جامعه ایران در بین فراز و فرودهای پرشتاب منطقهای و جهانی، بار دیگر در بزنگاهی تاریخی قرار گرفته است که شاید بتوان آن را واقعا پیج تاریخی انقلاب اسلامی دانست. پس از یک بازه زمانی ۱۲ روزه که میتوان آن را به مثابه دفاع مقدس دوم تعبیر نمود، اکنون به مانند دوران دفاع مقدس اول باید به تزریق روح امید، پویایی اجتماعی و نگاهی آیندهنگرانه در کشور توسط اقشار مختلف ادامه داد. این نبرد نظامی شناختی، برخلاف تصور برخی، به پایان نرسیده است؛ بلکه تنها مرحله جدیدی از آن آغاز شده که نیازمند درکی عمیقتر از مختصات میدان و ابزارهای پیروزی است. در این میان، پیام راهبردی اخیر مقام معظم رهبری، که به حق هفت تکلیف راهبردی نام گرفته، به مثابه نقشه راهی روشن برای امیدآفرینی کنشگرانه و افزایش تابآوری راهبردی جلوی روی تمام سطوح جامعه است.
هفت تکلیف؛ نقشه راهی برای تداوم نبرد
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، نه صرفاً یک بیانیه، که یک سند راهبردی ولی کاملا عملیاتی برای عبور از حال گذرا و ترسیم آیندهای روشن است. این هفت تکلیف، در حقیقت، فصول یک کتاب راهنما برای مدیریت تحول و مهندسی آینده ایران اسلامی است. در نگاه آیندهپژوهانه، به این تکالیف میتوان به مثابه سناریو مطلوب نگاه کرد که دستیابی به آنها، مستلزم کنشگری فعال در عین همافزایی ملی است. این فرامین، یادآور میشوند که خط مقدم هنوز پابرجاست و ظفرمندی با تداوم هوشمندی و تلاش مجاهدانه در عین تواصی به صبر محقق میشود.
هفت تکلیف راهبردی و همچنین بیانات اخیر مقام معظم رهبری، در واقع تجلی هدایت الهی مبتنی بر آیه شریفه إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهدِینِ است که باید عین تلاش برای حفط اتحاد ملی و تقویت بیش از پیش تمام سطوح جامعه، نوع نگاه جامعه را به سمت افق دیگری که در آن چالشها، به عنوان فرصتهایی برای رشد و اثبات توانمندی است چرخاند. این مسیر، مسیر پیشرفت و خط امید بر اساس فرامین و هدایت الهی است. این فرامین، میآموزند که برای افزایش امید، باید علاوه بر تفوق در جبهه نظامی، ابزارهای بصیرت افزا، همت آفرین و ایمان ساز استفاده کرد. اکنون زمان تمیز بین مومن مجاهد و مومن قاعد است.
- ۱. حفظ اتحاد ملی: بنیادیترین تکلیف و ستون همافزایی اجتماعی و همبستگی ملی است. در زمان فعلی، حفظ انسجام درونی جامعه ایران اسلامی،ارزشمندترین سرمایه راهبردی در مواجهه با تهدیدات خارجی و داخلی است. چرا که ثابت شده است اتحاد ملی، پیششرط هرگونه پیشرفت و رسیدن به چشم انداز است.
- ۲. شتاب همه جانبه در پیشرفت دانش و فناوری: اکنون نخبگان تضمین کننده اقتدار ملی هستند. دستیابی به مرجعیت علمی، نه تنها ضامن اقتدار اقتصادی است، بلکه دست کشور را برای رقابتهای جهانی و افزایش استقلال فناورانه باز میکند. شتاب در رسیدن به دانش، مهارت و فناوری، به معنای افزایش تعداد مقاله علمی نیست بلکه رسیدن به علمی دارای منفعتی دقیق برای کشور است.
- ۳. حفظ عزت و آبروی کشور و ملت: تکلیف گویندگان و قلمزنان برای حکمرانی روایی و مدیریت و تقویت تصویر ملی در عصر جنگ شناختی و رسانههای نوین، بسیار سختتر از دیگران است. روایتگری صحیح و دفاع از دستاوردهای ملی علاوه بر تقویت روحیه داخلی و سریان حس خودباوری، تصویر مخدوش شده ایران را بهبود میبخشد. مستندسازی و رسانش درست محتوا وظیفه سختی است که باید صاحبان قلم و رسانه به دوش بکشند.
- ۴. تجهیز به ابزارهایی برای حراست از امنیت: وظیفه فرماندهان نظامی کاملا واضح و مبرهن است؛ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱستَطَعتُم مِّن قُوَّه .
- ۵. جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور: این تکلیف، در واقع بخش غیرقابل انفکاک بیانات رهبری در ۱۲ سال اخیر است؛ تلاش برای رسیدن کارآمدی حکمرانی و افزایش بهرهوری سازمانی. در شرایط فعلی این وظیفه، به افزایش رضایت عمومی و تقویت سرمایه اجتماعی نظام منجر میشود ولی در واقع تلاش هدفمندی برای رسیدن به گام سوم تمدن نوین اسلامی یا برپایی دولت اسلامی است.
- ۶. هدایت معنوی و نورانی کردن دلها: اولین بار نیست که مقام معظم رهبری برای جامعه روحانیون، این تکلیف را بیان میکنند. اما تواصی به حق (بنیانهای اخلاقی) و صبر (راهبردی آیندهنگر)، مقدمهای برای تغییر رویکرد ذهنی به چالشها و مخاطرات است تا هدف غایی رسیدن به جامعه اسلامی که در آن تابآوری اجتماعی، ایمان به هدف موج میزند محقق شود. ارائه محتوای مناسب در مراسمات مذهبی ایام صفر که نقطه اوج تواصی به حق و صبر بعد از حادثه کربلاست، نمونهای موفق از این اقدام است.
- ۷. حفظ شور و شوق و شعور انقلابی: شور و شعور انقلابی، به معنای پویایی اجتماعی، حس مسئولیتپذیری و درک عمیق از آرمانها است. فلذا جامعه اسلامی باید به صورت همافزا و جمعی برای تحقق آن اقدام کنند. چرا که این عامل، به مانند دهه ۶۰ و اوایل انقلاب اسلامی، نیروی محرکه اصلی برای تحقق اهداف بلندمدت و مقابله با تهدیدات نرم محسوب میشود.
آینده و معماری امید
امید، نه یک احساس منفعل، بلکه یک راهبرد فعال است. امید، محصول تحلیل دقیق از واقعیتهای موجود، شناسایی فرصتها و طراحی مسیرهای ممکن برای دستیابی به چشمانداز مطلوب است. در این مسیر، آیه شریفه وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ به مثابه یک منشور روانی و اجتماعی عمل میکند. منشوری روحیه بخش و القا کننده ظفر و پیروزی، در نتیجه مستقیم پایداری و ایمان است. فلذا راهبرد جنگ شناختی برای معماری آیندهای امیدبخش نیز همین است.
سفر از خط مقدم تا خط امید، حرکتی انفرادی نیست؛ بلکه یک تلاش جمعی و همهجانبه است که نیازمند مشارکت فعال تمامی اقشار جامعه، نخبگان، مسئولین و آحاد مردم است. پیام مقام معظم رهبری، نقشه راه این سفر است و همت و اراده مردم، سوخت محرک آن. این جنگ دوازدهروزه، هرچند سخت، اما آموزگاری خوبی برای شناخت ظرفیتهای جامعه ایران بود. اکنون زمان آن است که با بهرهگیری از این تجربیات و با نگاهی به آیندهای روشن، گامهای محکمتری برداشته شود.
این امید، نه در کنج عزلت، بلکه در دل میدان عمل، در تولید دانش، در خدمترسانی بیمنت، در وحدت کلمه و در ایستادگی در برابر فشارها متولد و تقویت میشود. جامعه ایرانی، با تکیه قدرت لایزال الهی و رعایت فرامین هفتگانه رهبری قادر است از خط مقدم چالشها عبور کرده و به افقهای روشن آینده دست یابد. آیندهای که در آن، ایران اسلامی، به الگویی تمامعیار از پیشرفت توأم با عدالت و اقتدار همراه با معنویت است.
