به نظر می رسد برای پیرزوی یا شکست در یک جنگ در کنار مسائل سخت افزاری لازم است ذهن و ادارکات مردم را تحلیل کرد. آمارهای تازه از ادراک اجتماعی ایرانیان درباره جنگ اخیر ایران و اسرائیل، یک پیام روشن دارند: مردم ایران احساس قدرت کردهاند و این احساس، فراتر از گروهها و طبقات اجتماعی گسترش پیدا کرده؛ هرچند با تفاوتهایی معنادار
بر اساس نظرسنجی یک مرکز معتبر:
سهچهارم ایرانیان (۷۵٪) باور دارند که ایران در این جنگ قدرتمندتر از اسرائیل ظاهر شد. در برابر، فقط یکچهارم (۲۵٪) چنین برداشتی از طرف مقابل داشتند. اما ماجرا وقتی جالبتر میشود که لایههای این ادراک را بررسی کنیم.
زنان بیشتر از مردان احساس قدرت کردهاند. ۸۲٪ از زنان معتقدند ایران قدرتمندتر بوده، درحالیکه این عدد برای مردان فقط ۶۲٪ است. شاید چون زنان، بیش از آنکه عدد و تحلیل بخوانند، “فضای عمومی” را با بیشتر حس میکنند. و آنچه حس کردهاند، قدرت بوده نه ضعف.
جوانان پرچمداران این احساس هستند. ۸۰٪ جوانان گفتهاند ایران قویتر بود، میانسالان ۷۲٪، و سالمندان ۶۲٪. یعنی نسل آینده، نه تنها مأیوس نیست، بلکه با امید و اعتماد به آینده، قدرت ایران را باور دارد.
تحصیلکردهها کمتر از دیگران ایران را قدرتمند دانستهاند (۶۰٪ در برابر ۸۰٪). شاید این گروه بیشتر در معرض روایتهای پیچیده رسانهای قرار گرفتهاند، یا شاید قدرت را فقط در چرخدندههای دیپلماسی و اقتصاد میسنجند. اما در مقابل، مردم عادی بر اساس حس ملی، غرور عمومی، و آنچه دیدند و شنیدند، قضاوت کردهاند: و داوریشان به نفع ایران بوده.
نهایت، باورهای ایدئولوژیک نقش مهمی در ادراک قدرت داشتهاند. ۹۱٪ از کسانی که به «اسلام سیاسی» باور دارند، ایران را قویتر از اسرائیل دیدهاند. حتی در میان کسانی که به این نگاه اعتقادی ندارند، بیش از نیمی یعنی۵۲٪ باز هم ایران را برنده این نبرد ادراکی دانستهاند. این یعنی حتی فراتر از گفتمان رسمی، واقعیتهای میدانی و نمادهای مقاومت، در جامعه اثر گذاشتهاند.
این آمارها که در روزهای بعد بیشتر از آنها سخن خواهیم گفت گویای شرایطی و ظرفیت هایی هستند که ذهن و قلوب ایرانیان در جنگ اخیر ایجاد شد، روایت ایرانیان قدرت، قدرت و ایستادگی بوده حتی اگر تحلیل گرانی بخواهند این تصویر را به چالش بکشند و از آن مهمتر تدبیر برای روزهای آینده و حفظ دستاوردهایی است که در حوزه انسجام و داخل ایجاد شده است.
