کتاب‌خوانی در ایران؛ وقتی مطالعه قربانی سبک زندگی سرعتی می‌شود

سؤال اصلی حکمرانی فرهنگی این است: آیا ما در ایران با کم‌سوادی فرهنگی مواجهیم یا با جابجایی رسانه‌ای مطالعه؟

تعداد کلمات: ۱۲۰۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه: ۶ دقیقه

نویسنده: طاها فرهادی

 

نتایج تازه‌ترین نظرسنجی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات درباره «فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران» تصویر دقیقی از یک مسئله قدیمی اما رو به‌تشدید را پیش چشم سیاست‌گذاران می‌گذارد: مطالعه در ایران در حال افول نیست؛ در حال «دگرگونی» است.
این دگرگونی اگر درست فهم نشود، سیاست‌های فرهنگی نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کنند بلکه آن را به حاشیه می‌رانند.

این گزارش که بر اساس پیمایش تلفنی با نمونه‌ای معنادار از جامعه ۱۸ سال به بالا انجام شده، چند پیام کلیدی برای حکمرانی فرهنگی دارد؛ پیام‌هایی که باید با دقت خوانده شوند، زیرا رگه‌های «تحول سبک زندگی ایرانی» در آنها کاملاً قابل مشاهده است که در قالب چند برداشت مرور می کنیم:

برداشت اول( فقط ۴۱٪ کتاب می‌خوانند: واقعاً بحران مطالعه داریم؟

طبق داده‌های گزارش، فقط ۴۱.۱ درصد مردم کتاب می‌خوانند و ۵۸.۹ درصد اصلاً کتاب نمی‌خوانند.
این عدد به‌ظاهر خبر از بحران می‌دهد، اما اگر لایه‌های زیرین را ببینیم، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود.

در همان گزارش آمده است که مردم به‌طور متوسط روزانه ۷۰ دقیقه در شبکه‌های اجتماعی «محتوای علمی» می‌خوانند یا مستند علمی تماشا می‌کنند. یعنی بخشی از «مطالعه» از قالب رسمی کتاب خارج شده و به سمت «مصرف دانش در قالب‌های جدید» رفته است.

سؤال اصلی حکمرانی فرهنگی این است: آیا ما در ایران با کم‌سوادی فرهنگی مواجهیم یا با جابجایی رسانه‌ای مطالعه؟ این فهم، تعیین‌کننده‌ سیاست‌های موفق یا شکست‌خورده در حوزه فرهنگ است.

برداشت دوم) سرانه مطالعه واقعی: روزی فقط ۱۰ دقیقه!

افرادی که کتاب می‌خوانند به‌طور متوسط ۲۶.۶ دقیقه در روز مطالعه غیردرسی دارند؛ اما وقتی کل مردم (از جمله کتاب‌نخوان‌ها) در نظر گرفته می‌شوند، سرانه به حدود ۱۰.۹ دقیقه در روز سقوط می‌کند.
این رقم برای کشوری با جامعه جوان، تحصیل‌کرده و شهرنشین، به‌وضوح پایین است و نشان می‌دهد که «کتاب» به‌عنوان رسانه‌ای اصلی در سبد فرهنگی ایرانیان وزن بسیار کمی دارد اما چرا؟

اما چرا؟

 برداشت سوم)مهم‌ترین دلیل: مردم وقت ندارند! یا واقعاً «وقت ندارند»؟

بزرگ‌ترین مانع کتاب‌خوانی از نگاه مردم کمبود وقت  ۴۹.۷٪   اعلام شده است.
پس از آن:

  • خستگی ذهنی: ۱۵.۹٪
  • هزینه کتاب: ۱۱.۵٪
  • نبود علاقه: ۷.۴٪

این اعداد چند پیام کلیدی دارد:

پیام اول: مسئله «خستگی ذهنی» است نه «کمبود وقت» در واقع جامعه‌ای که روزانه چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی پرسه می‌زند اما مطالعه‌اش کم است، از «کمبود وقت» رنج نمی‌برد؛ از فرسودگی روانی، آشفتگی شناختی و سبک زندگی سرعتی رنج می‌برد. این همان پدیده‌ای است که در ادبیات جدید از آن با عنوان Attention Crisis یا بحران توجه نام برده می‌شود.

پیام دوم: کتاب در چرخه رقابت رسانه‌ای بازنده است کتاب رقیبان تازه‌ای دارد از جمله ویدئوهای چنددقیقه‌ای، پادکست، کانال‌های توضیح کتاب، محتواهای کوتاه و فوری در نهایت به نظر می رسد که کتاب خواندن «پیوستگی ذهنی» می‌خواهد؛ چیزی که در عصر شبکه‌ای کمیاب شده و کتاب نه به‌دلیل بی‌ارزشی، بلکه به‌دلیل ساختار رسانه‌ای جدید، عقب مانده است.

 برداشت چهارم) مردم چه چیزهایی می‌خوانند؟ رمان صدرنشین؛ علوم انسانی در میانه

در میان کتاب‌خوان‌ها، انواع موضوعات محبوب چنین‌اند:

  • رمان و داستان: ۲۱.۲٪
  • تاریخی: ۱۵.۴٪
  • روانشناسی و تربیتی: ۱۴.۷٪
  • کتب تخصصی: ۱۴.۵٪

این داده مهم است چرا که  جامعه ایرانی در مطالعات اختیاری، به ادبیات داستانی، تاریخ و روانشناسی گرایش دارد؛ همچنان توجه به «نقد خود»، «هویت» و «روایت» در صدر علایق فرهنگی مردم قرار دارد. این داده‌ها نشان می‌دهد که «نیاز اجتماعی خواندن» با «عرضه سیاست‌گذار فرهنگی» هم‌جهت نیست. سیاست فرهنگی عمدتاً کتاب‌های مناسبتی، دانشی یا دانشگاهی را تقویت می‌کند، در حالی که ذائقه عمومی چیز دیگری است. برنامه‌ریزی فرهنگی بدون فهم این شکاف، راه به‌جایی نمی‌برد.

برداشت پنجم) فقط ۲۳٪ عضو کتابخانه هستند؛ آیا این یعنی پایان «کتابخانه سنتی»؟

تنها ۲۳.۸ درصد کتاب‌خوان‌ها عضو کتابخانه‌اند و میانگین امانت گرفتن کتاب نیز ۱۲ جلد در سال است.
این اعداد نشان می‌دهد که کتابخانه عمومی هنوز در ایران رسانه اول مطالعه نیست نه به‌دلیل ضعف کارکرد، بلکه به‌دلیل تغییر سبک زندگی و اینکه فاصله‌ها زیاد شده، زمان مردم خرد شده، قواعد استفاده از کتابخانه سنتی با ریتم زندگی امروز هم‌خوان نیست و  کتابخانه بدون تحول فناورانه، در مسیر «تنزل کارکرد اجتماعی» قرار می‌گیرد.

برداشت ششم) تصویر خانواده ایرانی: ۵۲٪ می‌گویند اطرافیان‌شان کم مطالعه می‌کنند

این داده یکی از مهم‌ترین یافته‌های اجتماعی گزارش است.شکل‌گیری فرهنگ مطالعه از خانه شروع می‌شود، اما بیش از نیمی از مردم، خانواده و دوستان خود را «کم‌مطالعه» توصیف می‌کنند.  این یعنیی مطالعه در ایران عادت جمعی نیست، کتاب خواندن یک «رویداد شخصی» است نه «رفتار خانوادگی» و نسل جدید الگوهای مطالعه را از خانواده دریافت نمی‌کند.

برداشت هفتم) به‌طور جدی باور دارند که «ایرانیان کم مطالعه‌اند»

۸۱.۴ درصد مردم با این گزاره موافق‌اند که ایرانیان کم مطالعه‌اند و این یعنی تبدیل یک «تصور» به «باور جمعی. وقتی مردم خود را کم‌مطالعه می‌دانند، این احساس می‌تواند چرخه‌ای از «کاهش انگیزه» بسازد و  این دقیقاً همان جایی است که رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و تولیدکنندگان محتوا باید وارد شوند و تصویرساز باشند.

 برداشت هشتم) راهکار از نگاه مردم: اول اقتصاد، بعد دسترسی

جالب‌ترین بخش گزارش، بخش راهکارهاست که مردم بر اساس دیدگاه های خود مطرح کرده اند که چگونه کتاب خوان تر می شوند که عبارتند از

  • نبود دغدغه معیشتی: ۳۵.۳٪
  • دسترسی آسان و ارزان به کتاب: ۲۱.۸٪
  • ترویج رسانه‌ای: ۱۰٪
  • آموزش اهمیت مطالعه: ۹.۵٪
  • ایجاد فضاهای عمومی برای مطالعه: ۶٪

این آمار یعنی  کتاب‌خوانی یک مسئله فرهنگی «صرف» نیست؛ مسئله‌ای اقتصادی–اجتماعی است. وقتی ۵۰٪ مردم کشور مساله اقتصاد دارند، کتاب برایشان «نیاز ثانویه» می‌شود و حکمرانی فرهنگی اگر این واقعیت را نبیند، راه‌حل‌های روی کاغذ ارائه خواهد کرد.

به نظر می رسد که مرور گزارش بالا نیاز به تغییراتی را ضروری می نمایاند:

۱. مسئله، مسئله «کتاب» نیست؛ مسئله «زیست رسانه‌ای» است

مردم در روز ۷۰ دقیقه محتوای علمی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها مطالعه می‌کنند اما کتاب نمی‌خوانند.
معنای این مساله این است که سیاست فرهنگی باید از «کتاب‌محوری» به «محتوامحوری» منتقل شود، تولید محتوای کوتاه، چندرسانه‌ای، و شبکه‌ای باید اولویت باشد و کتاب باید وارد زیست‌جهان دیجیتال شود

۲. اقتصاد کتاب باید اصلاح شود

وقتی ۲۲٪ مردم بیش از دو میلیون تومان در سال هزینه کتاب می‌کنند اما ۲۲٪ اصلاً کتاب نمی‌خرند، یعنی شکاف جدی وجود دارد. برای این مساله می توان به یارانه هدفمند خرید کتاب، اصلاح زنجیره تولید و قیمت کاغذ، گسترش بیشتر کتابخانه‌های آنلاین ارزان‌قیمت و گسترش کتاب‌های صوتی و الکترونیکی با مجوز رسمی فکر کرد.

۳. خانواده‌ها را باید وارد بازی کرد

۵۲٪ مردم می‌گویند خانواده و اطرافیان‌شان کم مطالعه‌اند در اینجا نیاز به مواردی همچون کمپین‌های رسانه‌ای خانوادگی (مطالعه خانوادگی، مسابقات خانگی، چالش‌های خانوادگی) و تبدیل کتابخانه‌ها به «زیست‌مکان اجتماعی» نه «مخزن کتاب» است.

۴. سیاست‌گذاری باید به سمت نسل‌زد و محیط دیجیتال برود

نسل جدید با رمان، روانشناسی و تاریخ رابطه خوبی دارد و این یک فرصت است. اما ارائه این محتوا باید در قالب‌هایی باشد که آنان مصرف می‌کنند مثلا ویدئوهای کوتاه درباره کتاب پادکست‌های خلاصه کتاب(که البته در این فقره خود نسل زد پیشران است)، بازی‌وارسازی مطالعه، کتابخانه‌های دیجیتال اشتراکی، رویدادهای شبکه‌ای معرفی کتاب

در نهایت به نظر می رسد که اگر سیاست‌گذار فرهنگی داده‌ها را درست بخواند، درمی‌یابد که جامعه ایرانی از کتاب دور نشده است بلکه به‌دنبال سرعت، دسترسی آسان، قیمت مناسب و قالب‌های رسانه‌ای جدید است. مسئله ما «کمبود علاقه» نیست، مسئله «عدم تطابق سیاست با سبک زندگی جدید ایرانیان» است و کتاب خوانی در ایران آینده دارد اما نه با روش های دیروز بلکه با «تحول رسانه‌ای»، «تحول فضای عمومی» و «تحول اقتصادی».

فایل PDF گزارش نظرسنجی کتابخوانی در ایران: گزارش_نظرسنجی_فرهنگ_کتابخوانی_در_ایران

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید