یکی از جلوههای مهم جنگ در دوره جدید، نه فقط تقابل نظامی یا تهدید فیزیکی، بلکه مدیریت ذهن و احساسات مردم است. در حملات شامگاه جمعه اسرائیل، و در فضای پرتبوتاب پس از آن، آنچه در میدان جنگ رسانهای جریان داشت، نبردی بر سر تصویرسازی از «واقعیت» و مهندسی ادراک عمومی بود.
مروری بر دادههای یکی از مراکز معتبر نظرسنجی کشور نشان میدهد که در میان ایرانیان، غم و ناراحتی، خشم، و تا حدی ترس سه احساسی بودهاند که مردم بیش از دیگر احساسات تجربه کردهاند. اما جنس و شدت این احساسات، از عوامل متعددی تأثیر میپذیرد: سن، جنسیت، تحصیلات، و از همه مهمتر منبع مصرف خبری.
برای نمونه، زنان معمولاً احساسات شدیدتری از جنس غم و ترس تجربه میکنند و مردان بیشتر به سمت احساس خشم یا حتی خوشحالی متمایلاند. با افزایش سن، جامعه از ترس فاصله میگیرد و خشم و حتی خوشحالی جای آن را میگیرد. تحصیلکردگان، کمتر خشمگین میشوند اما بیشتر از دیگران دچار ترس میشوند. این تنوع احساسی، نشان میدهد جامعه در حال واکنش دادن و نه تسلیم.
اما نقطه کلیدی، تأثیر رسانه بر احساسات است. دادهها نشان میدهند مخاطبان شبکههایی نظیر «ایران اینترنشنال» و «من و تو»، بهطور معناداری احساسات متفاوتی نسبت به بدنه عمومی جامعه دارند. در حالی که «من و تو» تنها ۳ درصد مخاطبین نظرسنجی را دارد، اما بیشترین میزان حس خوشحالی نسبت به حمله اسرائیل و کمترین میزان غم در میان بینندگان این شبکه دیده شده است. به عبارت دیگر، مصرف این رسانه با احساسات ضدملی پیوند خورده است.
در مقابل، مخاطبان ایران اینترنشنال، با اینکه از نظر شدت احساسات منفی به اندازه منوتو نیستند، اما بهدلیل گستردگی نسبی نسبت به من و تو ، تهدید جدیتری برای امنیت ذهنی جامعه محسوب میشوند. چرااکه در اینجا، اثرگذاری کمتر اما بر بدنهی گستردهتری از جمعیت صورت میگیرد.
در میدان جنگ امروز،پیروزی ، تنها انهدام اهداف نظامی نیست؛ حفظ سلامت ذهنی و عاطفی جامعه نیز بخشی از معادله پیروزی است.
افکار عمومی ایران، آنگونه که از آمارها برمیآید، دچار فروپاشی روانی نشده است. جامعه اگرچه غمگین است، اما نترسیده؛ خشم دارد، اما هنوز ایستاده است. اما واقعیت آن است که در جنگ ادراکی، پیروزی صرفاً در نترسیدن نیست، بلکه در بیدار ماندن، حساس بودن و مقاومت در برابر تخریبهای نرم نهفته است.
برای حاکمیت، این مرحله از جنگ، نیازمند بازنگری در نحوه مواجهه با «رسانهسازی دشمن» است. اگر در جنگ سخت، دشمن در آسمان دیده میشود، در جنگ رسانهای، دشمن در ذهنها فرود میآید. بنابراین، سیاستگذاری هوشمندانه رسانهای، تولید محتوای هدفمند و گسترش روایت ملی از واقعیت، بخشی جدانشدنی از امنیت ملی در شرایط جدید است.
ادراک اجتماعی پیروزی، این بار در حوزهای نرم و عمیقتر شکل گرفته است؛ جایی که جامعهای، با همه زخمها و اضطرابها، هنوز ایستاده و با نگاهی پر از «هوشیاری» به جنگ ادامه میدهد.
