تعداد کلمات:۵۳۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۳ دقیقه
نویسنده: سجاد لطفی
«جوان ایرانی هم امید و هم همت دارد و آینده را هم -به کوری چشم شما- خواهد ساخت»؛ جملهای که رهبر انقلاب امروز در دیدار با مردم در پاسخ به وسوسههای شیاطین واقعاً خبیث خارجی و داخلی مبنی بر اینکه «جوان ایرانی، امید و آینده ندارد» یادآور شدند.
گفته شده احساس بیعدالتی از خود بیعدالتی بدتر است؛ این قاعده در مورد بدبختی هم وجود دارد و احساس بدبختی، بدتر از خود بدبختی است. دهه هفتاد که بحث تهاجم فرهنگی مطرح شد عدهای آن را انکار نمودند اما دیگر برای همه آشکار شده که دشمنان مشغول جنگ نرم و شناختی علیه ملت ایران هستند. لکن هنوز عدهای نمیدانند که یکی و شاید مهمترین و شدیدترین ابعاد این جنگ شناختی، ناامید ساختن مردم به ویژه جوانان و نوجوانان که نقشآفرین آینده هستند، میباشد. امید، انگیزهی حرکت به جلو است و اگر ناامیدی جایگزین آن شود، پیامدهایش سستی، بیتفاوتی، مهاجرت و در اشکال شدید آن اعتراض و حضور در اغتشاش خواهد بود.
عناوین اخبار خارجی و بعضا داخلی هر روزه حاوی پیامهای ناامیدکننده زیادی است. نگارنده درصدد انکار مشکلات کشور به ویژه در حوزه اقتصادی نیست بلکه درصدد ارائه تصویری واقعنما از ضعفها و قوتهاست. غلتیدن به هر سو طبیعتاً بدبینی و خوشبینی غیرواقعی را به دنبال خواهد داشت. باید واقعبین بود. باید در کنار دیدن و برشمردن مشکلات و مسائل کشور، توفیقات را نیز جلوی چشم آورد؛ با دیدن موفقیتها، قوتها و فرصتها انگیزه رفع و کاهش ناکامیها، شکستها، ضعفها و برطرف کردن تهدیدها میسر میگردد.
مرور تاریخ و روندهای تاریخی یکی از وسایل ارزیابی واقعبینانه است. زمانی مسئولان ایرانی عصر پهلوی دوم اعتقاد داشتند که ایرانی نمیتواند حتی یک لولهنگ (آفتابه) بسازد و همان ایرانی در عصر جمهوری اسلامی، پهپادی (شاهد ۱۳۶) را ساخته که کشورهای برتر نظامی مثل امریکا درصددند همانند آن را بسازند! این روند شاید رویایی به نظر برسد اما در واقعیت رخ داده است و مانند این را در عرصههای دیگر علمی، ورزشی، سیاسی بارها تجربه کردهایم. اما به نظر میرسد جنگ شناختی یاد شده و برساخت رسانهای بر روی بسیاری از مردم و حتی مسئولان موثر واقع شده است. کسی نمیتواند منکر حضور برخی نوجوانان در جنگ خیابانی امریکایی صهیونی اخیر باشد اما آیا میدانید که درصد نوجوانان دستگیر شده، ۰۲۵/۰ درصد کل دانشآموزان نوجوان کشور است؟ (اگرچه یک نفر آن نیز زیاد است) در حالی که جمعیت یک میلیون و پنجاه هزار نفری دانشآموزان (معادل ده درصد دانشآموزان نوجوان) معتکف کمتر از یک ماه پیش در رسانهها ضریبی نمیگیرد و مسئولان ذیربط بدان توجه نمیکنند! حتی اگر بنای مدیریت بحران هم باشد، با تکیه بر فرصتها بهتر میتوان عمل نمود اما مستلزم تغییر رویکرد است. تغییر از نوجوان دردسرآفرین به نوجوان نقشآفرین. تفاوت دارد نگاه تهدیدمحور با فرصتمحور.
وقتی دانشآموزان ایرانی برای دو سال پیاپی قهرمان المپیاد نجوم و اخترفیزیک جهانی میشوند و تیم انگلستان با حمایت دانشگاه کمبریج رتبه دوم را کسب میکند باید به ظرفیت نوجوان ایرانی پی برد؛ در واقع این جایگاه، قله را نشان میدهد که چقدر بالاست پس دامنه نیز همان قدر بالاست اما باید تعامل متفاوتی با آن داشت؛ باید با واقعبینی به فرصتهای نوجوان ایرانی نگاه کرد و از پرداختن بیش از حد به مباحثی همچون گسست نسلی، نسل زد (ضد!)، و … پرهیز نمود./پایان
