تاب آوری اولویت اول است

تاب آوری به معنای انفعال یا انکار خطر نیست، بلکه به معنای «ظرفیت جذب تنش و حفظ عملکرد» است

تعداد کلمات:۶۳۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۳ دقیقه

نویسنده: طاها فرهادی

 

امواج بلند تنش‌های ژئوپلیتیک، این بار با قدرتی بی‌سابقه به ساحل جامعه ایرانی می‌خورند. حتی اگر هیچ گلوله‌ای شلیک نشود، کشور و افکار عمومی در مرحله تهدید قرار دارند که یک آزمون بزرگ برای تاب آوری در پسااغتشاشات است. این آزمون نه در خط مقدم، که در عمق روان جمعی، پیوندهای اجتماعی و ثبات روزمره مردم سنجیده می‌شود. گذر موفق از این مرحله، نیازمند درکی روشن از مختصات آن و اتخاذ راهبردی هوشمندانه است.

تهدید امروز، به گواهی بسیاری از کارشناسان چندبعدی و پیچیده است. در بعد بیرونی، ما با تمرکز بی‌سابقه قدرت نظامی در منطقه و جنگ روانی گسترده از طریق انتشار اخبار متناقض و پروپاگاندای محاسبه‌شده روبروییم و هر روز خبری از جابجایی ادوات آمریکا در نزدیکی ایران که هدف این عملیات روانی، ایجاد رعب، تخریب اراده ملی و وادار کردن سیستم به خطای محاسباتی است. این تهدید، لبه تیز خود را در نوسانات شدید بازار و افزایش اضطراب اقتصادی نیز نشان می‌دهد. از سوی دیگر هر روز اخبار گرانی ها نیز به سمت افکار عمومی هجوم می آورد که آخرین آن رشد بی سابقه خودرو بود. خودرو به دلیل اهمیت کاربردی آن در خانواده ایرانی نقطه حساسی بود در هر صورت دچار تنش قیمتی گردید و درصدهای قابل توجهی افزایش یافت.
اگر از تاب آوری در چنین شرایطی سخن می گوییم به معنای انفعال یا انکار خطر نیست، بلکه به معنای «ظرفیت جذب تنش و حفظ عملکرد» است. این ظرفیت بر سه ستون اصلی استوار می‌شود:

۱. وحدت روایی و مرجعیت اطلاعاتی: جامعه زمانی در توفان گم می‌شود که صدای متعارض و غیرقابل اعتمادی از هر سو بشنود. تقویت مراجع رسمی و تحلیل‌گران بی‌طرف برای ارائه تحلیلی شفاف، واقع‌بینانه و به دور از هیاهو، مهم‌ترین اقدام برای آرامش بخشیدن به فضای عمومی و خنثی‌سازی جنگ روانی دشمن است. مردم نیاز به «نور» دارند، نه «صداهای بلند بیشتر» شرایط فعلی شرایط گم شدن نور در دریای تحلیل های متکثر و متنوع است. نقش صدا و سیما همچنان پررنگ است.

 

۲. انسجام اجتماعی و اعتماد نهادی: تهدید خارجی زمانی اثر مرگبار می‌یابد که بر شکاف‌های داخلی بنشیند. در این مرحله، تقویت اعتماد عمومی به نهادها، شفافیت در اقدامات، و تاکید بر سرنوشت مشترک در قالب گفتمان‌های وحدت‌بخش، پیوندهای اجتماعی را مستحکم می‌کند. جامعه‌ای که اعضایش به یکدیگر و به نهادهای حاکم اعتماد داشته باشند، مانند توری محکم است که فشار بیرونی را در خود پخش و خنثی می‌کند. در این زمینه خوب است یک بار تجربه جنگ دوازده روزه، جنگ هشت ساله را مرور کنیم ظرفیت های خوبی در این زمینه وجود دارد از جمله سخن گفتن دولت با مردم.

۳. ثبات معیشتی و مسئولیت اقتصادی: هیچ عاملی مانند نگرانی از آینده معیشت، توانایی تفکر منطقی و حفظ آرامش را از جامعه نمی‌گیرد. کنترل التهاب‌های بازار، مقابله قاطع با سودجویی و احتکار، و اطمینان‌بخشی به مردم درباره تامین کالاهای اساسی، ستون فقرات تاب‌آوری است. وقتی نیازهای اولیه در امنیت باشد، انرژی ذهنی جامعه برای مقابله با تهدیدات پیچیده‌تر آزاد می‌شود.

در نهایت فارغ از این که آمریکا دست به خطا ببرد یا نبرد و فارغ از این که اغتشاشات و اعتراضات تداوم یابد یا نباید به نظر می رسد وضعیت کنونی، جامعه را در یک دوراهی است یا اسیر اضطراب و واکنش‌های هیجانی شود، یا با خرد جمعی و تدبیر، این مرحله را به فرصتی برای بازسازی انسجام درونی تبدیل کند. عبور موفق از «مرحله تهدید»، مستلزم آن است که تمامی اجزای جامعه—از نهادهای حاکمیتی تا رسانه‌ها، بازار و تک‌تک شهروندان—مسئولیت خود را در قبال این سه ستون بشناسند. اینجا جنگ یا صلح در گروی تصمیمات کلان است، اما آرامش یا آشفتگی جامعه، در گروی عملکرد مدنی مردم در همین لحظه است. جامعه‌ای که بتواند در میانه تهدید، وحدت، اعتماد و ثبات خود را حفظ کند، نه تنها شکست‌ناپذیر است، بلکه مهم‌ترین پیام بازدارندگی را به هر دشمنی مخابره می‌کند./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید