­دادن مطالعه در ساعت‌های اشتغال و ترویج فرهنگ مطالعه بکوشد.

۳- در حال حاضر ۳۷۴۱ باب کتابخانه عمومی شامل ۲۷۵۴ باب کتابخانه نهادی، ۸۴۰ باب کتابخانه مشارکتی، ۲۹ باب کتابخانه مستقل و ۱۱۸ باب سالن مطالعه در سطح کشور به ارائه خدمات کتابخانه‌ای می‌پردازد در حالیکه کشور ایران نیازمند ۱۴۰۰۰ هزار کتابخانه عمومی برای رسیدن به میزان حداقلی میانگین آمار جهانی است.

۴- هدیه دادن و گرفتن کتاب به‌عنوان کمترین راه منبع تأمین ­کننده کتاب دانسته ­می­شود و به­نظر می­رسد با فرهنگ­سازی در این حوزه، می­توان در گسترش مطالعه تأثیر گذاشت. از سوی دیگر، امانت از کتابخانه مهم­ترین راه تأمین منبع غیردرسی است که با برنامه‌ریزی دقیق برای کتابخانه ­های کشور در تسهیل امانت کتاب به متقاضیان، میزان مطالعات را بالا برد.

۵- جامعه ایرانی هرروز کمتر از روز گذشته کتاب می‌خواند و صنعت نشر هر زمان کمتر از گذشته با شکست در بازار مواجه می‌شود. این موضوع از یکسو مؤلفان و نویسندگان کتاب‌ها را و از سوی دیگر ناشران را ناامید می‌کند. اگر همین روند ادامه پیدا کند، در کمتر از یک دهه آینده باید منتظر پایان تألیف و نشر کتاب در ایران باشیم.

۶- آمار مطالعه کتب الکترونیکی بیشتر از کتب چاپی است و این نشان­دهنده آن است که باید در حوزه الکترونیکی برنامه جامعی تدوین کرد.

۷- در نظام آموزشی کشور ما ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و وجود کتابخانه­های جامع در مدارس و نقش آن­ها در تعمیم آموزش‌وپرورش، هنوز فکری تازه تلقی می­شود و برای ایجاد و توسعه آن اقدامی مؤثر صورت نگرفته­است.

 

  1. توصیه‌های راهبردی

مطالعه فراتحلیل از پژوهش‌های موجود و نظرات نخبگانی در این خصوص، نشان می‌دهد جامعه هدف اصلی در ارتقای هدف، دانش‌آموزان و دانشجویان حاضر در نظام آموزشی هستند. در ذیل به پرسش‌ها، نهادهای مسئول و راهکارها در سطوح مختلف اشاره می‌شود:

پرسش اصلی:  «چگونه می‌توان رویکرد آموزش‌محوری صِرف و ضعف در ترویج فرهنگ مطالعه را در نظام آموزشی تغییر داد؟»

راهبرد اصلی: قرار گرفتن مطالعه و فرهنگ کتاب‌خوانی به عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلی سبک زندگی ایرانیان

نهادهای اصلی مسئول: خانواده، مدارس، دانشگاه­ها، کتابخانه­ها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رسانه ملی و فضای مجازی

وظیفه اصلی دولت: حمایت از نشر، اختصاص ردیف بودجه در حوزه نشر، ناشران، نویسندگان و کتاب به ویژه کتب دیجیتال، توسعه مراکز فرهنگی و فرهنگ مطالعه، برپایی نمایشگاه و عرضه کتب مهم با قیمت‌های مناسب، قرار گرفتن میزان استاندارد کتابخانه در کشور در قانون توسعه.

راهکارهای اصلی کلان:

  • ضرورت اجرای طرح‌های دانشچویی و دانش‌آموزی در سوق دادن آنها به کتاب‌خوانی
  • قرار گرفتن خرید کتاب به عنوان کالای اصلی در خانواده
  • ارتقای سطح آگاهی مردم در نیازمندی به کتاب و کتاب‌خوانی و تلاش برای نهادینه‌سازی مطالعه کتب مهم و مفید
  • رواج کتابخانه‌ها و افزایش امانت کتاب از کتابخانه‌ها
  • ورود هدفمند رسانه‌ها در تبلیغ و ترویج کتابخوانی

 

راهکارهای خرد

  • کلاسی با عنوان «زنگ مطالعه» برای دانش­آموزان مدارس به‌خصوص در مقطع ابتدایی پیش­بینی شود تا افراد از همان دوران کودکی با مطالعه انس بگیرند.
  • لازم است تدبیری اندیشیده شود تا برگزاری دروس به شیوه مناظره بین دانش­آموزان در مدارس و دانشجویان در دانشگاه ترویج شود.
  • نمره ه­ای به‌عنوان «مطالعه آزاد» در کارنامه دانش ­آموزان درنظر گرفته ­شود البته موضوع و تعداد کتاب‌ها توسط معلم تعیین شود و دانش­ آموز کتاب‌ها را به اختیار انتخاب کرده و نتایج مطالعات خود را به کلاس و معلم ارائه دهد.
  • کلاس‌های آموزش مطالعه، آشنایی با کتابخانه‌ها و شیوه تحقیق در مراکز آموزشی (هدف‌گذاری، سیر مطالعاتی، یادداشت‌برداری، تندخوانی، مدیریت زمان و…) برگزار شود
  • دولت در آیین­ نامه‌ای ابلاغ نماید در هر جای کشور، اگر نهاد دولتی قصد اهدای هدیه یا جایزه‌ای دارد حتماً کتاب در سبد هدیه وجود داشته باشد و معرفی نیز گردد.
  • در اماکن شلوغ و پررفت‌وآمد مانند ایستگاه­های مترو، پارک‌ها و …، کتابخانه و محل مطالعه ایجاد شود.
  • تبلیغ کتاب از طریق رسانه­های جمعی تسهیل شود. برای این منظور، رسانه­ها می­توانند به بررسی جلسات نقد و بررسی کتاب، راه­اندازی رادیو کتاب، قرار­دادن کتاب­های صوتی رایگان و تبلیغ آنان، نمایش­های رادیویی و … بپردازند.
  • در طراحی و دکور فیلم­ها می­توان از فضای کتابخانه­ای بهره برد. این اقدام می­تواند باعث ایجاد معماری خاص در خانواده­ها در درازمدت شود.
  • از رویکرد «آموزشِ مبتنی بر حل مسئله و نیازهای دانش­آموزان در زندگی» در تدریس استفاده شود. اساتید از سؤالات واقعی و مرتبط با زندگی شاگردان برای حل مسئله بهره برند.
  • برای همه‌گیر­کردن فرهنگ مطالعه شرایط ورود افراد به کتابخانه­ها تسهیل شود. مثلاً پیش­نیازهایی مانند داشتن مدرک کارشناسی و معرفی­نامه از مراکز معتبر پژوهشی و… حذف شود.
  • کتابخانه­ها باید با ایجاد تفاهم با مدارس، هفته­ای یک‌بار پذیرای اردوی دانش­آموزی باشند. آنان کتاب­هایی مشخص نموده و از نویسندگان آن کتاب­ها نیز در این برنامه دعوت نمایند تا دانش­آموزان با آن‌ها مرتبط و سؤالات خود را از آن‌ها بپرسند. علاوه بر آن می­توان برنامه­ای تدوین نمود که همخوانی کتاب‌ بین دانش­آموزان انجام و به‌نوعی فرهنگ­سازی شود.
  • محققان در پژوهش‌های آتی، به‌جای تکیه صرف بر روش‌های کمی، از طریق کیفی به مصاحبه با دانش­آموزان و بررسی علل عدم­تمایل آن‌ها به مطالعه بپردازند و بخشی از عوامل مؤثر بر فرهنگ مطالعه را از منظر و دیدگاه دانش­آموزان کشف و استخراج کنند تا بدین ترتیب، به جمعیت استخراج روش‌های مؤثر بر این پدیده مهم فرهنگی نائل آیند.
  • در فرهنگ شفاهی جامعه باید میل به مستندگویی ایجاد شود تا خودبه‌خود جامعه به سمت مطالعه‌گرایی و تحقیق و مستند­شنیدن سوق پیدا کند./پایان
این مقاله را به اشتراک بگذارید