تعداد کلمات:۶۵۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۳ دقیقه
نویسنده: سجاد پارسا
سخنان صریح و بیپرده مقام معظم رهبری در دیدار خانواده های شهدای اقتدار ۱۲ روزه، در تبیین تجربه حکومت امیرالمؤمنین(ع) بیش از هر چیز بازنمایی یک قاعده پایدار در حکمرانی سیاسی بود. آنجا که ایشان با اشاره به ناکامی دشمنان امام علی(ع) در میدان نبرد و انتقال تقابل به عرصه «فریب، دروغ، شایعه و تهمت» تصریح میکنند که سستی ایجاد شده در جامعه مانع تحقق کامل حکومت علوی شد؛ در واقع مقام معظم رهبری از نقطهای سخن میگویند که هر نظام سیاسی، فارغ از زمان و مکان، در معرض آزمون آن قرار دارد: آزمون حفظ و بازتولید اعتماد عمومی.
این سخن، هشدار اخلاقی یا موعظه سیاسی نیست؛ یک تحلیل راهبردی است. در منطق سیاست، شکست دادن مهاجم الزاماً پایان تهدیدها نیست. چهبسا آغاز مرحلهای پیچیدهتر باشد؛ مرحلهای که در آن، هدف نه ساختار قدرت، بلکه پیوند ذهنی و عاطفی مردم با حاکمیت است. وقتی این پیوند تضعیف شود، قدرت رسمی پیش از آنکه فروبریزد، تهی میشود.
نقشههای گوناگون ایالات متحده و متحدانش برای اقصی نقاط جهان از ایران گرفته تا ونزوئلا، لبنان، و … را باید بر این اساس تحلیل نمود؛ زدودن اعتماد عمومی و مشروعیت دولتها و حکومتها از ذهن مردم با روشهای مختلف اقتصادی، رسانهای و سیاسی. این جنگ نرم به گونهای عمل مینماید که یک ایرانی ممکن است در زمان جنگ ۱۲ روزه دلیل جنگ را مساله هستهای بداند و ایران را مقصر تلقی نماید! در مورد ونزوئلا نیز سناریویی مشابه در پیش گرفته شد؛ تزانزیت مواد مخدر. اما کیست که نداند نفت و معادن غنی ونزوئلا که سالها در اختیار شرکتهای امریکایی بوده، بهانه اصلی حمله و ربایش رییس جمهور قانونی آن است؟!
موضوع مهم دیگری که رهبری اشاره داشتند، عدالت بود که نمود بارز آن در وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و کسب و کارها است. اگر مشکلات اقتصادی سبب گردد فاصله میان وعدههای عدالتمحور و تجربه زیسته مردم زیاد شود و نارضایتیها انباشته گردد آن موقع بستر مناسبی برای جنگ نرم دشمن جهت تحقیر داشتهها و نقاط قوت پدید میآید و عوامل خارجی و غافلان یا خائنان داخلی مشغول ناامید ساختن مردم میشوند تا دیگر انگیزهای برای ایستادگی نداشته باشند. در این شرایط خیابان جای نهاد را گرفته و قدرت سیاسی، بدون درگیری کلاسیک، با بحران نمادین مواجه میگردد. این همان لحظهای است که جنگ نرم از سطح روایتهای پراکنده، به سطح تعیینکنندگی سیاسی ارتقا مییابد.
در بیانات اخیر رهبر معظم، یک تفکیک کلیدی و راهگشا وجود دارد: اعتراضِ معیشتی میتواند بحق باشد، اما اغتشاش و سوءاستفاده از آن مردود است. اهمیت این تفکیک در آن است که به سازوکار حکمرانی ترجمه شود، وگرنه عملاً بیاثر خواهد بود. عدالت علوی، آنگونه که ایشان توضیح میدهند، نه صرفاً فضیلتی اخلاقی، بلکه مجموعهای از تصمیمها، تبیینها و گاه برخوردهای قاطع است. عدالت، زمانی کارکرد حاکمیتی پیدا میکند که در سیاست اقتصادی، ثبات تصمیمها و گفتوگوی نهادی با جامعه تجلی یابد.
انکار پیشرفتهای کشور زمانی اثرگذار میشود که نگرش و احساس مردم این باشد که مسئولان تلاشی برای بهبود وضعیت ندارند؛ حال آنکه مسئولان امر مشغول رسیدگی هستند اما متاسفانه اطلاعرسانی درستی در این باره انجام نمیشود! در چنین شرایطی، حتی روایتهای ضعیف نیز میتوانند جای واقعیت را بگیرند. عدالت اقتصادی و قاب رسانهای متناسب، در این معنا نه فقط یک مطالبه اجتماعی، بلکه بخشی از پدافند شناختی نظام حکمرانی است.
هشدار رهبر انقلاب ناظر به یک نگرانی جدی است که اگر فاصله میان عدالتِ وعدهدادهشده و عدالتِ تجربهشده افزایش یابد، سرمایه اعتماد عمومی آسیب میبیند؛ و این دقیقاً همان شکافی است که جنگ نرم بر آن سوار میشود. تجربه برخی کشورهای عربی در سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۲ نشان داد که اعتراضهای واقعی، اگر شنیده نشوند و به مسیرهای رسمی هدایت نگردند، بهسرعت در معرض مصادره قرار میگیرند. اعتراضِ بیپناه، مستعد تبدیلشدن به ابزار عملیات شناختی است. جنگ نرم، برخلاف تصور رایج، صرفاً دروغپردازی رسانهای نیست. این جنگ زمانی موفق میشود که جامعه خسته، تحت فشار و بلاتکلیف باشد.
از کوفه تا بیروت، کاراکاس، تهران، و بغداد، تاریخ یک قاعده روشن را تکرار میکند که امروز بیش از هر زمان دیگری یک ضرورت راهبردی است./پایان
