از پیامک تا گفت‌وگو

پیامک گرچه در نوع خود اقدامی جدید است اما همین گام‌های اولیه به یک معماری حرفه‌ای ارتباطی نیاز دارد

تعداد کلمات:۴۴۰ کلمه/ تخمین زمان مطالعه:۳ دقیقه

نویسنده: دکتر وحید فراهانی

 

در شرایطی که کشور با مجموعه‌ای از چالش هم‌زمان ـ از فشارهای اقتصادی و شکاف‌های اجتماعی گرفته تا تنش‌های امنیتی و احتمال درگیری‌های پرهزینه ــ روبه‌روست، هر نشانه‌ای از تلاش دولت برای ارتباط با مردم، قابل توجه و درخور ارزیابی است. ارسال پیامک‌های رسمی از سوی نهادهای دولتی و مقامات اجرایی، از جمله اطلاع‌رسانی درباره صدور گواهینامه موتورسواری برای زنان یا اعلام انتشار اسامی جان‌باختگان حوادث اخیر، را می‌توان نشانه‌ای از درک این ضرورت دانست که «سکوت» دیگر گزینه‌ای کارآمد برای حکمرانی نیست.

 

این اقدامات، در ذات خود، گامی رو به جلو محسوب می‌شوند. شفافیت درباره جان‌باختگان، می‌تواند پاسخی به فضای آمارسازی‌های متقابل باشد. همچنین اعلام رسمی تصمیماتی که مستقیماً با حقوق اجتماعی شهروندان ــ به‌ویژه زنان ــ در ارتباط است، می‌تواند نشانه‌ای از تمایل دولت به دیده‌شدن مطالبات تلقی شود. بابت همین تغییر رویکرد، باید از دولت تشکر کرد؛ چرا که پذیرفته است «اطلاع‌رسانی نکردن» خود نوعی کنش منفی است.اما اینجا باید صادق بود: پیامک، گفت‌وگو نیست.
پیامک، نهایتاً اطلاع‌رسانی یک‌طرفه و حداقلی است؛ ابزاری برای انتقال پیام، نه ساختن رابطه. در شرایط فعلی ارتباط یک‌طرفه نمی‌تواند جای گفت‌وگوی مستمر، زنده و دوسویه را بگیرد.

 

فاز جدید گفت‌وگو با مردم، نیازمند حرفه‌ای‌سازی ارتباطات دولتی است. تجربه موفق ستاد ملی مقابله با کرونا نشان داد که حضور منظم، قابل پیش‌بینی و شفاف یک سخنگوی مشخص، چگونه می‌تواند اضطراب عمومی را مدیریت و حتی تصمیمات سخت را قابل فهم‌تر کند. امروز نیز کشور به الگوی مشابهی نیاز دارد:
سخنگویی اقتصادی که هر هفته، بدون شعار، درباره تورم، بودجه، یارانه‌ها و تصمیمات توضیح دهد؛
سخنگویی اجتماعی که درباره حوادث اخیر مطالبات،خط قرمزهای حاکمیت با زبانی روشن صحبت کند و حتی این در مورد حوادث امنیتی هم صادق است.
و مهم‌تر از همه، رئیس‌جمهوری که نه در بزنگاه‌های بحرانی، بلکه به‌صورت منظم و برنامه‌ریزی‌شده، مستقیماً با مردم گفت‌وگو کند.

گفت‌وگو یعنی پاسخ‌گویی، نه صرفاً اعلام تصمیم.
یعنی پذیرفتن این واقعیت که بخشی از جامعه قانع نشده، عصبانی است یا احساس شنیده‌نشدن دارد.
یعنی طرح پرسش‌های سخت و دادن پاسخ‌های حتی ناقص اما صادقانه، به‌جای وعده‌های کلی و بی‌زمان.

 

در این چارچوب، پیامک می‌تواند فقط یکی از ابزارها باشد؛ نه ابزار اصلی. ابزار اصلی، «اعتمادسازی تدریجی» است و این بدون تداوم ممکن نیست. مردم با یک اطلاعیه یا یک اقدام نمادین قانع نمی‌شوند. آن‌ها روند می‌خواهند، نه خبر؛ گفت‌وگوی زنده می‌خواهند، نه گزاره‌های از پیش تنظیم‌شده.
پیامک گرچه در نوع خود اقدامی جدید است اما همین گام‌های اولیه به یک معماری حرفه‌ای ارتباطی نیاز دارد و هنوز فرصت بازسازی بخشی از سرمایه اجتماعی وجود دارد‌و در واقع پیامک، شروع است؛
اما اگر به گفت‌وگو ختم نشود، خیلی زود به نمادی دیگر از فاصله دولت و مردم تبدیل خواهد شد./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید